اساسنامه کانون ملی پارلمانتارینها
نخستین کتاب از زیرمجموعه «از روی دست دیگران» با عنوان «اساسنامه کانون ملی پارلمانتارینها» از سوی کتاب «کادها» به صورت درونسازمانی و در شمارگان محدود برای کارورزان کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) منتشر شد. این کتاب را «هوش مصنوعی» ترجمه کرده است و ویراستار کتاب، آقای داود حسین، در پیشگفتار این کتاب، در باره ضروت ترجمه آن توضیحاتی ارایه داده است که متن کامل آن در ادامه این نوشته تقدیم شده است.
خاطر نشان میشود مجموعه کتابهای دفتر کارگاههای آموزش قواعد دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) با عنوان «تجربه یک جهش فرهنگی» منتشر میشوند و هدف تمام آنها ـ به نحو مستقیم یا غیرمستقم ـ کمک به بسط و تعمیق «جهش فرهنگی» است. «خاطرات زیرخاکی» (تا کنون ۳۷ جلد)، کتاب کادرها (تا کنون ۷ جلد)، «مقالات آموزشی» (تا کنون سه جلد)، «اسناد زیرخاکی» (یک جلد)، برخی از عناوین سایر زیرمجموعههای کتاب «کادرها» هستند. در زیرمجموعه «از روی دست دیگران» اسناد و متونی انتخاب و معرفی خواهند شد که میتوانند به ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) مدد برسانند، به شرط آن که به حای کپیسازی و کپیبرداری از آنها، روند بازآفرینی ساختارها براساس کشف مستمر صورت بگیرد. اساسنامه «کانون ملی پارلمانتارینها» نیز با این شرط ترجمه شده است.
مخاطبان این نوشتهها میدانند که معنای «پارلمانتارین» در فرهنگ سیاسی آمریکا با معنای این اصطلاح در اروپا متفاوت است. در اروپا معمولاً به نمایندگان پارلمانها پارلمانتارین میگویند. در حالیکه این اصطلاح در فرهنگ سیاسی ایلات متحده به معنای کسانی است که در امر به کارگیری رویه عام و قانون عام پارلمانی تخصص دارند. این متخصصان هدف خود را ترویج قواعد دستورنامه رابرت تعریف کردهاند که جامعترین و کاملترین روایت رویه پارلمانی و قواعد دموکراسی را ارایه میدهد و خودشان را «پروفشن» تلقی میکنند و عنوان تشکل آنان «کانون ملی پارلمانتارینها» است. اما چرا بررسی اساسنامه این کانون برای کادرهای دموکراسی در ایران مفید است؟ پیشگفتار کتاب به همین پرسش پرداخته است.
علاقهمندانی که تمایل دارند کتابهای کادرها را دریافت کنند میتوانند با شماره تلفنهای ۸۸۹۱۱۰۱۷ و ۰۹۳۵۶۵۲۸۶۱۱ (دفتر کادرها) تماس بگیرند یا پیام بگذارند تا متن الکترونیکی یا کاغذی کتاب به آنان تقدیم شود.
متن پیدیافی کتابهای «کادرها»، رایگان یا همت عالی است. علاقهمندانی که بخواهند بابت دریافت کتابها و کمک به تداوم «جهش فرهنگی» مبلغی پرداخت کنند، میتوانند کمکهای خود را به شمارهی حسابی که تقدیم میشود واریز کنند.
و اما پیشگفتار ویراستار کتاب را با هم بخوانیم:
پیشگفتار:
خلاصه مطلب
بروز یک سلسله رویدادهای متمایز طی ماههای اخیر در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» حاکی از آن است که این جنبش فرهنگی/اجتماعی/سیاسی به مرور وارد مرحله نوینی از حیات خود شده است و در نتیجه ضرورت دارد اساسنامه «کانون ملی پارلمانتارینها» به فارسی ترجمه شود و به عنوان یک جزوه آموزشی در کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) مورد استفاده قرار بگیرد. این رویدادها چه هستند و چه ویژگیهایی دارند؟ مختصات این مرحله نوین از «جهش فرهنگی» چیست؟ و این جزوه آموزشی قرار است چه نقشی در آینده این حرکت ایفا کند؟ این نوشته به همین پرسشهای میپردازد.
از ساده به پیچیده
معمولاٌ در تمام کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (قواعد دموکراسی) روند تأسیس یک «جامعه/انجمن/سازمان» براساس موازین دموکراسی به عنوان تمرین و مرحله به مرحله طی میشود تا کارورزان با رویههای تأسیس انواع جوامع دموکراتیک در چارچوب قانون عام و عمومی ساخت جوامع مدرن براساس اساسنامه/قانون اساسی آشنا شوند.
در این کارگاهها تأکید اصلی بر آشنا ساختن کارورزان با قواعد مندرج در کتاب «دستورنامه رابرت» است که نقش یک فضای عامل را ایفا میکند که اساسنامه/قانون اساسی هر جامعه در چارچوب آن تدوین میشود. هدف اصلی این است که کارورزان آموزش دستورنامه رابرت (کادرها) مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار را کسب کنند و این مهارت نسبتاٌ پیچیده را ارتقا بخشند.
بدیهی است که اساسنامه/قانون اساسی یک جامعه تا حدی شبیه به اسکلت یک موجود زنده است که پا به پای رشد موجود زنده رشد میکند، اندامهای مختلف پیدا میکند، استحکام مییابد و به تکامل میرسد.
در کارگاههای آشنایی با قواعد دمکراسی تلاش میشود روند شکلگیری یک هستهی اولیه، و بعد، تأسیس گروه حامیان تأسیس یک جامعه/انجمن/سازمان و در مرحله آخر، تأسیس یک جامعه/انجمن، مرحله به مرحله تمرین شود تا کادرها روند تکامل اساسنامه هر جامعه را در عمل تمرین کنند.
با این همه، تمام تشکلهایی که تا پیش از دورهی اخیر و به این ترتیب در دفتر کادرها شکل میگرفتند، «جامعه/انجمن» بودند و به این خاطر که تعداد اعضای آنها نیز محدود بود، ساختار اساسنامههای آنها نیز بسیار ساده طراحی میشدند. اما ـ همانطور که در ابتدای این نوشته خاطر نشان شد ـ طی ماههای اخیر ، بروز چند رویداد متمایز نشان میدهد که «جهش فرهنگی» وارد مرحله نوینی شده است. در ادامه این نوشته به چند نمونه از این رویدادها اشاره میشود:
«جریان اصلی» برسر دوراهی
منظور از «جریان اصلی» [1] سلسله اقداماتی است که اعضای «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» برای تأسیس انجمنی براساس قواعد دستورنامه رابرت با نام موقت «انجمن اصلی» تا کنون انجام دادهاند و روند تکاملی تأسیس این انجمن طی ماههای اخیر وارد مرحلهای نوین شده است.
«کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» نخستین کارگاه آشنایی با قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت بود که با حضور ۱۲ نفر از فعالان اجتماعی [2] ساعت ۷ بامداد روز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در سالن هیأت مدیره انجمن شرکتهای ساختمانی تهران برگزار شد.
در نخستین مرحله از فعالیت این گروه، ۴۹ نشست آموزشی و تمرینی برای آشنایی با قواعد دموکراسی برگزار شد.
نخستین نشست دومین مرحله از فعالیت «جریان اصلی» روز یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ در سالن هیأت مدیره انجمن شرکتهای ساختمانی تهران برگزار شد و این مرحله با برگزاری ۵۰ نشست خاتمه یافت. هدف این مرحله از فعالیت «جریان اصلی» تأسیس انجمنی با نام موقت «انجمن اصلی» تعریف شد و برای این منظور از حدود ۱۳۰ نفر از فعالان اجتماعی دعوت شد تا در صورت تمایل در نشستهای علنی این گروه شرکت کنند تا از نزدیک با روش اداره جلسات براساس این قواعد آشنا شوند.
گفتی است که به موازات برگزاری نشستهای ماهانه «گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی» (یا همان «جریان اصلی») کارگاههای متعدد دیگری برای آموزش قواعد دستورنامه رابرت برگزار میشد و از درون همان کارگاهها انجمنهای دیگری نیز به صورت تمرینی شکل میگرفت که برخی از آنها به فعالیتهای خود ادامه دادند و میدهند. به همین خاطر، به مرور این ایده شکل میگرفت که به جای «انجمن اصلی» «کانون انجمنهای اصلی اختصاصی» تأسیس شود.
سرانجام روز ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ و در سیزدهمین سالروز تشکیل نخستین نشست «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی»، نخستین نشست بنیانگذاران «انجمن اصلی» با دعوت از حدود ۷۰ نفر از فعالان اجتماعی در دفتر کادرها برگزار شد و فعالیتها برای تأسیس این انجمن در جریان است.
در جریان بررسی وضعیت عضویت در انجمن اصلی بود که بار دیگر این مسأله مطرح شد که انجمن اصلی بهتر است متشکل از اشخاص حقیقی باشد یا اشخاص حقوقی؟ و به این ترتیب، جریان اصلی بر سر یک دو راهی قرار گرفت.
در دفاع از تأسیس کانون انجمنهای اصلی
کسانی که از پیشنهاد تأسیس «کانون انجمنهای اصلی» دفاع میکنند معتقدند در طول سالهای اخیر و چه بسا با مشارکت همان فعالان اجتماعی که قراراست انجمن اصلی را تأسیس کنند، انجمنهای متعدد دیگری تشکیل شده است که ۱) مرجع پارلمانی تمام آنها کتاب دستورنامه رابرت است، ۲) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم قواعد دموکراسی را ترویج می کنند، ۳) قرار است، مانند انجمن اصلی، همان مشکلات ساختاری را مرتفع کنند که ناشی از عدم آشنایی با قواعد دموکراسی است.
به عبارت دیگر، این انجمنهای اختصاصی میتوانند نقش اندامهای مختلف یک پیکره واحد را ایفا کنند و مناسبترین قالب برای این پیکره نیز «کانون انجمنهای اصلی اختصاصی» (نام موقت) است.
علاوه بر این، در طول تمام سیزده سال گذشته، در کارگاههایی که در دفتر کادرها برگزار شده است، فقط امکان تأسیس «جامعه/انجمن» فراهم بوده است. در نتیجه، کادرها با قواعد و رویههای متفاوت تشکیل «کنوانسیون» آشنا نشدهاند. به همین خاطر، تشکیل کانون انجمنهای اصلی اختصاصی این فرصت را در اختیار تمام فعالان اجتماعی حامل «تجربه یک جهش فرهنگی» قرار میدهد که با رویههای اصولی تأسیس «کنوانسیون» نیز آشنا شوند.
در واکنش به همین مسائل بود که «گروه بنیانگذاران انجمن اصلی» در هشتمین نشست خود که روز چهارشنبه ۵ آذر برگزار شده بود کمیتهای چهار نفره مرکب از آقایان مجتبی امیری، داود حسین، شهرام حلاج و ابوالفضل علیآبادی را منصوب کرد که ضمن مطالعه و تحقیق در این خصوص، پیشنهاد مشورتی خود را به نشست بعدی گروه بنیانگذاران انجمن اصلی ارایه دهد. و یکی از بهترین اسنادی که در این زمینه میشد مورد تحقیق قرار داد اساسنامه کانون ملی پارلمانتارینهاست که ترجمه آن پس از همین نوشته تقدیم شده است. چرا این سند برای این تحقیق مناسب است؟ به این پرسش در ادامه همین نوشته پاسخ داده خواهد شد. اما پیش از آن لازم است به چند رویداد دیگر در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» اشاره شود.
تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور
در دهمین و آخرین نشست یکی از کارگاههای غیرحضوری «آشنایی با قواعد دموکراسی» که از شنبه ۵ مهر تا شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴و با همکاری انجمن گسترش سواد دموکراسی و دفتر کارگاههای آموزش قواعد دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) به صورت هفتگی و الکترونیکی برگزار شد، اساسنامه «گروه حامیان تأسیس انجمنهای سواد دموکراسی در سراسر کشور» به تصویب رسید و دوازده نفر از اعضای کارگاه [3] که در آن نشست حضور داشتند با اعلام موافقت با مفاد اساسنامه مصوب، در مجمع مؤسس این گروه شرکت کردند و با انتخاب مسؤلان این گروه، عملاٌ، روند تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی، که نخستین آنها بیش از یک سال پیش در تهران فعالیت خود را شروع کرده بود، به سطح کشور گسترش یافت.
هرچند سرنوشت این گروه، همانند سرنوشت سایر جامعه/انجمنها، به خاطر خصوصیت ایرانیان، قابلپیشبینی نیست، اما اگر ـ گوش شیطان کر ـ چنین انجمنهایی شکل بگیرد، همکاری آنان در یک ساختار ملی اجتنابناپذیر خواهد بود. از همین رو، لازم بود از هماکنون آگاهیهای لازم برای تشکیل چنان ساختاری فراهم شود. اساسنامه «کانون ملی پارلمانتارینها» در این زمینه نیز تجربههای باارزشی در اختیار دستدرکاران تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور قرار خواهد داد.
بازآفرینی نخستین حزب ایرانی براساس موازین دموکراسی
روند بازآفرینی حزب فرزندان ایران براساس موازین دموکراسی که به همت و تلاش مستمر دبیرکل این حزب، آقای جمشید ایرانی آغاز شده است، نمونه دیگری از تجربههای «جهش فرهنگی» است که توجه به قواعد ناظر بر تأسیس کنوانسیونها را توضیح میدهد.
بازآفرینی حزب فرزندان ایران طی مراحل گوناگون و متمایز برنامهریزی شده است تا طی هر مرحله، تعداد هرچه بیشتری از کادرهای حزب با قواعد دموکراسی آشنا شوند و در جریان بازآفرینی حزب این قواعد را تکرار و تمرین کنند.
خوشبختانه دبیران کل چندین حزب پروانهدار دیگر که اتفاقاً در سازماندهی به خانههای احزاب در سراسر استانها نیز فعالند، در جریان بازآفرینی حزب فرزندان ایران قرار گرفتهاند و منتظرند در صورتی که این تجربه موفقیتآمیز از آب درآید، نسبت به بازآفرینی احزاب متبوع خود اقدام کنند.
جمعبندی اول: مختصات این مرحله
سه نمونه از «تجربه یک جهش فرهنگی» که به اختصار روایت شد نشان میدهد که «جهش فرهنگی» از مرحله تأسیس «جامعه/انجمن» عبور کرده است و وارد مرحله تأسیس «کانون/کنوانسیون» شده است. این مرحله چه مختصاتی دارد؟
درحالیکه اعضای «جامعه/انجمن»های پایه و محلی اشخاص حقیقی هستند و مجمع اعضای این جوامع را «اسمبلی» (مجمع عمومی اعضا) مینامند، هنگامی که گروهی از این «جامعه/انجمن»ها با حفظ هویت سازمانی و تشکیلاتی خود تصمیم میگیرند، به مثابه یک کل با هم همکاری کنند، به قواعد متفاوتی نیاز خواهند داشت که در فصل ۱۹ کتاب دستورنامه رابرت با عنوان «کنوانسیون» (مجموع عمومی نمایندگان) تشریح شده است.
به عنوان نمونه، «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور»،هدف خود را این طور تعریف کرده است:
تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در هر شهر، روستا و محله با هدف «ترویج سواد دموکراسی در مجامع تصمیمگیری و تربیت کادر برای تحقق این هدف»؛ براساس قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت.
ممکن است گروههای ۵ نفره در نقاط مختلف کشور به عنوان انجمنهای گسترش سواد دموکراسی تأسیس شوند که تمامشان هدف واحدی را دنبال میکنند: ترویج قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت. در آن صورت، تمام این انجمنها باید بتوانند در ساختاری متشکل شوند که به مثابه یک پیکره واحد با هم همکاری کنند. این ساختار چه مختصاتی خواهد داشت؟
به عنوان نمونهای دیگر، به روند بازآفرینی حزب فرزندان ایران توجه کنیم: این حزب ناگزیر است در هر اقدام سیاسی با احزاب و سازمانهای سیاسی مختلف در سطح شهر، استان و کشور همکاری کند. این همکاریها چه ساختار و مناسباتی باید داشته باشد؟
به نخستین نمونهای که در این نوشته به آن اشاره شد توجه کنم: انجمن اصلی. اگر این انجمن با اعضای حقیقی تأسیس شود، در آن صورت مانند سایر انجمنهایی خواهد بود که طی ۱۳ سال گذشته در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند و اتفاقا هدف هر یک از آنها نیز اصلاح ساختاری براساس موازین دموکراسی در یک قلمرو اختصاصی است. درحالیکه فقط هدف انجمن اصلی است که به صورت کلی و عام تعریف شده است. از همینرو، بهترین روش سازماندهی به این انجمن، تشکیل کانون/کنوانسیونی متشکل از تمام انجمنهایی است که مرجع پارلمانی آنها دستورنامه رابرت است و در نتیجه به صورت ضمنی هدفهای انجمن اصلی را دنبال میکنند.
اعضای انجمنهایی که طی سیزده سال گذشته در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند ممکن است عضو یک یا چند انجمن باشند. به علاوه، ممکن است افرادی بخواهند عضو انجمن اصلی شوند که هنوز عضو هیچ یک از انجمنهای تا کنون تأسیس شده نیستند.
از منظر دیگر، ممکن است انجمنهایی محلی باشند و بخواهند عضو انجمن اصلی شوند. درحالیکه انجمنهای دیگری شکل گرفتهاند که در سطح ملی فعالیت میکنند و در هر شهر و استانی ممکن است حوزه شهری و استانی تشکیل داده باشند و آنها نیز بخواهند عضو انجمن اصلی شوند. مناسبات آنان چگونه باید تعریف شود؟
و اگر قرار به پرداخت هزینه عضویت باشد، چه باید کرد؟ چه کسانی به کدام انجمنها یا کانونها باید هزینه عضویت بپردازند یا نپردازند؟ و چگونه در فرایند تصمیمگیریها مشارکت کنند؟
اینها نمونههایی از پرسشهایی است که وقتی قرار باشد فعالیتهای اجتماعی فعالان پروفشنال از حالت محفلی و هیأتی به حالت حقوقی و سازمانی ارتقای مییابد، باید تعیین تکلیف شود و آن هم به صورت اصلی و به روشی که کل سیستم با هماهنگی و انسجام کامل کار کند.
از روی دست دیگران
از روی دست دیگران، کموبیش، معادل اصطلاح «مهندسی معکوس» است: محصول یک تکنولوژی پیچیده را از این منظر بررسی کنید که چطور ساخته شده است تا طبق همان رویه، محصول را بازتولید کنید.
در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» نخستین کتابچه از مجموعه «از روی دست دیگران» ترجمه اساسنامه «کانون ملی پارلمانتارینها»ست که پس از این نوشته تقدیم شده است.
گفتنی است که هدف «کانون ملی پارلمانتارینها»ترویج رویه پارلمانی (دستورنامه رابرت) در سطح جهان است. از این منظر، کاری که این کانون انجام میدهد، کموبیش، همان کاری است که دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت قرار است انجام دهد: ترویج قواعد مندرج در دستورنامه رابرت. با یک تفاوت عمده و بسیار مهم: ساختارهای مستقر در ایالتهای آمریکا و سایر کشورهای دارای فرهنگ آنگلوساکسونی، کموبیش، براساس رویه پارلمانی شکل گرفتهاند. درحالیکه «کادرها» در جامعهای فعالیت میکنند که اساساٌ با این فرهنگ بیگانه است و در نتیجه باید قدم به قدم مسیر خود برای بازآفرینی را - گر ااساساٌ ممکن باشد - کشف و اصلاح کنند.
در نتیجه، درست همانطور که به کارگیری قواعد دستورنامه رابرت در فرهنگ ایران مستلزم کشف مداوم است، بهرهگیری از تجربههای کانون ملی پارلمانتارینها و از جمله اساسنامه آن کانون نیز مستلزم کشف مدام است. و با چنین چشماندازی است که ترجمه این سند، برای بررسی در کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت در دستورکار قرار گرفت.
درباره ترجمه
به برکت هوش مصنوعی، این سند در چشمبههمزدنی به فارسی ترجمه شد و اتفاقاً ترجمهی جناب هوش مصنوعی به نحو حیرتآوری قابل قبول بود و به چند ویرایش جزیی نیاز داشت. با این همه، نویسنده این پیشگفتار مسؤلیت نادرستیهای احتمالی ترجمه را برعهده میگیرد.
داود حسین
سهشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴
[1] «جریان اصلی»: گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی. داود حسین. کتاب کادرها. خرداد ۱۴۰۲
[2] نام آنان؛ آقایان: ۱. مجتبی امیری، ۲. محمدحسین بنیاسدی، ۳. محمد بهشتی، ۴. مهدی جمالی بحری، ۵. داود حسین، ۶. محسن رزمخواه، ۷. عبدالتفاح سلطانی، ۸. بهرام شهریاری، ۹. محمد عطاردیان، ۱۰. آرش کیخسروی، ۱۱. علیاصغر گلسرخی، ۱۲. مصطفی معین.
[3] نام آنان: خانمها: ۱. نسیم افضلی، ۲. لعیا جعفری، ۳. ساغر میرطالبی، و آقایان: ۴. امید ملکزاده، ۵. محمدرضا پژوهان، ۶. جمشید ایرانی، ۷. حسین جعفری، ۸. فریدون کریمی، ۹. رضا غفاری، ۱۰. منصور پروین، ۱۱. محمدعلی صفرپور و ۱۲. داود حسین.
