اهمیت تصمیم بنیانگذارن برای آینده ایران!
«گروه بنیانگذارن انجمن اصلی» در دهمین نشست خود که ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴ به صورت حضوری و غیرحضوری دعوت به دستور شده بود، تصمیم گرفتند به جای «انجمن »، «کانون» تشکیل دهند. «کانون» با «انجمن» چه فرقی دارد؟ و این تصمیم برای «تجربه یک جهش فرهنگی» و آینده ایران چه اهمیتی خواهد داشت؟ نوشتهای که پس از این مقدمه کوتاه خواهد آمد به این پرسشها میپردازد. اما پیش از آن؛
خاطر نشان میکند که تا کنون از میان ۷۴ نفری که برای بنیانگذاری انجمن اصلی دعوت شده بوند ۲۳ نفر اساسنامه گروه بنیانگذاران را امضا کردهاند و در دهمین نشست این گروه ۱۳ نفر از آنان حضور یافته بودند: ۱) محمدطاهر آهنگری عضو انجمن گسترش سواد دموکراسی و عضو گروه بازآفرینی حزب فرزندان ایران، ۲) جواد اسماعیلی که برای نخستین بار در نشستهای گروه بنینگذاران شرک کرده بود، ۳) رسول بابارضا عضو گروه بنینگذاران انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان (تاک)، ۴) ابوالفضل بازرگان مسؤل کمیته اجرایی نهضت آزادی ایران و عضو گروه بنیانگذاران انجمن اصلی، ۵) شهرام جلاج، عضو انجمن گسترش سواد دموکراسی و انجمن اصلاح نظام قانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی، ۶) محمد داوری سخنگوی سازمان معلمان ایرن و عضو گروه بنیانگذاران انجمن اصلاح ساختاری احزاب سیاسی (اساس)، ۷) علی شعبانی عضو گروه بنیانگذاران اصلی، ۸) نرگس ظریفیان دبیر انجمن گسترش سواد دموکراسی و نیز دبیر گروه بازآفرینی «تشکل حامیان برابری معلولان»، ۹) شهریار علیپور عضو سازمان موقت حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا و بنیانگذار «کارگاه جهش فرهنگی در تأتر»، ۱۰) ابوالفضل علیآبادی عضو انجمن اصلاح نظام قانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی، ۱۱) محمد قائم مقامی عضو انجمن گسترش سوداد دموکراسی، ۱۲) فاطمه منصور زاده از مسؤلان حوزه اصفهان سازمان معلمان ایران و عضو گروه بنیانگذاران انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان و ۱۳) داود حسین تسهیلگر تأسیس انجمنهای طراز نوین.
همانطور که ملاحظه میکنید، بخش قابل توجهی از حاضران در دهمین نشست گروه بنیانگذاران انجمن اصلی در یک یا چند انجمن و سازمان دیگر که براساس دستورنامه رابرت فعالیت میکنند عضو هستند و همین واقعیت ضرورت تأسیس کانون به جای انجمن را نشان میدهد.
در دهمین نشست گروه بنیانگذاران انجمن اصلی - که از این پس باید آن را موقتاً «گروه بنیانگذارن کانون اصلی» نامید - به کمیتهای یک نفره مأموریت داده شد تا فهرست تمام پرسشهای احتمالی را که باید در نشستهای آتی گروه بنیانگذاران کانون اصلی مورد مشورت قرار بگیرد تهیه کند و ارایه دهد. پس از همفکری گروهی در مورد این پرسشها، پیشنویس اساسنامه کانون اصلی تهیه خواهد شد.
پس از این مقدمه به پرسشهای مطرح شده میپردازییم:
«کانون» با «انجمن» چه فرقی دارد؟
به نظر میرسد تمام فعالان اجتماعی با تفاوتهای «کانون» و «انجمن» به خوبی آشنا هستند. با این همه، اشاره به برخی نکات در این زمینه ضروری است.
در کتاب دستورنامه رابرت از دو اصطلاح «سوسایتی» و «اسوسیایشن» استفاده شده است که تعاریف متمایز و دقیقی دارند. «سوسایتی» گروه از افراد هستند که برای یک هدف مشخص به خودشان سازمان دادهاند (یعنی طبق اساسنامه مصوب خود با هم رفتار میکنند). در حالی که «اسوسیایشن» گروهی از این «سوسایتیها» هستند که هدف مشترکی دارند و در چارچوب اساسنامه مصوب خود با هم همکاری میکنند.
در ادبیات انجمنی در ایران امروز برای این دو اصطلاح معادلهای مختلف وجود دارد که به جای هم به کار میروند. اما مترجم دستورنامه رابرت از دو اصطلاح «انجمن و/یا جامعه» به عنوان معادل اصطلاح «سوسایتی» استفاده کرده است و کلمه «کانون» را برای ترجمه «اسوسیایشن» به کار برده است.
در کتاب مورد بحث، به مجمع اعضای جامعه/انجمنها «اسمبلی» گفته میشود که به «مجمع اعضا» ترجمه شده است در حالی که مجمع کانونها «کنوانسیون» نامیده شده که به «مجمع نمایندگان» ترجمه شده است.
در حالی که فصل ۱۷کتاب دستورنامه رابرت با عنوان «نشستهای تودهای؛ سازماندهی به یک انجمن دائمی» قواعد ناظر برتأسیس یک انجمن را تشریح کرده است که از دل یک نشست توده سربرمیآورد، فصل ۱۹ کتاب با عنوان «کنوانسیونها» قواعد ناظر بر تأسیس و اداره کنوانسیونها را تشریح کرده است. در هر یک از این دو فصل، به نکات مهمی اشاره شده است که آگاهی از آنها به ارتقا کیفیت ساخت جامعه/انجمن و کانون کمکهای قابل توجهی خواهد کرد.
تجربه یک جهش فرهنگی
دومین پرسشی که در نخستین بند این نوشته مطرح شد این بود: و این تصمیم برای «تجربه یک جهش فرهنگی» و آینده ایران چه اهمیتی خواهد داشت؟
منظور از «تجربه یک جهش فرهنگی» تلاش دستهجمعی تمام فعالان سیاسی اجتماعی است که به نحوی با قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) آشنا شدهاند و ترویج این قواعد را برای ارتقای مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) ضروری تشخیص دادهاند و ـ مهمتر ـ خود را متعهد ساختهاند تا در حد وسع خود برای ترویج این قواعد به صورت دستجهجمعی تلاش کنند.
پیش از پرداختن به اهمیت تصمیم گروه بنینگذاران برای «تجربه یک جهش فرهنگی» لازم است این نکته هم وارسی شود که «تجربه یک جهش فرهنگی» برای آینده ایران چه اهمیتی دارد؟
«جهش فرهنگی» براساس این «تجربه» استوار شده است که آشنایی فرد با قواعد مندرج در دستورنامه رابرت به مثابه یک منظومه حقوقی سبب خواهد شد تا به صورت شهودی فقدان چیزهایی را درک کند که پیش از این آشنایی درک فقدان آنها برایش ممکن نمیبود.
بنا به این تعاریف، «تجربه یک جهش فرهنگی» کشف ریشههای مشکلاتی است که با چشم سر قابل رؤیت نستند و به وضعیت «آشوب/استبداد» در تمام جوامع شبهمدرن ایران امروز تدوام میبخشند و در واقع علت وجود و تداوم وضعیت آشوب/استداد هستند.
بیتردید جامعه ایران آبستن تحولات سیاسی متنوع، پیدرپی و غیرقابل پیشبینی است. اما «جهش فرهنگی» دنبالهرو حوادث نیست بلکه طبق تحلیلی که از عوامل ریشهای این مشکل خاص (آشوب/استداد) دارد، باید بتواند راهنقشهای بلند مدت برای ارتقای مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار تدوین کند و آن را به اجرا درآورد.
در چارچوب چنین تحلیلی است که باید دید تصمیم گروه بنیانگذاران انجمن اصلی برای تأسیس کانون به جای انجمن چه اهمیتی برای آینده این جنبش دارد؟
انجمن اصلی و انجمنهای دیگر
واقعیت این است که انجمن اصلی نخستین انجمنی است که تصمیم گرفته شد براساس قواعد دستورنامه رابرت تأسیس شود. اما از همان ابتدا اصرار براین بود که روند تأسیس این انجمن حتیالمقدور کند و طولانی شود، چرا که برگزاری هر نشست گروه بنیانگذاران آن یک تجربه ارزشمند محسوب میشد و تعداد هر چه بیشتری از فعالان سیاسی و اجتماعی در معرض این تجربه قرار میگرفتند.
همزمان با روند تدریجی و وطولانی تأسیس انجمن اصلی، کارورزانی که در کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت شرکت میکردند نیز انجمنهای دیگری براساس دستورنامه رابرت تشکیل میدادند. به این ترتیب، تعداد قابل توچهی انجمن دیگر به موازات انجمن اصلی تأسیس شد و به مرور این ایده سربرآورد که بهتر است انجمن اصلی به کانونی منتشکل از از تمام انجمنهایی تبدیل شود که براساس دستورنامه رابرت تأسیس شدهاند.
اهمیت این تصمیم برای آینده ایران
بنا به تعریف «مهم» چیزی است که برچیزها و انسانهای دیگر تأثیر بگذارد و هرچه شدت و میزان این تأثیر بیشتر باشد، آن چیز «مهمتر» است.
با این حساب، اگر گروه بنیانگذاران انجمن اصلی، طبق تصمیم قبلی خود یک انجمن درست میکردند، این انجمن هیچ تأثیری بر عملکرد سایر انجمنهایی که تا کنون در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند، نمیگذاشت. تمام آن انجمنها طبق روال جاری به فعالیتهای خود ادامه میدادند و انجمن اصلی هم انجمنی کم و بیش مثل سایر انجمنهایی که براساس دستورنامه رابرت تأسیس شدهند به فعالیت خود ادامه میداد. اما اکنون، و با تصمیم گروه بنیانگذاران انجمن اصلی مبنی بر تأسیس کانون به جای انجمن، همه چیز تغییر خواهد کرد. به مواردی از این تغییرات به عنوان نمونه اشاره میشود:
۱. اعضای گروه بنیانگذاران باید با قواعد ناظر برتأسیس کنوانسیون آشنا شوند و برای نخستین بار این قواعد را در عمل تمرین کنند.
۲. گفتگو در باره تأسیس کانون در تمام انجمنهایی که تا کنون در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند آغاز خواهد شد.
۳. روند گفتگوی درون و بینسازمان در باب معماری انجمن اصلی سبب خواهد شد تمام انجمنها در فرایند ساخت یک کانون طبق موازین دموکراسی مشارکت کنند.
۴. و سرانجام تمام اعضای تمام انجمنهایی که تا کنون در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند و حتی تمام کسانی با قواعد دموکراسی آشنا شدهاند اما تا کنون فرصت مشارکت در فرایند ساخت جوامع مردم خودقانونگذار را کسب نکرده بودند، فرصت خواهند یافت، همه با هم زیر سقف یک «مجمع» دور هم جمع شوند و تصمیمگیری دستهجمعی طبق قواعد پیچیده را به صورت دستهجمعی تمرین کنند.
از آنجا که هدف اصلی یا ضمنی انجمنهای طراز نوینیی که براساس موازین دموکراسی شکل گرفته یا خواهند گرفت، بازآفرینی ساختارهای مستقر است، تکتک این انجمنها به مثابه اندامهای مختلف یک پیکره واحد، یک هدف کلان را دنبال خواهند کرد: بازآفرینی نظام فرهنگیاجتماعیسیاسی مستقر براساس موازین دموکراسی. درک اهمیت این تصمیم برای آینده ایران دیگر خیلی دشوار نخواهد.
fa
اخبار ساخت جوامع طراز نوین
انجمن اصلی
?
