كارگاههاي آموزش دستورنامه رابرت (كادرها)
http://www.kadrha.com/
به وب سایت دفتر کادرها خوش آمدید!
شماره تماس: ۸۸۹۱۱۰۱۷ - ۰۲۱ دفتر كادرها براي آموزش قواعد پيشگزيده ي ادارهي انواع مجامع تصميمگيري و سازمانهاي دموكراتيك تأسيس شده است كه در كتابي با عنوان رابرتز روولز آو اوردر (دستورنامه رابرت) گردآوري و منتشر شده است.كتاب دستورنامه رابرت كه نخستين ويرايش آن در سال ۱۸۷۶ در ايالات متحد آمريكا انتشار يافت و برگردان فارسي ويرايش دوازدهم (سال ۲۰۲۰) آن را نشر اختران، روز ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ منتشر کرده است و در دسترس علاقمندان قرار دارد، قواعد و رويههاي قانون عرفي پارلمان را، با حذف بخشهايي از آن كه در خارج از مجامع قانونگذاري كاربرد ندارد، تدوين، تشريح و بر مبناي اصول بنيادين قانون پارلمان تبين كرده است. براي قانون عرفي پارلمان سه تعريف ارايه شده است: قواعد بازي دموكراسي قواعد حاكم بر رويههايي كه از طريق آنها قوانين مدني و جزايي تدوين و تصويب ميشوند قواعد و آدابي كه بر مجامع و سازمانهاي مشورتي و تصميمگيري ناظر و حاکم هستند.اگر مایلید از نحوهی سازماندهی به مطالب این وبسایت، سر در بیاورید، ادامه این مطلب را اینجا بخوانید!faSPIP - www.spip.netكارگاههاي آموزش دستورنامه رابرت (كادرها) http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L144xH136/siteon0-a1421.jpg
http://www.kadrha.com/
136144فهرست مطالب كتاب "دستورنامه رابرت"
http://kadrha.com/spip.php?article17
http://kadrha.com/spip.php?article172023-01-23T16:00:00Ztext/htmlfaگروه نويسندگانAnnonceeditorial
<p>ويرايش دهم كتاب رابرتز رولز آو اوردر (دستورنامه رابرت) كه در سال ۲۰۰۰ و در ۸۰۰ صفحه در ايالات متحد آمريكا منتشر شده است، تمام قواعد و رويههاي پيشگزيدهي ادارهي انواع مجامع تصميمگيري و سازمانها و انحمنهاي دموكراتيك را به صورت جامع و كامل تشريح كرده است. ريشهي اين قواعد، به دولتشهرهاي يونان باستان ميرسد. سنتهاي دموكراسي يونان به روم منتقل شد و برخي از آنها در دوران چهار صد سالهي حكومت امپراتوري رم بر بريتانيا، با سنتهاي قبيلهاي آنگلوساكسونها در آميخت. اما بخش اصلي قانون عرفي پارلماني طي حدود هشتصد سال در پارلمانهاي انگلستان ساخته و (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique9" rel="directory">دستورنامه رابرت - ويرايش دهم </a>
/
<a href="http://kadrha.com/spip.php?mot1" rel="tag">Annonce</a>,
<a href="http://kadrha.com/spip.php?mot2" rel="tag">editorial</a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="local/cache-vignettes/L119xH150/arton17-caa89.png" width='119' height='150' onmouseover="this.src='local/cache-vignettes/L98xH150/artoff17-ebb78.png'" onmouseout="this.src='http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L119xH150/arton17-caa89.png'" />
<div class='rss_chapo'><p>ويرايش دهم كتاب <a href="https://robertsrules.com/" class='spip_out' rel='external'>رابرتز رولز آو اوردر</a><span class="spip_note_ref"> [<a href='#nb1' class='spip_note' rel='footnote' title='Robert's Rules of Order' id='nh1'>1</a>]</span> (دستورنامه رابرت) كه در سال ۲۰۰۰ و در ۸۰۰ صفحه در ايالات متحد آمريكا منتشر شده است، تمام قواعد و رويههاي پيشگزيدهي ادارهي انواع مجامع تصميمگيري و سازمانها و انحمنهاي دموكراتيك را به صورت جامع و كامل تشريح كرده است. ريشهي اين قواعد، به دولتشهرهاي يونان باستان ميرسد. سنتهاي دموكراسي يونان به روم منتقل شد و برخي از آنها در دوران چهار صد سالهي حكومت امپراتوري رم بر بريتانيا، با سنتهاي قبيلهاي آنگلوساكسونها در آميخت. اما بخش اصلي قانون عرفي پارلماني طي حدود هشتصد سال در پارلمانهاي انگلستان ساخته و پرداخته شد و از آنجا به مهاجر نشينهاي قارهي جديد انتقال يافت.</p> <p>به دليل حضور مهاجر نشينان غيرانگليسي تبار در ايالات متحد آمريكا و شكلگيري سنتهاي متفاوت پارلماني در ايالات مختلف آن كشور، مكتوب كردن و نشر اين قواعد در آمريكا ضرورت پيدا كرد. توماس جفرسو نخستين رئيس مجلس سنا و معاون رئيس جمهور ايالات متحد آمريكا نخستين نگارش اين قواعد را با عنوان <a href="https://www.google.com/books/edition/A_Manual_of_Parliamentary_Practice/8-0RAAAAIAAJ?hl=en&gbpv=1" class='spip_out' rel='external'>راهنمای پراکتیس پارلمانی برای استفاده در سنای ایالات متحده</a> براي استفاده در مجلس سناي آمريكا مكتوب كرد. بعدها، هنري مارتين رابرت براي نخستين بار روايتي از اين قواعد را براي استفاده در انواع جامعه/انجمنها و مجامع تصميمگيري گردآوري و در سال ۱۸۷۶ منتشر ساخت. اين كتاب به همت همسر، عروس، پسر و نوهي هنري مارتين رابرت به صورت مرتب مورد بازنگري قرار گرفته و ویرایشهای جدید آن منتشر شده است و به همین خاطر، از سوي بيش از هشتاد درصدانجمنها و سازمانهاي دموكراتيك در كشورهاي توسعهيافته، به عنوان «مرجع پارلماني» مورد استناد قرار ميگيرد و طبق قواعد آن اداره ميشوند. براي مطالعه بيشتر در اين زمينهها به پيشگفتار اين كتاب در<a href="http://kadrha.com/spip.php?article30" class='spip_out'>اينجا</a> مراجعه فرماييد.</p> <p>ويرايش دهم اين كتاب كه زير نظر هنري مارتين رابرت سوم و با همكاري گروهي از وكلاي پارلماني، تهیه و منتشر شده است، سالها پيش (۱۳۸۵) به فارسي ترجمه شد و از طريق وبسايتهاي مختلف در اختيار علاقمندان قرار گرفت. قرار است متن کاغذی آن نیز به همت نشر اختران در آیندهی نزدیک منتشر شود.</p> <p>گفتنی است که ویرایشهای <a href="http://kadrha.com/spip.php?article113" class='spip_in'>یازدهم</a> و <a href="https://robertsrules.com/" class='spip_out' rel='external'>دوازدهم</a> این کتاب نیز منتشر شده است که با ویرایش دهم آن تفاوتهای بسیار جزئی دارد.</p> <p>علاقمندان به متن کامل این کتاب میتوانند با دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) در تهران، با شماره تلفن۸۸۹۱۱۰۱۷ - ۰۲۱ تماس بگیرند. برگزاری انواع کارگاههای آموزشی نحوهی اداره مجامع و جلسات تصمیمگیری بر اساس قواعد منطقی و عادلانهای که در این کتاب تشریح شده است، و نیز، ارایه مشاوره در خصوص تدوین انواع اساسنامهها و آئیننامههای جامعه/انجمن/سازمانها نیز بخشی از خدماتی است که دفتر کادرها ارایه میدهد.</p> <p>لازم به یادآوری است که از سوی مؤسسه رابرتز رولز آو اوردر، خلاصهی ویرایش دهم کتاب دستورنامه، به صورت رسمی تهیه و منتشر شده است. ترجمه فارسی این کتاب خلاصه نیز <a href="http://kadrha.com/spip.php?article116" class='spip_in'>اینجا</a> دردسترس علاقمدان است.</p> <p>فهرست مطالب ترجمه غيرنهايي ويرايش دهم دستورنامه رابرت در ادامه تقديم ميشود:</p></div>
<div class='rss_texte'><p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <a href="http://kadrha.com/spip.php?article39" class='spip_in'>پيشگفتار</a><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <a href="http://kadrha.com/spip.php?article157" class='spip_in'>اصول زيربنايي قانون پارلمان</a></p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique42" class='spip_in'>I. مجامع مشورتي: انواع و قواعد آن</a></h3>
<p><strong>1. <a href="http://kadrha.com/spip.php?article46" class='spip_in'>مجمع مشورتي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ماهيت مجمع مشورتي، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> انواع مجامع مشورتي، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قابليت كاربرد قواعد پارلماني اصلاح شده در كميتهها و هيأتهاي كوچك،</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article48" class='spip_in'>2. قواعد يك مجمع يا سازمان</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> منشور شركت، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اساسنامه، آئيننامهها، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دستورنامه، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مقررات جاري،</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique43" class='spip_in'>II انجام كار در مجمع مشورتي</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article50" class='spip_in'>3. مقررات و رويههاي اساسي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تركيب حداقلي يك مجمع مشورتي، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> الگوي رسميت، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اعلام رسميت، نظم امور <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> روشهاي طرح موضوع در مجمع <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نوبت گرفتن و دادن</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article53" class='spip_in'>4. رسيدگي به يك پيشنهاد</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> چگونه يك پيشنهاد در برابر مجمع مطرح ميشود، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> بررسي يك پيشنهاد اصلي، گامهاي اساسي، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تصويب يك پيشنهاد يا اقدام بدون پيشنهاد، <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> با اجماع (يا توافق) عمومي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> رابطهي ساير پيشنهادها با پيشنهاد اصلي</p>
<h3 class="spip"> <a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique44" class='spip_in'>III. توصيف پيشنهادها در تمام دستهبنديها</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article55" class='spip_in'>5. دستهبنديهاي اساسي؛ نظام اولويتبندي پيشنهادها</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دستههاي پيشنهادها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهاي ثانويه به مثابه يك مفهوم بنيادين</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article54" class='spip_in'>6. توصيف دستهها و پيشنهادهاي جداگانه</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهاد اصلي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهاي فرعي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهاي فوريتي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهاي ضمني <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهايي كه موضوعي را دوباره در برابر مجمع قرار ميدهند</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article54" class='spip_in'>7. خصوصيات توصيفي استاندارد پيشنهادها</a></strong></p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique45" class='spip_in'>IV. نشست و اجلاس</a> </h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article57" class='spip_in'>8. نشست، اجلاس، تنفس، ختم</a></strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شرح اصطلاحها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ارتباط مفاهيم <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> معناي اجلاس (دوره)</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article58" class='spip_in'>9. انواع ويژهي نشستهاي كاري</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نشست عادي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نشست خاص <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نشست تعويقي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نشست سالانه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اجلاس غيرعلني<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اجلاس عمومي</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique46" class='spip_in'>V. پيشنهاد اصلي</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article59" class='spip_in'>10. پيشنهاد اصلي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تمايز بين پيشنهاد اصلي اوليه و پيشنهادهاي اصلي ضمني <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> توصيف خصوصيات استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قاببندي پيشنهادهاي اصلي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهادهاي اصلي كه در دستور نيستند <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> برخورد با پيشنهادهاي اصلي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اخطار قبلي پيشنهادها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پيشنهاد براي تصويب و پيشنهاد براي تأييد</p>
<h3 class="spip">V<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique47" class='spip_in'>I. پيشنهادهاي فرعي</a></h3>
<p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <i><a href="http://kadrha.com/spip.php?article60" class='spip_in'>11. تعويق نامشخص</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> (كنار گذاشتن يك پيشنهاد اصلي بدون رأي مستقيم به آن) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيحهاي بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article62" class='spip_in'>12. اصلاح</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد توضيح بيشتر (همراه با شكلها) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پركردن جاي خاليها</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article63" class='spip_in'>13. ارجاع يا احاله</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article64" class='spip_in'>14. تعويق مشخص</a></strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article65" class='spip_in'>15. كميت مذاكره</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article66" class='spip_in'>16. كفايت مذاكره</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> (بيدرنگ به مذاكره و طرح پيشنهادهاي فرعي به جز پيشنهاد رويميزگذاري خاتمه ميدهد) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article68" class='spip_in'>17. رويميزگذاري</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> (كنار گذاشتن كار در دست بررسي براي انجام فوري كاري ديگر) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique48" class='spip_in'>VII. پيشنهادهاي فوريتي</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article69" class='spip_in'>18. اخطار دستور روز</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> (تقاضا براي انجام كارها طبق دستور) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article70" class='spip_in'>19. طرح تقاضاي فوريتي</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article71" class='spip_in'>20. تنفس</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article72" class='spip_in'>21. ختم جلسه</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article73" class='spip_in'>22.تعیین زمان نشست تعویقی</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique49" class='spip_in'>VIII. پيشنهادهاي ضمني</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article74" class='spip_in'>23. اخطار دستور</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article75" class='spip_in'>24. فرجام</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article76" class='spip_in'>25. تعليق قواعد</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article77" class='spip_in'>26. مخالفت با بررسي موضوع</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article78" class='spip_in'>27. تفكيك موضوع</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article79" class='spip_in'>28. بررسي بند بند</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article80" class='spip_in'>29. تشكيك آرا</a></strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article81" class='spip_in'>30. پيشنهادهاي مربوط به روش اخذ رأي</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article82" class='spip_in'>31. پيشنهادهاي مربوط به معرفي نامزدها</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article83" class='spip_in'>32. تقاضاي معذوريت از وظيفه</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article84" class='spip_in'>33. سؤالها و تقاضاها</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر (همراه با شكلها)</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> الف. سؤالهاي پارلماني<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ب. تقاضاي توضيح<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پ. تقاضاي مجوز پسگيري پيشنهاد<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ث. تقاضاي قرائت مطبوعه<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ج. تقاضاهاي فوريتي ديگر</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique56" class='spip_in'>IX. پيشنهادهايي كه يك موضوع را براي بار دوم در برابر مجمع قرار ميدهند</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article85" class='spip_in'>34. روي ميز برداري</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article86" class='spip_in'>35. ابطال؛ اصلاح مصوبهي قبلي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article87" class='spip_in'>36. خلع يد كميته</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article89" class='spip_in'>37. تجديدنظر</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p>
<h3 class="spip">X. نوسازي پيشنهادها؛ پيشنهادهاي تأخيري و نامناسب</h3>
<p><strong>38. نوسازي پيشنهادها </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p> <p><strong>39. پيشنهادهاي تأخيري و نامناسب </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات توصيفي استاندارد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد و توضيح بيشتر <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شكل و نمونه</p>
<h3 class="spip">XI. نصاب؛ دستوركار و مفاهيم مربوط به آن</h3>
<p><strong>40. نصاب </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قواعد مربوط به نصاب <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شيوهي اجراي الزامهاي نصاب <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> جلب به مجمع</p> <p><strong>41. دستوركار؛ دستورات روز؛ آجندا يا برنامه </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دستوركار معمولي در انجمنهاي عادي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> به دستگيري كارها خارچ از دستور مناسب <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دستورات روز <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اجندا يا برنامه</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique80" class='spip_in'>XII. تخصیص صحن، مذاكره</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article188" class='spip_in'>42. قواعد ناظر بر تخصیص صحن</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تأييد يك عضو <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تخصیص صحن وقتي بيش از يك نفر کسب صحن کرده باشد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قطع سخن عضوي كه صحن دارد</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article189" class='spip_in'>43. قواعد ناظر بر مذاكره</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خلاصهي قواعد لازم براي مذاكره <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تعداد و مدت نطقها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تعديل زمانهاي كلي مذاكره <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نزاكت در مذاكره <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> قاعدهي مخالف شركت رئيس در مذاكره <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دلايل توجيه بحث مجمل خارج از مذاكره <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اصول ناظر بر پيشنهادهاي قابلمذاكره</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique62" class='spip_in'>XIII. اخذ رأي</a> </h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article174" class='spip_in'>44. مباني تعيين نتيجهي اخذ رأی</a></strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> رأي اكثريت؛ الزام اصلي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دو-سوم آرا<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> توجيههاي مباني اخذ تصميم <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تكثر آرا (اكثريت نسبي) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> آرا و مواردي كه رأي رئيس بر نتيجه اثر دارد</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article177" class='spip_in'>45. رويهي اخذ رأي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> حقوق و الزامهاي اخذرأي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> روشهاي منظم اخذرأي براي پيشنهادها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ساير روشهاي اخذرأي</p>
<h3 class="spip">XIV. معرفي نامزدها و انتخابها</h3>
<p><strong>46. معرفي نامزدها و انتخابها</strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> معرفينامزدها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> انتخابها</p>
<h3 class="spip">XV. مسئولان؛ صورتجلسه و گزارش مسئولان</h3>
<p><strong>47. . مسئولان</strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اصول ناظر بر احراز سمت <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مسئولان انتخابي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مسئولان انتصابي يا مشاوران</p> <p><strong>48. صورتجلسه و گزارش مسئولان </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> صورتجلسه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> گزارش مسئولان</p>
<h3 class="spip">XVI. هيأتها و كميتهها</h3>
<p><strong>49. هيأتها </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> هيأت اجرايي در انجمنهاي سازمان يافته <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اعضای هيأت به اعتبار سمت <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مسئولان هيأتها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تشكيلات زيرمجموعهي هيأت <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> گردش كار در هيأتها</p> <p><strong>50. كميتهها </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تشكيل كميته <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> گردش كار در كميتهها</p> <p><strong>51. گزارش هيأتها و كمیتهها </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نكات كلي در مورد گزارشهاي هيأت و كميته <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> گزارشهاي هيأت <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> گزارشها كميته</p> <p><strong>52. كميتهي كل و شكلهاي جايگزين آن</strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي كل <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> شبه كميتهي كل <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> (بررسي در وضعيت شبيه كميتهي كل) <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> بررسي غيررسمي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كمك به متبلور شدن يك نظر</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique66" class='spip_in'>XVI. نشستهاي تودهاي، سازماندهي به انجمن دائمي</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article133" class='spip_in'>53 . نشستهاي تودهاي</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خصوصيات متمايز نشست تودهاي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> سازماندهي به يك نشست تودهاي <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> انجام كارهاي تعيين شده در فراخوان <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ختم نشست <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مجموعهاي از نشستهاي تودهاي، انجمن موقت</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article134" class='spip_in'>54. سازماندهي به انجمن دائمي</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> نخستين نشست سازماني <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كار كمتيهي آئيننامه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> دومين نشست سازماني</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article135" class='spip_in'>55. ادغام، وحدت و انحلال انجمنها</a> </strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اتحاد انجمنها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> انحلال انجمن</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique67" class='spip_in'>XVIII. آئيننامه</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article149" class='spip_in'>56. محتوا و تركيب آئيننامه</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ماهيت و اهميت آئيننامه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي تدوين آئيننامه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> محتواي مواد آئيننامه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> آئيننامهي نمونه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <a href="http://kadrha.com/spip.php?article152" class='spip_in'>بعضي از اصول تفسير</a></p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>57. اصلاح آئيننامه</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> صدور اطلاعيهي اصلاحات <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> زماني كه اصلاحات آئيننامه اجرايي ميشود <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> عنوانها، سرفصلها، و مواد و شمارهي بخشها</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique68" class='spip_in'>XIX. كنوانسيونها</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article165" class='spip_in'>58. كنوانسيون نمايندگان</a></strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> مقررات اساسي در آئيننامهها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> اعضای كنوانسيون و جانشينها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كاكس (پیش نشست)</p> <p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article194" class='spip_in'>59. سازماندهي به كنوانسيون يك انجمن مستقر</a> </strong> <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> تدارك اوليه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خدمات پارلمانتارين <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> رويهي سازماندهي رسمي در كنوانسيون <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي اعتبارنامهها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي مقررات جاري <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي برنامه <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي ترتيبات كنوانسيون <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> كميتهي قطعنامهها</p> <p><strong>60. كنوانسيونهاي يك انجمنغيردائمي</strong></p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique74" class='spip_in'>XX. رويههاي انضباطی</a></h3>
<p><strong><a href="http://kadrha.com/spip.php?article132" class='spip_in'>61. رويههاي انضباطی</a></strong><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خلافهايي كه در يك نشست رخ ميدهد <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> خلافهاي بيرون از نشست؛ محاكمهها <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> جبرانهاي سوء رفتار يا قصور در انجام وظيفه</p>
<h3 class="spip"><a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique72" class='spip_in'>نمودارها، جدولها</a></h3>
<p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <a href="http://kadrha.com/spip.php?article125" class='spip_in'>خصوصيات توصيفي استاندارد پيشنهادهاي پارلماني</a><br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> <a href="http://kadrha.com/spip.php?article126" class='spip_in'>خصوصيات توصيفي استاندارد پيشنهادهاي پارلماني : نظام رتبهبندي پيشنهادها و كاربرد آنها</a></p></div>
<hr />
<div class='rss_notes'><div id='nb1'>
<p><span class="spip_note_ref">[<a href='#nh1' class='spip_note' title='يادداشت 1' rev='footnote'>1</a>] </span>Robert's Rules of Order</p>
</div></div>
سازماندهي به كنوانسيون یک انجمن مستقر
http://kadrha.com/spip.php?article194
http://kadrha.com/spip.php?article1942016-08-29T14:21:40Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>«کنوانسیون» - تلفظ فرانسه کلمه انگلیسی «کانونشن» (Convention) - در حقوق پارلمانی به معنای گردهمایی نمایندگان انجمنهای سطح پایه (Society) است که میخواهند با هم یک کانون (Association) تشکیل بدهند: در دموکراسیها، شهروندان باید حق داشته باشند که بدون کسب رضایت گروه حاکم، برای مشارکت در فرایند سیاسی و دفاع از حقوق و پیگری منافع خود، سازمانهای مطلوب خود را ایجاد کنند. به این ترتیب، و به عننوان نمونه، داروسازان، جراحان، پزشکان یا معلمان و وکیلان ساکن یا شاغل در یک محله، انجمن محلی خود را تشکیل میدهند تا برای ارتقای کیفیت زندگی حرفهای خود با یکدیگر همکاری (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique68" rel="directory">فصل نوزدهم: كنوانسيونها</a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L150xH113/arton194-5f7a2.jpg" width='150' height='113' />
<div class='rss_chapo'><p>«کنوانسیون» - تلفظ فرانسه کلمه انگلیسی «کانونشن» (Convention) - در حقوق پارلمانی به معنای گردهمایی نمایندگان انجمنهای سطح پایه (Society) است که میخواهند با هم یک کانون (Association) تشکیل بدهند: در دموکراسیها، شهروندان باید حق داشته باشند که بدون کسب رضایت گروه حاکم، برای مشارکت در فرایند سیاسی و دفاع از حقوق و پیگری منافع خود، سازمانهای مطلوب خود را ایجاد کنند. به این ترتیب، و به عننوان نمونه، داروسازان، جراحان، پزشکان یا معلمان و وکیلان ساکن یا شاغل در یک محله، انجمن محلی خود را تشکیل میدهند تا برای ارتقای کیفیت زندگی حرفهای خود با یکدیگر همکاری کنند. این انجمنها، به صورت داوطلبانه و در صورت نیاز، در سطح منطقه گردهم جمع میشوند و کانون منطقهای خودشان را سازمان میدهند و به همین ترتیب، نمایندگان انجمنهای سطح پایه، کانونهای منطقهای، شهری، استانی و ملی خود را، به عنوان انجمن ملی داروسازان، جراحان، پزشکان یا معلمان و وکیلان، سازمان خواهند داد. با این حساب میتوان دریافت که قواعد ناظر بر سازماندهی به کنوانسیونها تا چه اندازه برای ساختن سازمانهای بزرگ و سراسری لازم است. البته، به شرطی که این سازمانها از پائین و آزادانه شکل گرفته باشند و به اصطلاح، پیکر تشکیلات رأس آن را تعیین کند و نه بر عکس.</p> <p>فصل نوزدهم کتاب دستورنامه رابرت (ویرایش دهم) در سه بخش، قواعد ناظر بر کنوانسیونها را توصیف کرده است: بخش ۵۸، با عنوان <a href="http://kadrha.com/spip.php?article165" class='spip_in'>«کنوانسیونهای نمایندگان»</a>، مقررات عمومی ناظر بر کنوانسیونها را تشریح کرده است. بخش ۵۹، که ترجمه آن در ادامه تقدیم شده است، رویهها و قواعد پیشگزیده برای «سازماندهی به کنوانسیون یک انجمن» مستقر را شرح میدهد. بخش ۶۰ نیز فرایند تشکیل کنوانسیونهای غیرمرتبط به انجمنهای مستقر را تشریح کرده است.</p> <p>توضیحهای لازم در مورد این نوشتهها، در مقدمه ترجمه فارسی ویرایش دهم کتاب دستورنامه رابرت- ذکر شده است. برای مطالعه آنها <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>اینجا</a> را کلیک کنید. در همان ,وب برگ، فهرست کلیک خورٍ مطالب کتاب نیز آمده است. با کلیک آنها قواعد مورد نیاز خود برای ساختن و اداره یک سازمان را بیابید. و اما:</p></div>
<div class='rss_texte'><h3 class="spip">§۵۹- سازماندهي به كنوانسيون یک انجمن مستقر</h3>
<p>بيشتر كنوانسيونها بايد بر اساس يك برنامه زمانبندي شده دقيق عمل كنند و مقدار زيادي كار را با سرعت انجام دهند- اغلب با تسهيلات اجارهاي كه فقط براي مدت از قبل پيشبيني شده در دسترس قرار ميگيرند و هر روز اضافي نشستها هزينههاي قابل توجهي هم به انجمن و هم به نمايندگان تحميل خواهد كرد. در نتيجه بيشترين تلاش براي بهترين سازماندهي كنوانسيون امري اساسي است.</p> <p><strong>پيشتدارك</strong></p> <p>كار سازماندهي و تدارك يك كنوانسيون از هفتهها و ماهها قبل و با درگير ساختن كميتههاي بسيار، تحت هدايت كلي مسؤلان و هيأت مديره كانون آغاز ميشود.</p> <p>كاركردهاي اصلي پارلماني كه اغلب به طور مستقيم با سازماندهي رسمي خود كنوانسيون ارتباط مييابند توسط سه كميته به اجرا در ميآيند كه هر كدام از آنها طبق مقررات آئيننامه از سوي رئيس يا بورد تشكيل ميشوند. اين سه كميته عبارتند از: (۱) كميته اعتبارنامهها، كه فهرست نام مسؤلان، نمايندگان و جانشينان را، كه بعد از احراز اعتبار آنان ثبت نام كرده است، براي كنوانسيون تهيه و تأييد ميكند؛ (۲) كميته قواعد جاري، كه پيشنويس قواعد رويههاي عملياتي را كه به طور خاص براي آن كنوانسيون مشخص لازم هستند، تهيه ميكند؛ و (۳) كميته برنامه، كه برنامه كنوانسيون را در تركيبي متناسب با دستور كار (۴۱) با خصوصيات اختصاصي طراحي شده براي ارتقاء و توسعه كانون يا انجمن به مثابه يك كل تدارك ميبيند. چون وظايف اين كميتهها دقيق هستند هيچ عضوي هرگز نبايد جز به دليل توانمنديش در اين عرصه براي عضويت در هر كدام از اين كمتيهها منصوب شود.</p> <p>به علاوه، بسته به اندازه كنوانسيون، يك يا چند كميته، مسؤل ترتيبات ضروري تداركاتي، مانند تأمين سالن، اسكان در هتل، و خدمات مربوطه تشكيل ميشود. اگر يك كميته مسؤل انجام تمام اين امور باشد، به عنوان كميته تدارك كنوانسيون ناميده ميشود.</p> <p>يك كميته مهم ديگر كه معمولاً قبل و حين كنواسيون فعاليت ميكند كميته قطعنامه است. اين كميته اقدامهاي مناسب براي قطعنامه و پيشنهادهاي اصلي اوليه را (جداي از پيشنهادهاي ضمني)، پيگيري و طرح آنها در كنوانسيون را توصيه ميكند.</p> <p>وظايف كميتههاي كنوانسيون با توضيحهاي كاملتر در صفحههاي آتي اين فصل توصيف ميشوند.</p> <p>هر يك از كميتههاي دائمي عادي كنوانسيون - در مشاوره با رئيس، گروه يا بورد اجرايي، و كميته برنامه- بايد با دقت اجرا و مديريت امور كنوانسيون را كه وظيفه يك كميته مشخص، برنامهريزي كنند.</p> <p>نشست ما قبل كنوانسيون بورد اجرايي كانون معمولاً يك يا چند روز قبل از افتتاح كنوانسيون در شهر محل برگزاري تشكيل ميشود. تعدادي از تصميمهاي مؤثر بر كارهاي مطرح در كنوانسيون ممكن است در اين نشست اتخاذ شود.</p> <p><strong>خدمات پارلمانتارين</strong></p> <p>يك مشاور كليدي در تدارك كنوانسيون بايد يك پارلمانتارين باشد، كه بايد از قبل كاملاً درگير قضايا شود. خوب است كه اين شخص يك پروفشنال باشد - هرچه در جريان فعاليتهاي عملي سازمانها باتجربهتر، بهتر. هرچند وظيفه او ارايه مشاروهها و نظرات پارلماني در كنوانسيون است (و بايد كنار رئيس كنوانسيون بنشيند) (نگا ك: صص.۵۱ - ۴۴۹)، مهمترين كار پارلمانتارين پيش از برگزاري كنوانسيون انجام ميشود. طي دوره تدارك كنوانسيون و هنگامي كه كنوانسيون در حال پيشرفت است، او بايد به عنوان مشاور اصلي رئيس، مسؤلان، و رئيسان كميتهها در ارتباط با مديريت امور عملي كارهاي كنوانسيون خدمت كند. رئيسان كميتههاي اعتبارنامهها، قواعد جاري، برنامه، قطعنامه، و كميته انتخابات، اگر چنين كميتهاي هم وجود داشته باشد، و كميتههاي دائمي كه قرار است برنامههايي در كميته ارايه دهند، بايد طي اين دوره با پارلمانتارين مشورت كنند؛ و منطقي است كه وي در بعضي از نشستهاي كميتهها حضور يابد. پارلمانتارين بايد هميشه در نشستهاي پيشكنوانسيوني هيأت اجرايي مذكور در فوق حاضر باشد.</p> <p><strong>رويه رسمي سازماندهي در كنوانسيون</strong></p> <p>پيش از آنكه يك كنوانسيون بتواند هر كار ديگري انجام دهد، بايد خودش را به صورت يك ركن رأيدهنده واحد، رسماً شكل بدهد- امري كه در نخستين نشست كاري صورت ميپذيرد. مراسم مقدماتي- چه در آغاز كنوانسيون و چه در ابتداء هر روز- به عنوان كار تلقي نميشود. در صورت تمايل، مراسم افتتاح جداگانه با ماهيت الهام بخش ميتواند پيش از سازماندهي رسمي كنوانسيون اجرا شود. وقتي مجمع نمايندگان يك انجمن مستقر طبق آئيننامه يا قواعد ديگري كه در ادامه توصيف شده، سازمان يافت، در آن صورت به نام كل انجمن عمل ميكند و ميتوان از آن به عنوان «دهمين كنوانسيون سالانه انجمن ملي _____.» نام برد.</p> <p>سازمانيابي رسمي كنوانسيون با بررسي و تصويب جداگانه گزارشهاي سه كميته مذكور در فوق، يعني، به ترتيب؛ كمتيه اعتبار نامهها، كميته قواعد جاري و كميته برنامه محقق ميشود.</p> <p>هر گاه هر كدام از گزارشها براي بررسي مطرح ميشود، يكي از اعضاء، معمولاً رئيس همان كميته گزارش را ارايه ميدهد. اين شخص بايد گزارش خود را با طرح پيشنهاد تصويب گزارش «از سوي كميته» خاتمه دهد- مگر آنكه او يك عضو صاحب حق رأي كنوانسيون نباشد، كه در اين صورت هر كسي كه صاحب رأي باشد ميتواند اين پيشنهاد را مطرح سازد؛ يك كار مناسب اين است كه منشي گزارشنويس يا يكي از اعضاء كميته اين كار را انجام دهند. اين پيشنهاد اگر از سوي يك عضو كميته مطرح شود نيازي به حمايت ندارد. اگر كسي پيشنهاد را طرح نكند رئيس ميتواند مطرح كند يا ميتواند طرح آن را فرض بگيرد، و به عنوان مثال بگويد: «موضوع رأيگيري تصويب گزارش كميته برنامه است».</p> <p>گزارش هر يك از اين كميتهها قابل مذاكره و قابل اصلاح است. با اين همه، در كنوانسيون عادي يك انجمن، مذاكره يا پيشنهادهاي اصلاحي به ندرت مطرح ميشوند، و گزارشها - اگر كميتهها كارشان را خوب انجام داده باشند - احتمالاً بدون رأي مخالف به تصويب ميرسند. (رأي لازم براي تصويب گزارش كميته اعتبارنامهها و كميته برنامه اكثريت آراء است، و رأي مورد نياز براي تصويب گزارش كميته قواعد جاري به نحو مذكور در صفحههاي ۶۰۱-۶۰۰، دو سوم آراء است). با تصويب اين سه گزارش جداگانه، كنوانسيون به صورت رسمي براي انجام كار سازمان مييابد.</p> <p><strong>كميته اعتبارنامهها</strong></p> <p><strong>مسؤليتها.</strong> وظايف ويژه كميته اعتبارنامهها در ادامه فهرست شده است. اقلام (۱) تا (۴) به ضرورت بايد در طول يك دوره قابلتوجه پيش از كنوانسيون توزيع شوند. اقلام (۵) تا (۶) بايد در محل برگزاري كنوانسيون و در دوره منجر به افتتاح آن صورت بگيرند. اقلام (۷) تا (۸) به وظايف كميته در حين كنوانسيون مربوط ميشوند.</p> <p>۱) توزيع (الف) اطلاعات، طبق آئيننامه، در مورد تعداد مجاز نمايندگان و جانشينان، شرايط احراز صلاحيت، و زمان و روش انتخاب آنان؛ و (ب) توزيع فرمهاي اعتبارنامهها همراه با دستورالعملهايي در مورد اينكه در يك تاريخ مشخص بايد بازپس فرستاده شوند و نام نمايندگان و جانشينان تأييد شده از سوي تشكل مربوطه در آنها قيد شده باشد و به امضاء منشي و گاهي اوقات رئيس تشكل رسيده باشد، در ميان تمام تشكلهاي عضو واجد صلاحيت معرفي نماينده و البته پيشاپيش. براي تمام نمايندگان و جانشينان ميتوان از يك فرم واحد استفاده كرد، يا براي هر نماينده و هر جانشين از يك فرم به شكل كارت، با رنگهاي متفاوت براي تمايز نمايندگان و جانشينان، بهره گرفت. اگر جانشينها، به نحو موصوف در صفحه ۵۸۵، با نمايندگان خاص جفت هستند، از كارتهاي جفت نيز ميتوان استفاده كرد.</p> <p>۲) الف) بررسي تمام فرمهاي مرجوعي، تأييد صلاحيت هر عضو فهرست شده؛ و (ب) در صورتي كه عدم صلاحيت يك نماينده يا جايشين منتخب احراز شد (به خاطر عدم پرداخت حق عضويت، ناكافي بودن دوه عضويت و از اين قبيل)، اعلام موضوع به شعبه مربوطه، دادن مشاوره به آن واحد نسبت به حقش براي تعيين يكي از جانشينان نامبرده شده در فرمهاي اعتبارنامهها براي احراز جاي نماينده فاقد صلاحيت (مگر آنكه اين جايگزيني به خاطر جفت بودن جانشينها با نمايندگان مشخص به صورت خود به خودي انجام شود).</p> <p>۳) تهيه فهرست اعضاء واجد صلاحيت براي ثبت نام و مبناي اين حق (مسؤلي كه به اعتبار سمت عضو كنوانسيون است، رئيس شعبه، عضو منتخب، جانشين، و غيره) به صورت مرتب- مثلاً به ترتيب الفباء بر اساس منطقهها، باشگاهها، بخشها، يا هر روش ديگري كه براي ارجاع سريع به آنها مناسب باشد.</p> <p>۴) شروع ترتيباتي يك يا دو روز قبل از افتتاح كنوانسيون به نحوي كه ثبت نام در كنوانسيون انجام شود (نگا ك: ص. ۵۹۴).</p> <p>۵) ثبتنام- كه معمولاً شامل موارد زير ميشود:</p> <p>الف) تقديم مداركي حاكي از داشتن صلاحيت ثبتنام از سوي عضوي كه چنين قصدي دارد.</p> <p>ب) تأييد صحت مدارك عضو از سوي كميته يا زيركميته آن كميته.</p> <p>پ) گزارش عضو رسماً ثبت نام شده، بر مبناي پرداخت هزينه ثبت نام (كه گاهي از پيش ارسال ميشود) و امضاء ليست ثبتنام شدگان.</p> <p>ت) ارايه كارت اختصاصي مناسب، برنامه رسمي، و اطلاعات اضافي مورد نياز مانند زمان و مكان نشستهاي هر كميته يا بخش يا كارگاه به عضو.</p> <p>۶) تهيه نخستين گزارش كميته براي كنوانسيون، كه ميتواند شامل نام كساني باشد كه تا ساعتي كه رئيس كميته اعتبارنامهها بتواند اين گزارش اوليه را به عنوان اولين موضوع رسمي كار كنوانسيون ارايه دهد، ثبتنام كرده باشند.</p> <p>۷). تداوم كار كميته تا خاتمه كنوانسيون- دادن گزارش تغييرات در فهرست ثبتنامها به خاطر: (الف) ثبتنامهاي اضافي (كه آئيننامه يا قواعد جاري كنوانسيون [ص ۵۹۹] ملزم ميسازد تا زمان مشخصي زودتر از ختم نهايي بسته شود)؛ يا (ب) عزيمت نمايندگان و ثبت نام جانشيناني كه جايگزين آنان ميشوند.</p> <p>۸). تقديم گزارش تكميلي اعتبارنامهها در آغاز هر نشست كاري هر روز و هر زمان ديگري كه لازم باشد - به عنوان نتيجه ناشي از تغييرات در فهرست ثبتنام شدگان.</p> <p>در انجمنهايي كه ستادهاي اجرايي دائمي را حفظ ميكنند، بيشتر اين وظايف اداري كه مستلزم تشكيل كميته اعتبارنامهها از قبل است به مهارت روزمره تبديل ميشوند كه سال به سال حفظ ميشوند و عمدتاً از سوي كاركنان استخدامي به اجرا در ميآيند؛ اما اختيار و مسؤليت هدايت كلي اين كار بر عهده كميته اعتبارنامهها باقي ميماند.</p> <p>زمان و مكان ثبت نام. زمان و مكان ثبت نام بايد در برنامهي چاپي كنوانسيون اعلام شود. در يك كنوانسيون، هر چند روز كه طول بكشد، ثبت نام بايد يك يا دو روز پيش از افتتاح صورت پذيرد، و طوري تدارك شود كه بخش عمده ثبت نامها در طول عصر و شامگاه پيش از نشست كاري افتتاحيه، و نيز صبح روز نشست انجام شود. اين ثبت نام معمولاً در اتاق يا سالني كه اندازه و تجهيزات آن به كل تعداد احتمالي ثبت نامكنندگان بستگي مييابد، صورت ميگيرد. در طول كنوانسيون يك ميز ثبت نام كميته اعتبارنامهها در مكاني مناسب و در زماني معقول پيش از آغاز هر نشست كاري بايد مستقر شود، و بايد در طول نشستها هميشه آماده به كار باشد. نزديك ختم كنوانسيون، معمولاً يك يا دو نفر از اعضاء كميته مشغول به كار باقي ميمانند.</p> <p><strong>روش ثبتنام.</strong> روش مورد استفاده كميته اعتبارنامهها براي ثبت نام نمايندگان و جانشينان متناسب با اندازهي كنوانسيون توفير ميكند. يك رويه رايج از اين قرار است: كل كانوني كه كنوانسيون برگزار ميكند به بخشهايي مانند ايالات، مناطق يا نواحي تقسيم ميشود، و يك بخش جداگانه از دفتر ثبت نام، اغلب در سه نسخه به شكلي كه در ادامه توضيح داده شده، براي هر زيربخش تهيه ميشود. هر بخش دفتر ثبت - به يك ترتيب منطقي مناسب - نام تايپ شده انجمنها يا شعبهها تشكيل دهنده مستقر در مناطق جفرافيايي متناظر را در بر ميگيرد؛ و زير نام هر شعبه نامهاي نمايندگان و جانشيناني كه اعزام شدهاند، به شرطي كه صلاحيت افراد از سوي كميته احراز شود، در جاهاي خالي اعتبارنامهها به ترتيب الفباء تايپ ميشوند. در آغاز كار كه بخش عمده ثبتنامها صورت ميگيرد، معمولاً دو عضو كميته در دو ميز يا جايگاه علامتگذاري شدهي جداگانه و در ديدرس، براي هر بخش جغرافيايي گمارده ميشوند. در كنوانسيونهاي بزرگ، وجود راهنما ميتواند در هدايت نمايندگان و جانشينان به بخش مناسب، هنگامي كه مدارك خود را نشان ميدهند و محل تعيين شده در كنار نام تايپشده خود را در دفتر ثبت امضاء ميكنند، مفيد واقع شود. دستكم يك، و معمولاً دو كپي از دفتر ثبت (يا فتوكپي از صفحههاي دفتر)، علاوه بر نسخه اصلي كميته اعتبارنامهها، ضروري است- يك نسخه به عنوان ضميمه گزارش كميته براي تقديم، و ديگري براي استفاده بعدي از سوي صندوقگردانان در جريان تأييد صلاحيت رأيدهندگان. با استفاده از كپي اخير، با تقسيم صندوقگردانان به گروههايي براي هر منطقهي ثبتنام، طبق الگوي ثبتنام اعضاء در كميته اعتبارنامهها، رويهي شمارش آراء در انتخابات ميتواند تسريع شود. كارتهاي نمايندگان نيز ميتواند متناظر با همين منطقهبندي برچسب يا شماره بخورد تا تشخيص هويت نمايندگان تسهيل شود. <br class='autobr' />
به جز در كنوانسيونهاي سياسي مجادله در مورد كرسيهاي نمايندگي به ندرت رخ ميدهد. در موارد نادر بروز مجادله بين دو نماينده يا دو گروه نمايندگي و بحث جدي در مورد صلاحيت احراز كرسي، كميته بايد هر دو را از ليست خارج كند و اختلاف را به نحوي كه در ادامه توضيح داده شده به كنوانسيون گزارش دهد.</p> <p>از سوي ديگر اگر، كميته پس از استماع واقعيتها، فكر كند كه اختلاف توجيه نميشود، فقط بايد نام نمايندگاني را در ليست بگنجاند كه ادعاي آنان را مشروع تلقي ميكند. همان قواعد نسبت به مورد بيشتر رايج نمايندگان منتخب از سوي يك شعبه محلي كاربرد دارد كه فاقد صلاحيت اعزام نماينده است يا بيش از حد استحقاق نماينده انتخاب كرده است.</p> <p><strong>تصويب گزارش.</strong> پيش از دريافت گزارش كميته اعتبارنامهها، چون هنوز وضعيت عضويت مشخص نشده است، هيچ پيشنهادي تحت هيچ عنواني طبق دستور نيست مگر آنها كه در فقدان نصاب طبق دستور باشند. (اما بنگريد به صص. ۲۲-۶۲۱ براي تنوعات ضروري در مورد كنوانسيونهاي مربوط به سازمان غيردائمي). حتي، براي نمونه، يك پيشنهاد مرتبط با اعتبار برگزاري كنوانسيون طبق دستور نيست. بنا بر اين، اساسي است كه كميته يك مهلت براي ثبتنامهايي تعيين كند كه در گزارش اوليهاش گنجانده ميشود و اين مهلت به كميته فرصت ميدهد تا گزارش را تهيه كند. مراسم افتتاح فرصتي براي اين كار فراهم ميآورد، و هنگامي كه اين مراسم در جريان است، نمايندگان ميتوانند به ثبتنام ادامه دهند - اما نامشان در گزارش اوليه قيد نميشود. اگر گزارش به موقع آماده نشود، كنوانسيون ميتواند با موضوعهاي غيركاري مانند سخنرانيها، يا در جا راحت باشد يا تنفس ادامه يابد.</p> <p>گزارش كميته اعتبارنامهها، كه توسط رئيس كميته قرائت ميشود، در اساس بايد اعلام كند كه «فهرست نام اعضاء صاحب رأي كنوانسيون و جانشينان آنان كه تا . . . .(شامل ساعتي كه تا آن زمان فهرست تصحيح شده است) ثبتنام كردهاند به پيوست است». در پي اين بيانيه بايد خلاصه آماري كه در هر سازمان خاص مرسوم است (عالباً شامل فهرست جزئيات منطبق با مبناي رأي اعضاء همانطور كه در قلم (۳) صفحه ۵۹۳ خاطر نشان شد) ارايه شود، و هميشه بايد تعداد كل اعضاء واجد صلاحيت رأي دادن كنوانسيون و تعداد جانشينان ثبتنام شده ذكر شود. معمولاً فهرست نام نمايندگان و جانشينان را قرائت نميكنند مگر آنكه بخشي از آن بنا به درخواست خوانده شود. اگر بين اعضاء اختلاف حل نشدهاي باقي مانده باشد، موارد خاص، و اين واقعيت كه نام نمايندگان مخالف يا مورد مخالفت در گزارش نيامده بايد اعلام شود. رئيس كميته گزارش را با بيان اينكه «از سوي كميته، پيشنهاد ميكنم فهرست تقديمي نمايندگان فهرست رسمي اعضاء صاحب رأي كنوانسيون تلقي شود.» تمام ميكند. سپس گزارش و فهرست اسامي پيوست را بايد به رئيس يا منشي ارايه دهد.</p> <p>در صورتي كه مذاكره يا اصلاحيه پيشنهادي وجود داشته نباشد، رئيس كنوانسيون، پيش از اخذ رأي سؤال ميكند: «آيا در مورد اين گزارش سؤالي هست؟» اگر كرسي(ها) مورد منازعه باشد اصلاحيهاي به اين شكل ميتواند مطرح شود: «پيشنهاد اصلاح با افزودن عبارت: مشروط به اينكه نام جورج جي. مورس به عنوان نماينده ميسوري به فهرست تقديمي نمايندگان افزوده شود.» نام نماينده رقيب بعداً ميتواند به عنوان يك پيشنهاد اصلاح ثانويه مطرح شود، به عنوان نمونه، «خط زدن "جورج مورس" و گنجاندن "فرانك نورتون"». صرفنظر از اينكه يك اختلاف گزارش بشود يا نه، پيشنهاد چنين اصلاحيهاي يا حتي پيشنهاد جايگزين كردن مجموعهي كاملاً متفاوت از نمايندگان براي هر نمايندگي در فهرست گزاش شده، طبق دستور است، اما چنين اصلاحيهاي نبايد نام كساني به جز يك نماينده مورد منازعه يا تمام نمايندگان يك هيأت نمايندگي كه به يك دليل واحد مورد منازعه است، همراه با مدعيان پرونده را شامل شود. به يك اصلاحيه پيشنهادي براي تغيير ليست نمايندگان، هيچ از يك نمايندگان درگير نميتوانند رأي بدهند. كساني كه از سوي كميته پذيرفته شدهاند، هرچند اختلاف در يك مورد حل نشده باشد، ميتوانند به جز مورد خودشان به تمام موارد ديگر رأي بدهند. هنگام اخذ رأي در مورد گزارش كميته اعتبارنامهها يا پيشنهادهاي مرتبط با بررسي آن، فقط كساني كه نامشان در فهرست اعضاء صاحبرأي گزارش شده از سوي كميته آمده باشد (فهرست موجود پس از اعمال اصلاحيههاي قبلي) ميتوانند رأي بدهند.</p> <p><strong>فهرست اعضاء صاحب رأي؛ گزارشهاي تكميلي.</strong> وقتي گزارش كمتيه اعتبارنامهها تصويب ميشود- مشروط به تغييرات به خاطر گزارشهاي بعدي- از اين طريق فهرست رسمي اعضاء صاحبرأي كنوانسيون به تصويب ميرسد. يك عضو صاحبرأي كه پس از تقديم گزارش اوليه ثبتنام ميكند، اگر وضعيتش زير سؤال نباشد، به محض ثبتنام، وضعيت قانوني كامل خود را كسب ميكند، اما اگر زير سؤال باشد، بايد منتظر تصميم كميته يا خود كنوانسيون باقي بماند. گرچه كميته اعتبارنامهها معمولاً فقط در آغاز هر روز كاري گزارش تكميلي خود را ارايه ميدهد، با اين حال، در زمانهاي ديگر، از جمله بلافاصله پيش از اخذرأي در مورد مسائل مهم، ميتوان از كميته خواست تا گزارش تكميلي خود را تقديم كند. اگر از زمان گزارش اخير در فهرست نمايندگان ثبتنام كرده هيچ تغييري رخ نداده باشد، به پيشنهاد و اخذ رأي نيازي نخواهد بود؛ اما در غير اين صورت، رئيس كميته بايد گزارش خود را با بيان اين عبارت خاتمه دهد: «از سوي كميته، پيشنهاد ميكنم فهرست بازنگري شده تقديمي فهرست رسمي اعضاء صاحب رأي كنوانسيون تلقي شود.». هرچند ممكن است اين پيشنهاد يك پيشنهاد اصلاح مصوبه <strong>(۳۵)</strong> به نظر برسد، اما چون روشن است كه به خاطر دير رسيدن يا زود رفتن نمايندگان و جايگزين شدن جانشينان فهرست كم يا زياد ميشود، فقط با اكثريت آراء به تصويب ميرسد.</p> <p>نسخه اصلي فهرست كميته اعتبارنامهها شامل آخرين اعضاء صاحب رأي ثبت نام كرده كنوانسيون بايد در تمام اوقات به نحوي در دسترس باشد كه تعداد دقيق آنان را بتوان بيدرنگ تعيين كرد. درستي فهرست ثبتنام شدگان اساسي است، زيرا ميتواند بر نتايج انتخابات يا مسائل مورد منازعه تأثير بگذارد. اگر آئيننامه يا قواعد جاري نصاب را تعيين نكرده باشند <strong>(۴۰)</strong> - كه بايد تعيين كنند- نصاب اكثريت اعضاء صاحب رأي است كه عملاً ثبت نام كردهاند، صرفنظر از اينكه چه تعداد عزيمت كرده باشند.</p> <p><strong>كميته قواعد جاري </strong></p> <p><strong>مسؤليتها.</strong> كميته قواعد جاري قواعدي را پيشنويس و براي بررسي تقديم ميكند كه به «قواعد جاري كنوانسيون» معروف است كه، در صورت تصويب، فقط در مورد يك كنوانسيون كاربرد دارند. اين قواعد نبايد به هيچ وجه با آئيننامه انجمن مغايرت داشته باشند، اما (برعكس قواعد جاري عادي در يك انجمن محلي) ميتوانند مستلزم تعديلهايي در قواعد مندرج در مرجع پارلماني تعيين شده از سوي آئيننامه باشند. قواعد جاري يك كنوانسيون معمولاً هم قواعد «پارلماني» مرتبط با نحوه اداره امور، و هم قواعد غيرپارلماني را در بر ميگيرند تا حدي كه شبيه تركيبي از دستورنامه اختصاصي و قواعد جاري عادي به نظر ميرسند <strong>(۲)</strong>. با اين همه، چون تأثير آنها با ختم اجلاسي كه براي آن تصويب ميشوند، منقضي ميشود، از بعضي جهات با قواعد گفته شد تفاوت دارند.</p> <p>قواعد جاري كنوانسيونهاي متوالي كه توسط يك انجمن برگزار ميشوند اغلب تا مرحلهاي تكامل مييابند كه قواعد تصويب شده در كنوانسيون قبلي به تغييرات كمي نياز خواهد داشت. از سوي ديگر، گاهي اوقات كار اين كميته مستلزم يك تحقيق گسترده در سوابق قبلي سازمان است. در هر حال، در مورد قواعد جاري كنوانسيون اغلب بهتر است با پارلمانتارين مشاوره شود، و او اغلب يك پيشنويس اوليه براي تقديم به اين كميته تدوين ميكند.</p> <p>یک نسخه از «قواعد جاري پيشنهادي كنوانسيون» كه قرار است كميته توصيه كند - معمولاً به صورت چاپ شده در برنامه رسمي- بايد به هر فردي كه ثبت نام ميكند داده شود.</p> <p><strong>ارايه و تصويب قواعد جاري كنوانسيون.</strong> گزارش كميته قواعد جاري بلافاصله پس از تصويب گزارش كميته اعتبارنامهها با طرح پيشنهادي به شكل فقره ۹، صفحه ۳۱ بخش خاكستري آخر كتاب، با قرائت متن كامل قواعد پيشنهادي- صرفنظر از توزيع قبلي - به كنوانسيون تقديم ميشود، به جز در مواردي كه به تمام نمايندگان يك نسخه از آن داده شده باشد و قواعد سال به سال كلاً تغيير نكند، عرف كاملاً جا افتادهي آن سازمان اجازه دهد كه قرائت اين قواعد حذف شود. پس از مذاكره يا اصلاحيه (اگر باشد)، در باره كليات قواعد يك رأي واحد اخذ خواهد شد. بايد توجه داشت كه بررسي پشت سر هم بندها <strong>(۲۸)</strong> كاربرد ندارد، گرچه قواعد ممكن است به اين منظور كه ظاهر يك سند واحد را داشته باشند سازماندهي شدهاند، اما در واقع، گروهي از پيشنهادهاي اصلي جدا هستند كه توسط كميته در قالب يك پيشنهاد تصويبي مطرح شدهاند. به درخواست يك عضو داراي رأي كنوانسيون، در مورد هر يك از قواعد منفرد ميتوان جداگانه رأي گرفت (نگا ك: ص. ۲۶۵)، هرچند چنين درخواستي فقط هنگامي منطقي است كه يك موضوع جدي در معرض خطر به نظر برسد. اگر چنين درخواستي مطرح شد، باقي قواعد اول به تصويب ميرسند، و سپس در مورد قواعد جدا شده رأي ميگيرند. در چارچوب روش معمولي براي رأيگيري در مورد قواعد جاري به عنوان يك «بسته»، دو سوم آراء لازم است - چون، اگر قرار است اين قواعد نيازهاي كنوانسيون را تأمين كنند، به احتمال بسيار زياد شامل مقرراتي هستند كه فقط با رأي دو سوم ميتوان آنها را اعمال كرد. اگر در جريان بررسي قواعد پيشنهادي كميته يا در جريان كنوانسيون قاعدهي جديدي پيشنهاد شود، بايد در مورد آن پس از تصويب پيشنهادهاي كميته به نحوي كه در ادامه بحث ميشود، رأي گرفت.</p> <p><strong>رأي مورد نياز براي تصويب يك قاعده منفرد.</strong> اگر يك قاعده جاري كنوانسيون جداگانه به رأي گذاشته شود، رأي لازم براي تصويب آن، بسته به ماهيت آن قاعده، در بعضي موارد دو سوم و در موارد ديگر اكثريت است.</p> <p>1) قواعد جاري كنوانسيون كه به دو سوم آراء نياز دارند (حتي به صورت منفرد)، در اصل، با همان خصوصيات مقرراتي متمايز ميشوند كه، در انجمنهاي محلي سطح پايه يا مجمع، با دو سوم آراء در جريان يك نشست يا اجلاس به اجرا در ميآيند، يا مستلزم تصويب به عنوان دستورنامك اختصاصي هستند تا از يك اجلاس به اجلاس بعدي اجراي آنها تداوم يابد (نگا ك به 2). يك نمونه از آنها قاعده محدود كننده زمان مجاز براي مذاكرات است. قواعد اين دسته با اصطلاح قواعد جاري پارلماني در يك كنوانسيون، كه در اين كتاب به كار رفته، شناخته ميشوند.</p> <p>۲) يك قاعده جاري اگر در دسته (۱) فوق قرار نگيرد به صورت جداگانه با اكثريت آراء كنوانسيون قابل تصويب است، و در نتيجه ميتواند در يك مجمع محلي به عنوان قاعده جاري عادي (نگا ك به 2) تصويب شود. نمونه اين دسته از قواعد كنوانسيون ميتواند قواعد مرتبط به نحوه نصب كارت شناسايي يا قالب گزارشهاي مكتوب يا قطعنامههاي تقديمي باشد.</p> <p><strong>رأي لازم براي اصلاح يا لغو يك قاعده جاري كنوانسيون.</strong> اصلاح يا لغو يك قاعده جاري يك كنوانسيون مستلزم دو سوم آراء يا رأي اكثريت تمام نمايندگان يا «اعضاء داراي رأي» كنوانسيون است كه ثبت نام كردهاند، به جز آن قاعدهاي كه به صورت منفرد با اكثريت آراء به تصويب رسيده باشد كه ميتواند با اكثريت آراء پس از صدور اخطاريه دست كم در روز قبل، اصلاح يا لغو شود.</p> <p><strong>تعليق يك قاعده جاري كنوانسيون</strong> هر قاعده جاري يك كنوانسيون (به جز قاعدهاي كه مرجع پارلماني مقرر ميكند) ميتواند به خاطر يك منظور مشخص با اكثريت آراء تعليق شود، حتي اگر تصويب آن قاعده مستلزم دو سوم آراء بوده باشد. با اين حال، تحت چنين تعليقي، قواعد به كاربردني مندرج در مرجع پارلماني تعيين شده در آئيننامه (يا تعيين شده توسط يك قاعده كنوانسيون) به اجرا در ميآيد - انگار كه قاعده جاري به تصويب نرسيده است. براي تعليق قاعده جاري يك كنوانسيون و نيز قاعده عام پارلماني كه معمولاً در چنان شرايطي به كاربردني است، به دو سوم آراء نياز خواهد بود، درست مانند تعليق يك قاعدهي عام وقتي مستلزم قاعده جاري نباشد <strong>(۲۵)</strong>. هيچ قاعده جاري يك كنوانسيون نميتواند براي باقيمانده اجلاس كنوانسيون تعليق شود، و هيچ قاعده جاري كه فقط يك كابرد واحد دارد، نميتواند تعليق شود، چرا كه معادل لغو آن قاعده خواهد بود، و با اين مورد بايد به شيوه متناسب برخورد كرد.</p> <p>نمونهاي از يك مجموعه قواعد جاري كنوانسيون. قواعد جاري يك كنوانسيون بايد متناسب با اندازه، نوع، و مسؤليتهايش توفير كند. در حاليكه امكان تدوين مدل قواعدي كه به صورت عام كاربرد داشته باشند وجود ندارد، مجموعه نمونههايي كه در ادامه ارايه ميشود ماهيت قواعد جاري را كه از طرف كنوانسيونها به تصويب ميرسند نشان ميدهد.</p> <p><strong>قواعد جاري كنوانسيون _____</strong><br class='autobr' />
<strong>قاعده يك.</strong> (الف) كميته اعتبارنامهها، درست پس از مراسم افتتاح نخستين نشست كاري، تعداد نمايندگان و جانشينان ثبت نام كرده را كه مدارك مناسب را ارايه دادهاند، گزارش خواهد داد، و گزارش تكميلي خود را پس از مراسم افتتاح روزهايي كه كار ادامه دارد تقديم خواهد كرد. <br class='autobr' />
(ب) عضوي كه به عنوان جانشين ثبت نام كرده است ميتواند طبق مجوز مناسب كميته اعتبارنامهها و در هر زماني در طول نشستهاي كاري از جانشين به نماينده تبديل شود. <br class='autobr' />
<strong>قاعده دو.</strong> براي پذيرش در سالن مجمع، و براي تسهيل احراز هويت و استقرار، اعضاء، جانشينها، و ديگران بايد علائم صادر شده از سوي كمتيه اعتبارنامهها را هنگام ثبت نام، روي سينه خود نصب كنند.<br class='autobr' />
<strong>قاده سه.</strong> قطعنامههاي تقديمي از سوي اعضاء منفرد بايد مكتوب و از سوي پيشنهاد دهنده و حمايت كننده امضاء شده باشد- هر دو نفر آنان بايد از اعضاء داراي رأي كنوانسيون باشند- و آن را مستقيماً به منشي ضبّاط ارايه دهند. <br class='autobr' />
<strong>قاعده چهار.</strong> (الف) تمام قطعنامهها به جز قطعنامههاي ارايه شده از سوي بورد اجرايي [يا هيأت مديران» و غيره]، يا از سوي كمتيهها، و تمام توصيههاي ارايه شده در گزارشهاي مسؤلان يا كميتهها، بدون مذاكره بايد به كميته قطعنامهها ارجاع شوند؛ قطعنامههاي پيشنهادي از سوي بورد اجرايي يا از سوي كمتيهها بايد از سوي بورد يا كميته ارايه دهنده به صورت مستقيم به كنوانسيون تقديم شوند. <br class='autobr' />
(ب) به هر عضوي كه قطعنامهاي ارايه ميدهد بنا به تقاضاي خودش فرصتي داده خواهد شد تا آن را براي كميته قطعنامهها تشريح كند.<br class='autobr' />
(پ) كميته قطعنامهها، قطعنامههاي مناسبي براي اجرايي شدن توصيههاي ارجاع شده به كميته را آماده خواهد ساخت، و اينها و تمام قطعنامههاي ديگر ارجاع شده به كميته را، همراه با توصيههاي خودش راجع به اقدام مناسب، به كنوانسيون تقديم خواهد كرد، به جز مسائلي كه كميته با رأي دو سوم آراي اعضائش تصميم ميگيرد گزارش نكند. <br class='autobr' />
(ت) كنوانسيون با اكثريت آراء ميتواند قاعده 4 را تعليق كند و ميتواند بلافاصله يك مسأله را مورد بررسي قرار دهد، يا به كميته قطعنامهها دستور دهد تا يك مسأله را در يك زمان خاص، حتي اگر كمتيه به ارايه گزارش آن رأي نداده باشد، گزارش كند. <br class='autobr' />
<strong>قاعده پنج</strong>. هيچ عضوي در مذاكره در خصوص يك موضوع و در يك روز بيش از يك بار، يا طولانيتر از دو دقيقه، بدون مجوز اعطاء شده با دو سوم آراء بدون مذاكره كنوانسيون، صحبت نخواهد كرد. <br class='autobr' />
<strong>قاعده شش.</strong> تمام گزارشها و ساير مطالب براي ثبت دائمي يا اقدامات چاپي تايپ خواهد شد و، بلافاصله پس از عرضه، براي منشي ضبّاط ارسال خواهد شد. <br class='autobr' />
<strong>قاعده هفت</strong>. معرفي نامزدهاي هر سمتي كه قرار است توسط كنوانسيون پر شود به يك نطق نامزدي سه دقيقهاي و يك نطق حمايتي يك دقيقهاي براي هر نامزد محدود خواهد شد. <br class='autobr' />
<strong>قاعده هشت</strong>. اخطارها براي اعلام به كنوانسيون بايد مكتوب، و با امضاء شخص (يا نماينده مناسب اشخاصي) باشد كه اعلاميه صادره تحت اختيار او است، و به ميز منشي ضباط ارسال خواهد شد. <br class='autobr' />
<strong>قاعده نه</strong>. قواعد مندرج در آخرين ويرايش دستورنامه رابرت بر تمام امور كنوانسيون كه در مورد آنها به كاربردني باشند و با آئيننامه انجمن [يا «فدراسيون» يا «كانون» و غيره] و با اين قواعد جاري مغايرت نداشته باشند حاكم خواهند بود.</p> <p><strong>كميته برنامه</strong></p> <p>كميته برنامه جدول زمانبدي شده پيشنهادي، اقدامات، و برنامههاي اختصاصي كنوانسيون را برنامهريزي كرده و نقديم ميكند. وفتي برنامهاي از سوي ركن رأي دهنده، با يا بدون مذاكره، به تصويب ميرسد، به دستور كار كل اجلاس كنوانسيون بدل ميشود ۴۱. اين برنامه معمولاً يك مجموعه مختلط از سخنرانيها، سخنگاهها، كارگاهها، نمايشگاهها، گردشها، و ساير فعاليتهاي طراحي شده آموزشي، الهام بخش، يا تفريحي را نيز شامل ميشود.</p> <p><strong>مسؤليتها.</strong> ماهيت مسؤليتهاي يك كميته برنامه كنوانسيون بسيار پيچيدهتر از كميتهاي با همين نام در يك انجمن محلي است كه يك «برنامه» به عنوان بخشي از يك نشست را در بر ميگيرد. برنامه فراگير بايد تمام جنبههاي فعاليت يك انجمن را در سطحي كه كنوانسيون در آن برگزارميشود (منطقهاي، ايالاتي، ملي و غيره) در بر بگيرد- مرور يك دوره از كنوانسيون قبلي و پيشبيني مسير انجمن تا كنوانسيون بعدي. علاوه بر توانمندسازي كنوانسيون به اداره تمام اموري كه بايد در يك زمان قابلدسترس بررسي شوند، برنامه بايد چنان ماهيتي داشته باشد كه هر نماينده را به ارزيابي سياستها، اجراها، و فرصتهاي انجمن تشويق كند، چرا كه منافع ناشي از كنوانسيون براي كل اعضاء ميتواند عمدتاً بستگي به تأثيري داشته باشد كه هر رئيس يا نماينده محلي به شعبه تحت نمايندگي نمايندگي خود منتقل ميكند.</p> <p>كميته برنامه معمولاً كار را بعد از ختم كنوانسيون قبلي شروع ميكند، و وظايفش در طول برگزاري كنوانسيوني كه برنامهاش را تدوين ميكند ادامه مييابد- انگار كه عملاً به عنوان يك كميته دائمي براي سازمان فعاليت ميكند. كميته برنامه بهتر است در ارتباط نزديك با رئيس سازمان و پارلمانتارين عمل كند.</p> <p><strong>تدوين برنامه.</strong> هرچند برنامه بايد براي تصويب به مجمع بيايد و مجمع ميتواند آن را اصلاح كند، بسياري از جزيئات آن بايد از قبل تعيين شود. كميته برنامه بايد اختيار داشته باشد (گاهي با اعضاء تعيين شده از كميته اجرايي يا بورد به عنوان مشاور، و اغلب در همكاري با كميته ترتيبات كنوانسيون) قبل از كنوانسيون، سخنگويان و هنرمندان برونسازماني را براي تعيين دستور كاري كه به هر موضوع مدت زمان مناسبي اختصاص دهد، و تمام ترتيبات لازم را پيشاپيش مشخص كند، مشاركت دهد.</p> <p>بعضي انجمنها طرح اوليه برنامه را به عنوان بخشي از «فراخوان كنوانسيون» چند هفته قبل به شبعهها ارسال ميكنند. برنامه كامل كه كميته انتظار دارد توصيه كند بايد به صورت چاپي در آخرين زمان ممكن در اختيار هر شخصي كه در كنوانسيون ثبت نام ميكند قرار بگيرد.</p> <p>دستور كار براي مجموعه كاملي از كارهاي نشستهاي كنوانسيون، در شكل بسط يافتهاش، معمولاً شامل عناصري از دستور كار در نشستهاي عادي شعبههاي تشكيل دهنده انجمن است <strong>(۴۱)</strong>.با اين وجود، در مورد كنوانسيون، به دو دليل اصلي، جزئيات بيشتر و دقيقتر ضروري است: (۱) اگر قرار است كار كنوانسيون كامل شود دنبال كردن ترتيبات از پيش برنامه ريزي شده اهميت مييابد- اگر قرار است در ساعتهاي مشخص از راديو و تلوزيون مطلبي پخش شود، مقامات دولتي نطق كنند، يا هنرمندان حرفهاي به صحنه بروند، عامل زمانبدي به خصوص اهميت زياي خواهد يافت. (۲) هر عضوي حق دارد بداند در كدام نشست و در حدود چه زماني يك مطلب مشخص قرار است به كنوانسيون بيايد، تا بتواند در طول بحثها يا رأيگيريهاي مهم در سالن حاضر شود. <br class='autobr' />
بعضي سازمانها برنامه چاپي كنوانسيون را به دو قسمت تقسيم ميكنند، قسمت اول كه زمان و مكان رخدادهاي خاص- و براي هر نشست كاري- فقط ساعتهاي دعوت به دستور، ختم جلسه، و هر زمانبدي لازم ديگر را بيان ميكند. قسمت دوم، اقلام و دستههاي كاري تنظيم شده براي هر نشست را، كه به اجندا معروف است، فهرست ميكند (41). استفاده از اين اصطلاح اين واقعيت را تغيير نميدهد كه اقلام بايد به ترتيب نامبرده شده، و نه در وقتي كه نشست يا ساعتي براي آنها تنظيم ميشود، به كنوانسيون عرضه شوند. <br class='autobr' />
هرچند تدوين يك برنامه الگو كه براي تمام كنوانسيونها مناسب باشد ممكن نيست، اصول زير عموماً به كاربردني هستند:</p> <p>• اخطار در خصوص زمان ثبت نام بايد قبلاً از طريق ارسال عمومي نامه داده شود، و در برنامه چاپي كنوانسيون نيز بيايد. همراه با برنامه، توزيع جدول زمانبندي نشستهاي ما قبل كنوانسوين بورد و كميتهها اغلب منطقي است، گرچه اشخاص مرتبط با اين نشستها لازم است جداگانه و زودتر مطلع شوند. <br class='autobr' />
• هنگام اجراي مراسم دعا، سرود ملي، و ذكر سوگند وفاداري در مراسم افتتاح، بهتر است به همين ترتيب ارايه شوند- يعني اول دعا و در آخر ذكر سوگند.<br class='autobr' />
• اگر قرار است خيرمقدم گفته شود- اغلب از سوي يك مقام رسمي دولتي در آغاز كنوانسيون- به خاطر حفظ نزاكت بهتر است رئيس سازمان يا نماينده او از سوي سازمان از وي تشكر كند.<br class='autobr' />
• برنامه بايد ساعت افتتاح و اختتام هر نشست را مشخص كند، و برنامه يا اجندا همچنين بايد ترتيبي را كه موضوعها يا دستههاي موضوعات اختصاص يافته به آن نشست قرار است بر اساس آن ارايه شوند مشخص سازد. در مورد ميزاني كه اين دستهها به زيردسته تقسيم ميشوند بايد از طريق شرايط مشخص و مشكلات احتمالي زمانبندي كنوانسيونهاي جداگانه راهنمايي لازم صورت بگيرد. زمان كافي براي بررسي كامل هر مسأله مهم سياستي كه انتظار ميرود در كنوانسيون مطرح شود بايد اختصاص يابد. براي هر قلم از اين قبيل امور، هميشه منطقي خواهد بود كه يك ساعت مشخص تنظيم شود كه خود به خود مطلب يك دستور خاص ميشود مگر آنكه به نحو ديگري مقرر شده باشد (نگا ك: ص. 360). موضوعهاي فهرست شده كه براي آنها ساعتي مشخص نشود دستورهاي عام نشستي هستند كه براي آن اختصاص يافتهاند. <br class='autobr' />
• گزارشهاي مقامات معمولاً به ترتيبي ارايه ميشود كه مقامات در آئيننامه فهرست شدهاند، رئيس سازمان اول گزارش ميدهد، مگر آنكه عرف سازمان فرق داشته باشد يا تمايل چيز ديگري باشد. گزارش خزانهدار بايد بلافاصله بعد از اقدام در خصوص گزارش حسابرسان ارايه شود. اغلب گزارشهاي مقامات ديگر فقط محض اطلاع هستند و به اقدام كنوانسيون نياز ندارند چاپ و از قبل در كنوانسيون توزيع ميشوند. در چنين موردي لازم نيست گزارش قرائت شود؛ رئيس ميتواند براي سؤالهاي نمايندگان از مسؤل گزارشگر مكث كند، و مسؤل گزارش دهنده ميتوانند در خصوص گزارش خود در آن زمان نظرات اضاي ارايه دهد. گزارش بورد، اگر باشد، معمولاً بايد به دنبال گزارش مسؤلان ارايه شود. <br class='autobr' />
• گزراشهاي كميتهها كه فقط محض اطلاع هستند و به اقدام كنوانسيون نيازي ندارند بايد، تا حد امكان ديرتر، به ترتيب در همان جاي دستور كار در كنوانسيون مطرح شوند. با توليد و توزيع پيش هنگام اين گزارشها در وقت صرفهجويي خواهد شد، در اين حالت قرائت آن ها با صداي بلند براي كنوانسيون لازم نخواهد بود. رئيس ميتواند فقط نام هر كميته را به ترتيب ذكر كند، و در انتظار طرح سؤال منتظر بماند. به رئيس هر كميته ميتوان اجازه داد تا نظرات اضافي در خصوص گزارش كميته را در همان زمان ارايه دهد. <br class='autobr' />
• گزارش كميتهاي كه قطعنامه يا پيشنهاد ديگري براي طرح دارد ميتواند در هر زمان مناسب دريافت شود، اما معمولاً بهتر است قبل از گزارش كميته قطعنامهها باشد. <br class='autobr' />
• بلافاصله قبل از ختم هر جلسه كنوانسيون بهتر است وقتي به بيانيهها اختصاص يابد. <br class='autobr' />
• صورتجلسه نشستهاي روز قبل بايد در شروع دومين روز كنوانسيون و بلافاصله بعد از مراسم افتتاح در نخستين نشست روز قرائت شود (مگر آنكه يك قاعده يا قطعنامه به تصويب برسد كه تصويب صورتجلسه كل كنوانسيون را از سوي بورد يا يك كميته مقرر كند). اختيار تصويب چنين صورتجلسهاي معمولاً از طريق يك قاعده جاري كنوانسيون يا يك قطعنامه مصوب ارايه شده از طرف كميته قطعنامهها، به بوورد يا يك كميته ويژه تفويض ميشود. <br class='autobr' />
• كار ناتمام در پايان يك روز معمولاً بعد از قرائت صورتجلسه (يا اگر صورتجلسه قرائت نميشود، بعد از افتتاح نشست) و شروع دوباره كار در روز بعد به دست گرفته ميشود- مشروط به اينكه برنامه هيچ شرط خاصي براي كار ناتمام در آن روز مقرر نكرده باشد و هيچ مغايرتي با يك دستور خاص وجود نداشته باشد. اگر كار ناتمام به معناي دقيق كلمه در برنامه هر روز فهرست نشود، با اين وجود، زمانبندي برنامه ريزي شده بايد اجازه آن را بدهد؛ يك سرفصل «كار ناتمام» بهتر است نزديك به پايان آخرين نشست كاري، و در هر نقطهاي كه به خاطر دستورهاي خاصي كه اوايل آن روز برنامه ريزي شدهاند، منطقي باشد، پيشبيني شود (نيز نگا ك: <strong>۴۱</strong>). <br class='autobr' />
• معرفي نامزدها و انتخاب مقامها نسبتاً در اوايل هر كنوانسيون، اگر ممكن باشد، صورت ميپذيرد، تا وقت براي تكميل اخذ رأي با برگه در صورتي كه بيش از يك بار بايد انجام شود، وجود داشته باشد. <br class='autobr' />
• اگر قرار است مقامها به صورت رسمي منصوب شوند، اين مراسم اغلب بخشي از مراسم ضيافت نشست اختتاميه است، كه در آن چكسها، سنجاقها، لوح افتخارها و از اين قبيل تقديم ميشود.</p> <p>اغلب معقول است نشستي از ركن اجرايي يا بورد كانون يك روز بعد از تعطيل كنوانسيون تشكيل شود و از اعضاء بورد و ديگر پرسنل ضروري خواسته شود تا در شهر محل برگزراي كنوانسيون به همين منظور باقي بمانند. اگر قرار است چنين نشستي برگزار شود، زمان و مكان آن بايد در برنامه چاپي كنوانسيون اعلام شود.</p> <p><strong>تصويب برنامه كنوانسيون.</strong> برنامه، حتي پيش از آنكه كنوانسيون آن را رسماً تصويب كند، راهنماي رئيس راجع به دستور كارها در جريان اقدامهاي مقدماتي است. درست بعد از تصويب قواعد جاري، گزارش كميته برنامه- معمولاً توسط رئيس كميته- تا حدودي به اين شرح ارايه ميشود: «آقاي رئيس، يك نسخه چاپي از برنامه به نحو تقديمي از سوي كميته برنامه در دست هر يك از ثبت نام كنندگان كنوانسيون قرار دارد. از سوي كميته پيشنهاد ميكنم برنامه چاپي تصويب شود». (اگر رئيس يا شخص ديگري كه گزارش را ارايه ميدهد عضو رأيدهنده كميته نباشد، وي پيشنهاد تصويب را حذف ميكند. براي رويه در اين خصوص بنگريد به صص. ۵۹۱). <br class='autobr' />
اگر تغييرات دقيقه آخر در برنامه ضروري شود، رئيس ميتواند گزارش خود را با گفتن: «آقاي رئيس، به خاطر . . . [بيان خلاصه دلايل]، كميته برنامه توصيه ميكند تعديلهاي زير در برنامه پيشنهادي كه چاپ شده و در اختيار ثبت نام كنندگان كنوانسيون قررا گرفته است اعمال شود: . . . [بيان دقيق هر تغيير، با ارجاع به صفحه و خط در برنامه چاپي]. از سوي كميته برنامه، پيشنهاد ميكنم همراه با اين تغييرات، برنامه چاپي تصويب شود». اين پيشنهاد قابل اصلاح و قابل مذاكره است. اكثريت آراء برنامه را- حتي اگر شامل دستورهاي خاص باشد- تصويب ميكند. هرچند ايجاد دستور خاص مستلزم دو سوم آراء تحت شرايط خاص است، وضعيت در مورد برنامه كنوانسيون، كه دستور خاص بخشي از دستور كار كامل است كه براي اجلاس جاري به تصويب ميرسد، فرق ميكند.<br class='autobr' />
اصلاح برنامه بعد از تصويب آن مستلزم دو سوم آراء يا آراء اكثريت تمام نمايندگان يا ساير «اعضاء رأي دهنده» ثبت نام كرده كنوانسيون- يا اجماع عمومي است، كه معمولاً بدون دشواري در موارد تعديل انحراف از برنامه كسب ميشود. به اين ترتيب، رأي مثبت به اصلاح برنامه نميتواند تجديد نظر شود. (بنگريد به صص. ۵۳-۵۱؛ نيز برنامه و به دستگيري كار خارج از برنامه مناسب. صص.۵۳-۳۵۱). تغيير برنامه براي افزودن نشستهاي اضافي تحت همان اجلاس مستلزم چنين رأيي است مگر آنكه طي آخرين نشست برنامه ريزي شده در برنامه يك نشست اضافي از طريق استفاده از پيشنهاد تعيين زمان نشست تعويقي <strong>(۲۲)</strong> با اكثريت آراء تعيين شود. هر تغيير پيشنهادي بهتر است به كميته برنامه ارجاع شود مگر آنها كه صراحتاً بديل منطقي برايشان نباشد. كميته ميتواند ضمن ادامه كنوانسيون، اگر و هر وقت لازم شد، تغييرات را توصيه كند، اما نه رئيس و نه كميته آزاد نيستند برنامه مصوب را- كه فقط كنوانسيون ميتواند تغيير بدهد- تغيير دهند. <br class='autobr' />
(در خصوص قواعد پارلماني به كاربردني در مورد انقضاء زمان تخصيصي به يك موضوع، و رويه در خصوص زمانهاي زمانبندي شده براي ختم جلسه، بنگريد به صص. ۲۱۵، ۳۲-۲۳۰، ۳۵۹ ،۳۶۲).</p> <p><strong>كميته تداركات كنوانسيون</strong></p> <p>تداركات پيچيده ضروري براي يك كنوانسيون به طور كلي مستلزم هماهنگي جزئيات فراوان ديگري است كه خارج از قلمرو ساير كميتههاي مذكور در اين فصل قرار ميگيرند. در سادهترين مورد كميته تداركات كنوانسيون معمولاً از سوي بورد در سطح كنوانسيون منصوب ميشود. اغلب اوقات اعضاء اين كميته عمدتاً مركب از اعضاء انجمن يا انجمنهاي تشكيل دهنده فعال به عنوان ميزبان كنوانسيون هستند؛ در هر حال، بهتر است اشخاص داراي تجربه در امور كنوانسيونهاي قبلي هم عضو اين كميته باشند. در موارد وجود رقابت بين شهرها براي ميزباني كنوانسيون، اغلب بهتر است كه اعضاء محلي كه در گزينش شهرشان مؤثر بودهاند در اين كميته قرار بگيرند. <br class='autobr' />
كميته تداركات ممكن است اختيار بيابد تا با متخصصان، از جمله با مديران حرفهاي كنوانسيون مشورت كنند.هميشه ميتوان از كاركنان هتلهاي محل برگزاري كنوانسيونها و از دفاتر كنوانسيونها در بسياري از شهرها كسب مساعدت كرد. <br class='autobr' />
با توجه به اندازه و مدت كنوانسيون، وظايف عادي كميته تداركات گاهي به زيركميتهها تفويض يا حتي بين كميتههاي جداگانه توزيع ميشود. در آغاز، ستاد كنوانسيون بايد گزينش شود و تداركات اوليه در ارتباط با محل اسكان در تعداد هر چه بيشتر هتل ضروري است. اين كميته ميتواند براي رزرو اتاق براي نمايندگان و ثبت نامشان در كنوانسيون با كميته اعتبارنامهها همكاري كند. در حاليكه كميته برنامه براي تمام سخنرانيها و برنامههاي تفريحي تدارك ميبيند، جزئيات مربوط به اوقات خارج از كنوانسيون و اقامت اين مهمانان معمولاً بر عهده كميته تداركات است. تضمين استقبال از مهمانان افتخاري و عالي رتبه در فرودگاه و ساير نكات مربوط به پيشواز نيز يكي از كاركردهاي كميته تداركات است. <br class='autobr' />
اقلام چاپي يا تكثيري تهيه شده با همكاري كميته برنامه براي توزيع بين نمايندگان قبل از كنوانسيون بايد مسيرهاي مختلف براي رسيدن به كنوانسيون با وسايل نقليه در دسترس، و اطلاعات در باره محل، نقاط جذاب، رستورانها، تفرجگاهها، گردشهاي برنامهريزي شده از سوي كميته برنامه، و تسهيلات پارك براي كساني كه با خودرو به كنوانسيون ميآيند را در بر بگيرد. <br class='autobr' />
به ترتيبات نشستن در سالن بايد توجه دقيق مبذول شود، اعضاء رأي دهنده هميشه در بخش جداگانه جا داده ميشوند اگر قرار باشد ساير اشخاص در فضايي در صحن كنوانسيون مستقر شوند. پيشخدمتها، پيكها، راهنماها، و دربانان كه در نظم كنوانسيونهاي بزرگ اساسي هستند بايد آموزش ببينند كه وظايفشان را به آرامي و نزاكت انجام دهند. طي كنوانسيون، روابط با كميته برنامه براي، به عنوان نمونه، تضمين جادهي مناسب در جايگاه، كه با تغيير نيازها از اين نشست به آن نشست تغيير ميكند، بايد حفظ شود. <br class='autobr' />
تأمين نيروي انساني براي ميز اطلاعرساني در طول كنوانسيون، با كاركردهاي ديگر در عرصه اطلاعرساني و روابط عمومي ميتواند در قلمرو مسؤليت كميته تداركات كنوانسيون قرار بگيرد. اگر قرار است نشستها از سوي مطبوعات پوشش داده شود، نمايندگان رسانههاي مختلف بايد از تحولات مطلع باقي بمانند و محوطهاي نزديك جايگاه در صحن يا نقطه مناسب ديگري در سالن براي آنان پيشبيني شود. در اختيار داشتن تسهيلات تايپ و كپي، توزيع مطالب مكتوب اغلب مفيد خواهد بود. در كنوانسيونهاي بسيار بزرگ بررسي تلفن و ساير تسهيلات ارتباطي و در صورت لزوم پيشبيني افزايش آن اغلب مفيد است.</p> <p><strong>كميته قطعنامهها</strong></p> <p>وظيفه اساسي كميته قطعنامهها- كه گاهي اوقات كميته مرجع يا در بعضي موارد مذكور در زير، كميته پلتفورم ناميده ميشود- غربال كردن تمام پيشنهادهاي اصلي (10) است كه ساير كميتهها آنها را غربال نكردهاند و به كنوانسيون آمدهاند يا قرار است بيايند. معمولاً غرض فقط ملزم ساختن ارايه پيشنهادهاي اصلي ضمني يا رسمي به كميته قطعنامهها، يا ارجاع قطعنامههاي گزارش شده به كنوانسيون از سوي كميتههاي ديگر به اين كميته نيست (نيز نگا ك: 51).</p> <p>تنوعهاي قواعد مرتبط با كميته قطعنامهها. استقرار كميته قطعنامهها در كنوانسيون محدوديت نسبت به حق عادي اعضاء براي طرح هر تعداد پيشنهاد از طرف صحن بدون اخطار را نشان ميدهد- محدوديتي ناشي از نياز به حفظ مقدار زيادي كار تحت زمانبندي و تعيين تكليف آنها در يك زمان كوتاه. ميزان محدوديت تحميلي و شيوه كاركرد كميته، بسته به سازمان، به نحو چشمگير، در موارد خاص به شرح زير، توفير ميكند:<br class='autobr' />
تنوعها در زماني كه يك قطعنامه ميتواند مطرح شود. در سادهترين وضعيت يك قطعنامه از صحن كنوانسيون به روشي مثل يك نشست عادي مطرح ميشود. چنين ترتيبي در قاعده 3 و 4 (الف) در صفحههاي 604-603 توصيف شده است. در اين صورت مكاني در برنامه يا اجندا با سرفصلي مثل «كار جديد» بايد در هر نشست پيشبيني شود. تحت اين نظام، ارايه دهنده قطعنامه ميگويد: «آقاي رئيس، تصويب قطعنامهاي را كه به ميز منشي ارسال كردهام پيشنهاد ميكنم». منشي قطعنامه را قرائت ميكند، نامهاي پيشنهاد دهنده و حمايت كننده را اعلام ميكند، و رئيس ميگويد: «تحت قواعد اين قطعنامه به كميته قطعنامهها ارجاع ميشود». <br class='autobr' />
حتي براي حفظ همين زمان در يك كنوانسيون، ترتيبي ميتوان داد كه از طريق آن قطعنامهها بدون اينكه رسماً در نشست عمومي پيشنهاد و قرائت شوند در اختيار منشي ضبّاط قرار بگيرند، و منشي نيز فوراً آنها را به رئيس كميته قطعنامهها تقديم كند. با اين وجود، كنوانسيون ميتواتد چنين قاعدهاي را- اگر يك قاعده جاري كنوانسيون باشد- با اكثريت آراء، در هر زمان تعليق كند (ص.17) و به اين ترتيب ميتواند يك قطعنامه را بدون ارسال به كميته قطعنامهها به دست بگيرد. <br class='autobr' />
اگر طبق معمول قطعنامههاي زيادي از سوي اعضاء پيشنهاد شود، يك قاعده يا مقرره دائمي در آئيننامه ميتواند از سوي سازمان تصويب شود كه تقديم تمام قطعنامهها به كميته قطعنامهها، يا به دبير اجرايي براي تقديم به اين كميته، طي چند روز، هفته، يا حتي ماه قبل از كنوانسيون را الزامي سازد. ترتيب دادن اين نظام ميتواند فرصت ارسال نسخههايي از تمام قطعنامههاي بررسي شده از سوي كميته قطعنامهها به انجمنهاي عضو و نمايندگان آنها قبل از كنوانسيون را فراهم ميآورد، و به اين وسيله وقت بررسي، و احتمالاً، دستور به نمايندگان را در اختيار آنان ميگذارد. در چنين مواردي منطقي است شرط شود كه بتوان قطعنامهها را با دو سوم آراء در هر مورد جداگانه به كنوانسيون نيز عرضه كرد. <br class='autobr' />
تنوعها در قطعنامههاي اوليه مجاز. در حالت عادي فقط اعضاء كنوانسيون- يعني، نمايندگان- اجازه دارند قطعنامههايي براي بررسي از سوي مجمع عرضه كنند، و ساير اعضاء انجمنهاي تشكيلدهنده (كه عضو كنوانسيون نيستند) اجازه دارند با نيت تقديم پيشنهادها فقط با كسب اجازه از كنوانسيون صحبت كنند. چنين رضايتي فقط ميتواند به صورت موردي اعطاء شود، يا ميتوان قاعدهاي به تصويب رساند كه، علاوه بر نمايندگان، اشخاص مشخص بتوانند قطعنامه تقديم كنند؛ مورد اخير به خصوص وقتي ارزش دارد كه تقديم قطعنامه قبل از نشستهاي كنوانسيون الزامي باشد. <br class='autobr' />
در بعضي موارد هر عضو يك انجمن تشكيل دهنده، چه نماينده باشد و چه نباشد، مجاز به ارايه قطعنامه است. در سازمانهاي ديگر يك قطعنامه لازم است حمايت خود انجمن تشكيل دهنده را داشته باشد. تعدادي از سازمانها حتي شرط ميگذارند كه قطعنامه تقديمي از سوي كميتههاي دائمي و ويژه سازمان غربال شود و از سوي كميته قطعنامهها گزارش شود. در بعضي از انواع سازمانها كميته قطعنامهها قطعنامههاي خودش را براي تقديم به مجمع تهيه و پيش نويس ميكند. در هر انجمني، وقتي يك مقام يا يك كميته به سادگي يك يا چند قطعنامه تهيه ميكند، كميته قطعنامهها طبق معمول وظيفه پيدا ميكند كه توصيه(ها) را به صورت قطعنامه(ها) در آورد. <br class='autobr' />
تنوعها در قدرت كميته قطعنامهها. در سادهترين ترتيبات، كميته قطعنامهها فقط قدرت دارد قطعنامهها را به صورت مناسب درآورد، وقتي قطعنامههاي مشابه ارايه ميشود مكررات را حذف كند، و مطمئن شود كه تمام قعطنامههاي مرتبط به يك موضوع خاص به يك ترتيب منطقي ارايه خواهد شد. در موارد ديگر به كميته اختيار داده ميشود تا تغييرات اساسي در قطعنامه بدهد، اما فقط با رضايت حامي آن؛ هرچند در موارد ديگر، با رأي كميته- گاهي با دو سوم آراء- جوهر قطعنامه ميتواند تغيير كند و قطعنامه به صورت تغييريافته گزارش شود به نحوي كه گويي كميته آن را تهيه كره است. <br class='autobr' />
جز وقتي قواعد طور ديگري مقرر كنند، كميته قطعنامهها ملزم است تمام قطعنامههاي دريافتي را گزارش كند؛ اما كميته ميتواند، اگر بخواهد، يك قطعنامه را «بدون توصيه» گزارش دهد. اگر به كميته قدرت «گزارش ندادن» يك قطعنامه- در نتيجه ممانعت از بررسي آن توسط كنوانسيون- داده شود، هميشه بايد شرط يك رأي بالا در كميته (مانند سه چهارم آراء و يا رأي دو سوم اعضاء كميته) ِاعمال شود؛ و به كنوانسيون هميشه بايد قدرت داده شود كه يك چنين تصميم كميته قطعنامهها را با اكثريت آراء رد كند و به كميته دستور دهد قطعنامه را گزارش كند (بنگريد به قاعده 4 (ت) در قواعد جاري نمونه يك كنوانسوين، ص. 604). در اين ارتباط، بايد خاطر نشان ساخت كه اخذ رأي «گزارش ندادن» يك قطعنامه، گزارش دادن آن «بدون توصيه»، و گزارش دادن آن همراه با توصيه كه توسط كنوانسيون رد شود كاملاً با هم متفاوت هستند.</p> <p><strong>پلتفورمها و بيانيههاي خطمشي.</strong> در سازمانهاي سياسي و بعضي ديگر از انواع سازمانها، كميته قطعنامهها ملزم است يك پلتفورم را براي تصويب از سوي سازمان، جهت اعلان نظرات، هدفها و آرمانهايش، آماده و گزارش كند. كانونهاي ديگر بعضاً كميته را ملزم ميسازند تا پيشنويس بيانيههاي خطمشي يا اسناد مشابه را كه بيشتر شكل يك پلتفورم را مييابد تا يك قطعنامه، آماده سازد. در چنين پلتفورمها و بيانيههايي بسياري از اصول به كاربردني در تدوين پيشنويس قطعنامهها رعايت ميشوند. <br class='autobr' />
اگر مقدمهاي وجود داشته باشد، به جاي آنكه هر بند با عبارت «از آنجا كه» شروع شود، از يك وجه وصفي استفاده ميشود؛ به عنوان نمونه، «با اعتقاد به اينكه . . . [و غيره] ». هر بند با نقطه ويرگول تمام ميشود، و بند ما قبل آخر با كلمه «و». عبارت «بنا بر اين» ميتواند در پايان بند آخر مقدمه بيايد. هر بند جديد مقدمه با يك وجه وصفي ديگر شروع ميشود. در متن نوشته، هر بند، به جاي اينكه با عبارت «تصويب شد، كه» آغاز شود، با يك فعل شروع ميشود كه دلالت بر يك رويكرد يا يك موضع دارد- به عنوان نمونه، «تأكيد ميشود. . . »، «دعوت ميشود . . . »، «خاطر نشان ميشود . . . » و از اين قبيل. مثل قطعنامه، هيچ بندي در چارچوب ساختار خودش نبايد نقطه داشته باشد. بندهاي متن يك سند، مانند مقدمه، با نقطه ويرگول و كلمه «و» به هم وصل ميشوند، يا فقط از نقطه ويرگول استفاده ميشود. بند اول متن بيانيه اغلب تا حدي كلي است. مقدمه و متن بيانيه ميتواند با كلماتي از قبيل «اين بيانيهي . . . صادر ميشود؛ و . . . » به هم مرتبط شوند. نام كامل سازمان ميتواند قبل از اين كلمات بيايد، يا قبل از مقدمه قرار بگيرد، به عنوان نمونه، اين طور:</p> <p>با اعتقاد به اينكه . . . ؛<br class='autobr' />
با يادآوري . . . ؛ و <br class='autobr' />
انجمن ارتقاء فونيكس اين بيانيه اصول اساسي حاكميتي خود را صادر ميكند؛ و <br class='autobr' />
تأكيد ميكند . . . ؛<br class='autobr' />
اطمينان ميدهد. . . ؛<br class='autobr' />
توصيه ميكند. . .</p> <p>يا:</p> <p>انجمن ارتقاء فونيكس، <br class='autobr' />
با اعتقاد به اينكه . . . ؛ و<br class='autobr' />
با حفظ . . . ؛ از همين رو<br class='autobr' />
اين بيانيه اصول اساسي حاكميتي خود را صادر ميكند؛ و <br class='autobr' />
تأكيد ميكند. . . ؛<br class='autobr' />
اطمينان ميدهد. . . ؛ [و از اين قبيل].</p> <p><strong>قطعنامههاي تكريمي.</strong> كميته قطعنامهها علاوه بر وظايفش در خصوص قطعنامههايي كه به آن ارجاع ميشود و وظايف مرتبط با مطالب سياستي، اغلب وظيفه تهيه قطعنامههاي تكريمي، كه ممكن است مناسب به نظر برسند، و تقديم آنها به مجمع را نيز بر عهده دارد. معمولاً، قطعنامههاي تكريمي قدرداني كنوانسيون را نسبت به كساني كه مكانهايي براي تأمين نيازهاي فيزيكي در اختيار گذاشتهاند يا خدمتي ارايه دادهاند ابراز ميكنند.</p> <p><strong>نشستهاي كميته.</strong> كميته قطعنامهها معمولاً از طريق برنامه يا بيانيهها زمانها و مكانهاي نشستهاي خودش را اطلاع ميدهد. بهتر است به هر شخصي كه قطعنامهاي عرضه ميكند اجازه داده شود آن را براي كميته توضيح دهد و به سؤالهاي مربوط به آن جواب بدهد؛ و نمايندگان علاقمند نيز مجاز باشند تا در اين بحثها حضور يابند و حتي مشاركت كنند. بسياري اوقات اين قبيل بحثهاي آزاد اختلاف را كه سبب افزاش نگراني نسبت به قطعنامه شده باشد كاهش ميدهد، و در نتيجه كنوانسيون راحتتر جلو ميرود. بعد از هر «استماع» علني از اين نوع، كميته نشست غيرعلني (9) برگزار ميكند تا هر قطعنامه را بررسي و گزارش خود را تهيه كند. ميتوان از پارلمانتارين خواست تا در نشستهاي كميته حضور يابد.</p> <p><strong>گزارشهاي كميته قطعنامهها.</strong> كميته قطعنامهها در جريان گزارشدهي رويهاي را دنبال ميكند كه هر كميتهاي قطعنامه ارجاعي به خود را، به نحو مذكور در 51، به همان روش گزارش ميدهد. حتي وقتي قطعنامهها قبل از افتتاح كنوانسيون به اين كميته تقديم شوند، با گزارش در خصوص هر قطعنامه طوري رفتار ميشود كه گويي آن قطعنامه در يك مجمع و پيش از ارجاع به كميته، پيشنهاد و حمايت شده باشد. هرگز لازم نيست رئيس كميته قطعنامهها يا عضو گزارشگر تصويب قطعنامه گزارش شده را مطرح كنند- مگر آنكه، مثل مورد قطعنامههاي تكريمي، كميته خودش آن را تهيه كره باشد. <br class='autobr' />
وقتي كميته اصلاحيههايي را نسبت به يك قطعنامه توصيه ميكند، در مواردي كه خودش اختيار گنجاندن آنها را نداشته باشد، رئيس كميته به شرح زير گزارش ميدهد:</p> <p>رئيس كميته قطعنامهها: آقاي رئيس، كميته قطعنامهها توصيه ميكند كه قطعنامه مرتبط با . . . [يا «قطعنامه شماره 6» و غيره] با خط زدن كلمه «. . . » و گنجاندن كلمات «. . . » اصلاح شود، و وقتي به اين ترتيب اصلاح شد، قطعنامه به تصويب برسد. از سوي كميته قطعنامهها، تصويب اصلاحيه توصيه شده را پيشنهاد ميكنم.</p> <p>اگر اعضاي كنوانسيون كپي تكثير شده قطعنامه را نداشته باشند، رئيس بهتر است قبل از اخذ رأي اصلاحيه را قرائت كند. بعد ادامه ميدهد:</p> <p>رئيس: كميته قطعنامهها تصويب قطعنامه را همراه با اين اصلاحيه توصيه ميكند . . . [قرائت اصلاحيه]. مسأله مورد مذاكره اين اصلاحيه است.</p> <p>در مواردي كه به خاطر اهميت فوقالعاده يك قطعنامه منطقي باشد كه به جاي بخشي از متن اصلي يك قطعنامه گزارش شده از سوي كميته قطعنامهها به عنوان يك دستور خاص مورد بررسي قرار بگيرد، ترتيب اين امر از طريق ارتباط با كميته برنامه داده ميشود. در آن صورت رئيس كميته قطعنامهها قطعنامه را در زمان مقرر در اجندا گزارش ميدهد. در صورت تمايل، گزارش كميته ميتواند، مشابه رويه در مجلس نمايندگان ايالات متحد، شامل يك پيشنهاد پارلماني مبني بر ايجاد قواعد خاص براي بررسي قطعنامه باشد. در ادامه نمونه چنين قاعدهاي ارايه ميشود:</p> <p>تصويب شد، كه در زمان مقرر در اجندا قطعنامه مرتبط با _____ به عنوان يك دستور خاص مورد بررسي قرار بگيرد، بحث عمومي محدود به دو ساعت ميشود كه به صورت مساوي بين آقاي الف، رهبر موافق، و آقاي ب، رهبر مخالف تقسيم و كنترل ميشود؛ كه بعد از انقضاي مدت بحث عمومي، قطعنامه در معرض اصلاح قرار بگيرد، بحث در مورد اصلاحيه(هاي) مذكور محدود به دو دقيقه براي هر عضو خواهد بود.</p> <p>تحت چنين قاعدهاي، رهبران هر دو طرف از سوي رئيس جلسه به ترتيب تخصيص صحن ميشوند و ميتوانند خودشان صحبت كنند يا صحن را براي بخشي زمان تحت اختيار خودشان به اعضاء ديگر واگذارند. معمولاً رهبران مدافعان پرشورتر يا مجابكنندهتر دو موضع هستند، و هميشه اول آنان صحبت ميكنند و وقت كافي براي خودشان نگاه ميدارند تا بتوانند در پايان مذاكره موضع خودشان را جمعبندي كنند. يك رويه بديل تخصيص يك دوره طولانيتر بحث به آقاي الف و آقاي ب، و محدود ساختن وقت ساير اعضاء است. اغلب مفيد است كه بحث عمومي قبل از آنكه اصلاحيهها مطرح شوند اول صورت بگيرد، اما اين شرط ميتواند كنار گذارده شود.</p></div>
قواعد ناظر بر مذاکره
http://kadrha.com/spip.php?article189
http://kadrha.com/spip.php?article1892016-07-28T20:46:27Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>بخش ۴۳ از فصل دوازدهم کتاب دستور نامه رابرت قواعد و رویههای انجام مذاکره در مجامع مشورتی را توصیف کرده است. ترجمهی این بخش از کتاب با ذکر چند نکته در ادامه تقدیم میشود:<br class='autobr' />
این ترجمه از ویرایش دهم کتاب انجام شده که در سال ۲۰۰۰ در ایالت متحد آمریکا منتشر شده است. اما در حال حاضر یازدهمین ویرایش این کتاب که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده است باید از سوی سازمانها به عنوان مرجع پارلمانی انتخاب شود. در ویرایش یازدهم چند بخش اضافه شده که به مسائل مستحدثه درحقوق پارلمانی - از جمله قواعد ناظر بر الکترومجامع - پاسخ داده است.<br class='autobr' />
در حالیکه ترجمهی این کتاب سالها پیش تمام شده (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique80" rel="directory">فصل دوازدهم: تخصیص صحن؛ مذلکره</a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L150xH100/arton189-d7209.jpg" width='150' height='100' />
<div class='rss_chapo'><p>بخش ۴۳ از فصل دوازدهم کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستور نامه رابرت</a> قواعد و رویههای انجام مذاکره در مجامع مشورتی را توصیف کرده است. ترجمهی این بخش از کتاب با ذکر چند نکته در ادامه تقدیم میشود:</p> <p>این ترجمه از ویرایش دهم کتاب انجام شده که در سال ۲۰۰۰ در ایالت متحد آمریکا منتشر شده است. اما در حال حاضر <a href="http://kadrha.com/spip.php?article113" class='spip_in'>یازدهمین ویرایش</a> این کتاب که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده است باید از سوی سازمانها به عنوان مرجع پارلمانی انتخاب شود. در ویرایش یازدهم چند بخش اضافه شده که به مسائل مستحدثه درحقوق پارلمانی - از جمله قواعد ناظر بر الکترومجامع - پاسخ داده است.</p> <p>در حالیکه ترجمهی این کتاب سالها پیش تمام شده بود، و همان زمان از طریق وبسایتهای متعددی در اختیار علاقمندان قرار گرفت، آماده سازی کتاب برای چاپ، و به ویژه نمایهسازی و ارجاعات درونمتنی آن روی زمین مانده بود که به همت آقای پرهام رضایی از روی زمین برداشته شده و کتاب با سرعت برای نشر نهایی کاغذی و الکترونیکی آماده میشود.</p> <p>متأسفانه شماره صفحاتی که در این متن به آنها ارجاع شده مربوط به صفحات متن اصلی به زبان انگلیسی است و برای خواننده - به جای کمک - اسباب دردسر خواهد بود. برخی از شمارهها نیز به سایر بخشهای کتاب ارجاع میدهند و برای فهم مطالب لازم است مطالب ارجاع شده در صفحات و بخشهای دیگر کتاب را حتماً خواند.</p> <p>برای قرائت سایر بخشهای کتاب به صفحهی فهرست مطالب کتاب در <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>اینجا</a> مراجعه کنید.</p> <p>برخی از پر مصرفترین قواعد کتاب دستورنامه رابرت به زبان سادهتر در خلاصهی این کتاب تشریح شده است. برای خواندن خلاصه دستورنامه رابرت میتوانید به <a href="http://kadrha.com/spip.php?article116" class='spip_in'>اینجا</a> مراجعه کنید.</p> <p>هر سؤالی در مورد دستورنامه رابرت و کارگاههای آموزش این قواعد داشتید، با دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) تماس بگیرید.</p> <p>و اما ترجمهی بخش ۴۳ کتاب:</p></div>
<div class='rss_texte'><p><strong>§ ۴۳ - قواعد ناظر بر مذاكره</strong></p> <p>مذاكره، با درك درست، يك عنصر اساسي در اتخاذ تصميمهاي منطقي مهم توسط مردم خردمند است. در يك مجمع مشورتي، اين اصطلاح در مورد بحث در بارهي مزيتهاي يك مسألهي در دست بررسي به كار ميرود - يعني، آيا با پيشنهاد تحت بررسي بايد موافقت كرد يا نه. در چنين مجمعي، كه كلمه [مشورتي] به آن اشاره ميكند، مذاکره یک حق ذاتی است.</p> <p>يكي از خصوصيات تمام پيشنهادهاي اصلي و بعضي ديگر از پيشنهادها، بسته به كاركرد پارلماني آنها طبق اصولي كه در آخر اين بخش خلاصه شده است، قابليت مذاكره است؛ و قواعد خاص بيان شده زير عنوان خصوصيت استاندارد ۵ در بخشهای <strong>۱۱</strong> تا <strong>۳۷</strong> از همين اصول ناشي ميشوند.</p> <p>در حاليكه ميزان مذاكره در مورد يك پيشنهاد در عمل به عواملي مانند اهميت، و شدت اختلاف برانگيزي آن و مسائلي از اين قبيل بستگي خواهد داشت، هر عضو مجمع حق دارد پيش از آنكه اقدام نهايي در مورد آن صورت بگيرد در بارهاش صحبت كند؛ و فقط مشروط به محدوديتهاي عمومي تعيين شده به وسيله قانون پارلمان يا قواعد تشكيلات آنطور كه در زير توضح داده ميشود، نميتوان جز با دو سوم آراء مانع اين حق شد.</p> <p><strong>خلاصهي رويههاي لازم براي مذاكره</strong></p> <p>تا موضوعي در قالب يك پيشنهاد مبني بر انجام يك اقدام خاص در برابر مجمع قرار نگرفته باشد، نميتواند مورد مذاكره قرار بگيرد. همانطور كه در <strong>۳</strong> و <strong>۴</strong> توضيح داده شد، پيشنهاد ميبايست از سوي عضوي كه وقتي هيچ موضوعي در دست بررسي نبوده (يا اگر پيشنهادش اصلي نباشد، وقتي طبق دستور بوده) كسب صحن كرده، مطرح شده باشد، پس از آن از سوي عضو ديگري حمايت شده باشد (مگر آنكه از سوي يك هيأت يا كميته مطرح شده باشد)، و از سوي رئيس نيز قرائت شده باشد. رئيس ميتواند قرائت خود از پيشنهاد قابل مذاكره را با طرح اين پرسش تمام كند: «آيا براي مذاكره آمادهايد؟»، يا ميتواند فقط مكث كند و رو به سوي پيشنهاد دهنده برگرداند و ببيند آيا تمايل دارد براي مذاكره قبل از ديگران صحن بگيرد. پس از آنكه به ارايه دهندهي پيشنهاد اين فرصت داده شد كه در صورت تمايل اولين فرد در مذاكره باشد، اعضاء ديگر ميتوانند، همانطور كه در صفحههاي 28 به بعد و در 42 توضيح داده شد، برخيزند و خطاب به رئيس براي مذاكره تقاضاي صحن كنند.</p> <p>در حاليكه مذاكره جريان دارد، اصلاحيهها يا ساير پيشنهادهاي ثانويه (فرعي، فوريتي، يا ضمني) ميتوانند مطرح و تعيين تكليف شوند - و ميتوانند، اگر قابل مذاكره باشند، همانطور كه در صفحههاي 13-111 توضيح داده شد، مورد مذاكره قرار بگيرند. يك عضو ميتواند هم در مذاكره صحبت كند و هم با طرح يك پيشنهاد فرعي به صحبت خود خاتمه دهد، كه كاربرد خاصي از اين اصل است كه هر عضوي كه براي هر منظور قانوني تخيصص صحن شده باشد براي تمام منظورهاي قانوني تخصيص صحن شده است.</p> <p>وقتي مذاكره خاتمه يافته به نظر برسد، رئيس ميتواند دوباره بپرسد، «براي رأيگيري آمادهايد؟»، يا اگر، بعد از يك مكث معقول كسي براي تقاضاي صحن بلند نشد، رئيس ميتواند فرض كند كه هيچ عضوي علاقهاي به ادامهي مذاكره ندارد، ايستاده، مسأله را اخذ رأي كند.</p> <p>بايد خاطر نشان شود، تحت رويهي پارلماني قانوني، اقدام «چكش كوب» وجود ندارد. حق اعضاء براي مذاكره يا طرح پيشنهادهاي ثانويه نميتواند با تلاشهاي رئيس براي اخذ رأي با چنان سرعتي كه هيچ عضوي نتواند صحن بگيرد ضايع شود- چه هنگامي كه در ابتداء رئيس سؤال ميكند يا هنگامي كه معتقد است مذاكره خاتمه يافته است. مذاكره با برخاستن رئيس براي اخذ رأي خاتمه نمييابد. اگر رأيگيري انجام شده باشد يا بدون تأخير شروع شده باشد و معلوم شود يك عضو با سرعتي منطقي بعد از آنكه رئيس پرسيده «براي رأيگيري آمادهايد؟»، يا با مكث يا از طريق ديگر، خاطر نشان كرده كه امكان صحن دهي فراهم است- برخاسته و رئيس را مخاطب قرار داده باشد، حتي اگر رئيس نتيجهي چنين رأيي را اعلام كرده باشد- با اين رأي بايد مخالفت شود، و عضو مستحق اخذ صحن است، و مذاكره آغاز يا از نو شروع ميشود. اما اگر رئيس پيش از به رأي گذاشتن مسأله فرصت كافي براي كسب صحن به اعضاء بدهد و هيچ كس بلند نشود، پس از آغاز رأيگيري نميتوان ادعاي حق مذاكره كرد. اگر مذاكره بعد از شروع اخذرأي، به خاطر تقاضاي به موقع صحن از سوي يك عضو، دوباره از سرگرفته شود، مسأله بايد به طور كامل دوباره به رأي گذاشته شود- يعني، هم رأي مثبت هم رأي منفي اخذ شود- صرفنظر از اينكه اخذ رأي قبلي چقدر جلو رفته باشد. وقتي اخذرأي براي بار دوم با نيت تأييد صورت بگيرد- مانند زمان طرح تشكيك آراء (29)- مذاكره نميتواند جز با اتفاق آراء از سرگرفته شود (ص. 53 - 51).</p> <p><strong>زمان و تعداد نطقها</strong></p> <p>حداكثر وقت براي هر نطق. در يك تشكيلات يا سازمان غيرقانونگذاري كه قاعده خاصي براي مدت نطقها موجود نباشد (2)، يك عضو، بعد از كسب صحن هنگامي كه پيشنهاد بلافاصله در دست بررسي قابل مذاكره باشد، نميتواند بيش از ده دقيقه صحبت كند، مگر آنكه توافق عمومي مجمع را كسب كند. چنين مجوزي ميتواند از طريق اجماع عمومي (ص. 53-51)، يا كميت مذاكره (15) صادر شده باشد كه به دو سوم آراء بدون مذاكره نياز دارد. <br class='autobr' />
هنگامي كه وقت يك عضو تمام ميشود، رئيس برميخيزد و - اگر عضو بيدرنگ سخنان خود را تمام نكرد - با دادن يك علامت مناسب يا در صورت لزوم با قطع سخن او توجه وي را به اين واقعيت جلب ميكند. اگر به نظر برسد يك دقيقه بيشتر وقت كافي در اختيار عضو خواهد گذاشت تا سخنان خود را به شكل مناسب تمام كند، رئيس يا هر عضوي، ميتوانند اجماع عمومي را نسبت به افزايش وقت عضو براي يك مدت كوتاه جويا شوند. <br class='autobr' />
حقوق مربوط به مذاكره غيرقابل واگذاري است. جز سازماني كه قاعده خاصي در اين مورد داشته باشد، يك عضو نميتواند بخشي از وقت باقيمانده خود را به عضو ديگر واگذار كند، يا بخشي از وقت خود را براي بعد نگه دارد- يعني، اگر يك عضو صحن را پيش از اتمام وقتش واگذار كند، فرض را بر اين ميگذارد كه از حقش نسبت به زمان باقي مانده صرف نظر ميكند. اگر سخنران به عضو ديگر براي سؤال وقت بدهد (تقاضاي توضيح. ص.83-282)، مدت صرف شده براي سؤال به سخنران داده ميشود. <br class='autobr' />
رئيس يا عضو مخبر يك كميته وقتي گزارش كميته را ارايه يا قرائت ميكنند مذاكره محسوب نميشود، اما در ارتباط با هر سخني كه در جريان حمايت از پيشنهاد ارايه شده از سوي كميته مطرح كنند بايد از قواعد مجمع در خصوص مذاكره پيروي نمايند.</p> <p>تعداد نطقها در مورد يك مسأله به ازاء عضو و روز. جز مجمعي كه قاعده خاص دارد كه طور ديگري مقرر ميكند، هيچ عضوي نميتواند طي يك روز در مورد يك مسأله بيش از دو بار نطق كند - جز در مورد فرجام (24)، كه فقط رئيس جلسه ميتواند دوبار صحبت كند (بار دوم، در ختم مذاكره)، ساير اعضاء محدود به يك نطق هستند. صِرف طرح يك سؤال يا توصيه مختصر نطق در مذاكره تلقي نميشود، طرح يك پيشنهاد ثانويه، مادام كه ضمن طرح آن هيچ نظري در مورد مسألهي بعداً در دست بررسي مطرح نشود، نيز، نطق ضمن مذاكره محسوب نخواهد شد. از اين قاعده ملاحظه خواهد شد كه اگر مذاكره در مورد يك پيشنهاد در دست بررسي تا تشست بعدي ادامه بيابد، و اگر آن نشست در همان روز برگزار شود، اعضائي كه قبلاً دو نطق خود را در مورد يك مسأله ايراد كرده باشند، بدون اجازهي مجمع، مجاز به صحبت دوباره در بارهي آن مسأله نيستند. اما اگر نشست بعدي در يك روز ديگر برگزار شود، تمام اعضاء حق دارند در ارجاع به آن مسأله به طور كامل از نو مذاكره كنند. تحت اين قاعده، هر پيشنهاد قابلمذاكره از نظر حقوق اعضاء براي مذاكره در مورد آن يك مسأله جداگانه است. به اين ترتيب، اگر يك مجموعه پيشنهاد قابلمذاكره در دست بررسي باشد و يك عضو، به عنوان نمونه، هنگامي كه يك پيشنهاد اصلي در دست بررسي بوده، دوبار در همان روز صبحت كرده باشد، از حق خود براي مذاكره در مورد آن پيشنهاد استفاده كرده است، اما، حتي در همان روز، او ميتواند در مورد پيشنهاد تعويق نامشخص آن پيشنهاد اصلي دوبار صحبت كند، و دوبار هم در مورد هر يك از اصلاحيههايي كه ممكن است مطرح شوند صحبت كند، و به همين ترتيب. با اين حال، همانطور كه تحت قواعد تخصيص صحن (42) خاطر نشان شد، يك عضو نميتواند دومين نطق خود را در مورد يك موضوع در همان روز ايراد كند تا وقتي هر عضوي كه بخواهد در مورد آن صحبت كند فرصت ايراد يك بار نطق را يافته باشد. اگر مذاكره پيش از آنكه عضو فرصت نطق دوم را بيابد خاتمه يابد، كاري نميتواند بكند.</p> <p><strong>تعديل محدوديتهاي كلي مذاكره</strong></p> <p>قواعد كلي محدود كننده مدت و تعداد نطقها در مذاكره كه در بالا گفته شد ميتواند در خدمت به تأمين نيازهاي مجمع به شرح زير تعديل شود:</p> <p>تصويب قاعدهي خاص. قاعدهاي كه به هر عضو اجازه ميدهد دو نطق ده دقيقهاي به ازاء يك روز در مورد هر مسألهي قابلمذاكره داشته باشد ميتواند براي تمام نشستهاي يك انجمن از طريق تصويب يك دستورنامه اختصاصي با دو سوم آراء همراه با اخطار قبلي، يا با رأي اكثريت كل اعضاء محدودتر يا آزادتر شود (2، نيز نگا ك: ص. 18-116). يك نمونه از قاعدهي محدودتر كننده ميتواند قاعدهاي باشد كه مذاكره را به يك نطق كمتر از پنج دقيقه در مورد يك مسأله در هر روز براي هر عضو محدود كند.</p> <p>تغيير محدوديتها براي يك اجلاس. يك مجمع در هر اجلاس ميتواند محدوديتهاي مذاكره را فقط براي همان مجمع، بوسيلهي يك پيشنهاد اصلي كه با دو سوم آراء بدون اخطار قبلي به تصويب ميرسد، تغيير دهد. در يك كنوانسيون- كه محدوديتهاي مذاكره در آن به طور كلي از يك انجمن محلي بيشتر است- چنين تعديلي معمولاً با تصويب مقررات اجرايي كنوانسيون (59)، كه در چنين موردي به دو سوم آراء نياز خواهد داشت، صورت ميپذيرد.</p> <p>تغيير محدوديتها فقط براي پيشنهاد(هاي) در دست بررسي. هنگامي كه يك مسأله قابلمذاكره بلافاصله در دست بررسي باشد، مدت يا تعداد مجاز نطقها ميتواند با پيشنهاد كميت مذاكره (15)، كه با دو سوم آراء به تصويب ميرسد، فقط براي همان پيشنهاد زياد يا كم شود. اين پيشنهاد همچنين ميتواند براي ختم مذاكره در يك زمان مشخص در آينده نيز به كار رود. اگر دو سوم رأيدهندگان بخواهند مذاكره بيدرنگ متوقف شود، ميتوانند پيشنهاد كفايت مذاكره (16) را به تصويب برسانند. اگر يك مجموعه پيشنهاد قابلمذاكرهي به هم وابسته (ص. 13-112) در دست بررسي باشد، هر دو اين پيشنهادها ميتوانند هم در مورد مجموعه كامل و هم در مورد هر بخش متوالي از مجموعه كه با پيشنهاد بلافاصله در دست بررسي آغاز ميشود به كار روند. (براي شكلها، بنگريد به ص. 89-188، 201-199، 21-620). اگر تمايل بر اين باشد كه از مذاكره در مورد يك موضوع- حتي توسط ارايه دهندهي پيشنهاد، كه حق نوبت اول مذاكره دارد- جلوگيري شود، تنها راه آن ارايه پيشنهاد مخالفت با بررسي يك موضوع (26)، پيش از آغاز مذاكره يا قرائت هر نوع پيشنهاد فرعي است. اگر مخالفت با دو سوم آراء تأييد شود، آن مسأله نميتواند در همان زمان يا در جريان همان اجلاس به هيچوجه مورد بررسي قرار بگيرد. <br class='autobr' />
از سوي ديگر، اگر، در جريان بررسي يك مسألهي مشخص، تمايل بر اين باشد كه محدوديت معمول بر مدت نطقها حفظ اما موانع مربوط به كل دفعاتي كه اعضاء ميتوانند نطق كنند حذف شود، مجمع با اكثريت آراء ميتواند خودش را در يك كميتهي كل يا در يك شبه كميتهي كل منحل كند، يا ميتواند آن مسأله را به صورت غيررسمي مورد بررسي قرار دهد (نگا ك: ص.24-523). نطقهاي ايراد شده تحت اين رويه به حساب حق يك عضو براي مذاكره در مورد همان مسأله، اگر از سوي مجمع و در همان روز و تحت قواعد عادي مورد بررسي بيشتر قرار بگيرد، گذاشته نخواهد شد. اگر مسأله مورد بررسي از چند بخش يا چند بند تركيب شده باشد- به عنوان نمونه، در مورد آئيننامهها - كل تعداد نطقهاي انجام شده از سوي هر عضو ميتواند، با بررسي بند بند سند (28)، كه در آن حالت هر عضو ميتواند در مورد هر بند، بخش، يا واحدي كه به عنوان يك بخش جداگانه تلقي ميشود، دو بار نطق كند، خيلي افزايش يابد اما نامحدود نميشود.</p> <p><strong>آداب مذاكره</strong></p> <p>رعايت آداب و رسوم زير از سوي سخنرانان و ديگر اعضاء در مجمع به انجام مذاكره به شكل آرام و منظم كمك ميكند. بندهاي زير عنوان الگوي تشريفات در صفحههاي 21 تا 24 بايد در ارتباط با اين موضوع مطالعه شوند.</p> <p>محدود ساختن مطالب به مزاياي مسألهي در دست بررسي. مطالب عضو در مذاكره بايد با مسألهي مورد بررسي در مجمع مربوط باشد - يعني، نظرات او بايد توضيح دهد كه چرا پيشنهاد در دست بررسي بايد به تصويب برسد (نيز بنگريد به اصول حاكم برقابليتمذاكره پيشنهادها، ص.86-384).</p> <p>اجتناب از حمله به انگيزههاي عضو. وقتي مسألهاي در دست بررسي است، يك عضو ميتواند ماهيت يا تبعات احتمالي پيشنهاد را به شدت محكوم كند، اما بايد از مسائل شخصي اجتناب ورزد، و تحت هيچ شرايطي نميتواند به انگيزههاي عضو ديگر حمله كند و آنها را زير سؤال ببرد. اقدام، و نه عضو، موضوع مذاكره است. اگر عضوي با اظهارنظر ديگري در ارتباط با موضوعي كه هردو شاهد آن بودهاند موافق نبود، نميتواند در جريان مذاكره بگويد كه اظهارنظر ديگر «دروغ است». بلكه بايد بگويد، «فكر ميكنم شواهد قوي وجود داشته باشد كه آن عضو اشتباه ميكند». هر لحظه رئيس كلماتي مانند «فريب»، «دروغگو» يا «دروغ» را شنيد كه در مذاكره در مورد كسي گفته ميشود، بايد بيدرنگ اقدام كند و با قاطعيت موضوع را تصحيح كرده و از تكرار آن جلوگيري كند (بنگريد 61).<br class='autobr' />
دادن تمام تذكرات از طريق رئيس. اعضاء مجمع نميتوانند به طور مستقيم يكديگر را مخاطب قرار دهند، بلكه بايد تمام تذكرات را از طريق رئيس بدهند. اگر، عضوي بخواهد از عضو ديگري كه در جريان مذاكره در حال صحبت است، چيزي بپرسد- كه شخص سخنران ميتواند به انتخاب خودش اجازه بدهد يا ندهد، اما اگر بدهد از وقت خودش كسر ميشود- عضو علاقمند به پرسش بايد برخيزد و- آنطور كه در زير عنوان تقاضاي توضيح (ص. 83-282) توصيف شد- رئيس را مخاطب قرار دهد.</p> <p>اجتناب از صدا زدن نام اعضاء. تا آنجا كه ممكن است بايد از صدا زدن نام افراد در مذاكره اجتناب شود. بهتر است عضو را به روشهاي ديگري، مثل «عضوي كه آخر از همه صحبت كرد»، يا، «نمايندهي محلهي ماسون»، توصيف كرد. مسؤلان انجمن هميشه بايد با عنوان رسمي مورد اشاره قرار بگيرند. با اين همه، لازم نيست كسي در اشاره به خودش در مذاكره با استفاده از عباراتي مانند «اين عضو» به عنوان سوم شخص نام ببرد. انتظار ميرود و مطلوب است كه مذاكرهي يك عضو جانبدارانه باشد، و اول شخص كاملاً پذيرفتني است.<br class='autobr' />
اجتناب از بدگويي در مورد اقدام قبلي نه فعلي. در جريان مذاكره، يك عضو نميتواند هيچ يك از اقدامات قبلي انجمن را كه در دست بررسي نيست بد منعكس كند، مگر آنكه پيشنهاد تجديدنظر، ابطال يا اصلاح آن در دست بررسي باشد، يا اينكه بخواهد تذكرات خودش را با طرح اخطار قبلي براي يكي از اين پيشنهادها خاتمه دهد.</p> <p>اجتناب از سخن مخالف عليه پيشنهاد خود. در جريان مذاكره، ارايه دهنده يك پيشنهاد، گرچه ميتواند عليه پيشنهاد خود رأي بدهد، اما اجازه ندارد عليه پيشنهاد خودش سخن بگويد. اصلاً لازم نيست حرفي بزند، اما اگر لازم شد مجبور است موضع موافق بگيرد. اگر در جريان بررسي پيشنهاد عقيدهاش را عوض كرد، عملاً ميتواند با تقاضاي مجوز استرداد پيشنهاد (نيز نگا ك: ص. 87-286) نظرش را به مجمع اعلام كند.</p> <p>قرائت گزارشها، نقلقولها و از اين قبيل، فقط بدون مخالفت يا با اجازه. اگر هر عضوي مخالف باشد، يك عضو حق ندارد، بدون اجازهي مجمع، از روي نوشته يا كتاب به عنوان بخشي از نطق خود قرائت كند يا از منشي بخواهد آن را بخواند. معمولاً به اعضاء اجازه داده ميشود تا خلاصههاي چاپي، كوتاه، و مناسب را، مادام كه از اين امتياز سوء استفاده نشود، قرائت كنند.</p> <p>نشستن هنگام سخن رئيس. اگر در هر زمان رئيس جلسه برخيزد تا حكمي صادر كند، اطلاعاتي بدهد، يا تحت حقوق ويژهاش سخن ديگري بگويد، هر عضوي كه در حال حرف زدن باشد، بايد بنشيند (يا اگر با فاصله از صندلي نزد ميكروفون ايستاده به آرامي بعقب برود) تا رئيس جلسه صحبتش را تمام كند. در آن زمان عضو ميتواند سخنش را از سر بگيرد، مگر انكه به خاطر اقدام انظباطي حقش منتفي شود. (مسائل انظباطي ناشي از بينظمي در مذاكره از سوي اعضاء در 61 بررسي شده است).</p> <p>اجتناب از مزاحمت براي مجمع. در جريان مذاكره، در جريان تذكر رئيس جلسه به مجمع، و در جريان اخذ رأي، هيچ عضوي نبايد اجازه يابد با پچپچ، با قدم زدن در صحن، يا به هر شكل ديگر براي مجمع مزاحمت ايجاد كند. كلمات كليدي در اينجا مزاحمت براي مجمع هستند. اين قاعده به اين معنا نيست كه اعضاء هرگز نبايد پچپچ كنند يا در جريان مشاورههاي مجمع از اينجا به آنجاي صحن قدم نزنند. در نشستهاي بزرگ اعمال اين قاعده غيرممكن است. با اين همه، مقام رياست بايد توجه داشته باشد كه چنين اقداماتي مزاحم نشست نشوند يا جلوي انجام كارها را نگيرند.</p> <p><strong>قاعدهاي عليه شركت رئيس در مذاكره</strong></p> <p>اگر رئيس جلسه عضو انجمن باشد، به عنوان يك فرد همان حقوقي را در مذاكره دارد كه اعضاء ديگر دارند؛ اما بيطرفي مستلزم آن است كه رئيس در يك مجمع مادام كه رياست ميكند از اعمال اين حقوق خودداري ورزد. معمولاً، به ويژه در مجامع بزرگ، او نبايد چيزي در مورد مزاياي مسائل در دست بررسي بگويد. در بعضي مواقع- كه بايد فوقالعاده نادر باشد- ممكن است رئيس جلسه فكر كند كه يك عامل مهم در ارتباط با چنان مسألهاي ناديده گرفته شده و الزام او به عنوان يك عضو براي جلب توجه به اين نكته از وظيفهاش به عنوان رئيس در آن لحظه سنگينتر است. رئيس براي شركت در مذاكره بايد كرسي را ترك كند؛ و در چنين موردي بايد صندلي را به افراد زير واگذارد:</p> <p>(الف) به نايب رئيس؛<br class='autobr' />
(ب) به نايب رئيس ارشد حاضر كه در مورد مسأله صحبت نكرده و به خاطر علاقهاش به صحبت كردن در مورد آن مسأله موضوع را رد نميكند؛ يا<br class='autobr' />
(پ) اگر چنين نايب رئيسي در سالن نباشد، به عضو ديگري كه شرايط (ب) را داشته باشد، و رئيس او را نامزد ميكند (و فرض بر اين است كه به اتفاق آراء تصويب مجمع را دريافت ميكند، مگر آنكه اعضاء فرد يا افراد ديگري را نامزد كنند، كه در اين مورد با منتخب مقام رياست نيز به عنوان يك نامزد برخورد ميشود و موضوع با اخذ رأي تصميمگيري خواهد شد).<br class='autobr' />
رئيس جلسه كه كرسي را ترك كرد تا وقتي كه مسأله اصلي در دست بررسي تعيين تكليف نشده باشد نبايد به كرسي بازگردد، زيرا جانبداري خودش را تا وقتي آن مسألهي خاص در دست بررسي باشد، نشان داده است. در واقع، مقام رياست اعتماد اعضاء را نسبت به بيطرفي رويكردش در انجام وظيفه رياست از دست ميدهد، مگر آنكه در ترك كرسي براي شركت در مذاكره فوقالعاده بخشنده باشد.<br class='autobr' />
در مذاكره مربوط به فرجام (24) يا اخطار دستور (23) كه رئيس در معرض داوري مجمع قرار گرفته (ص. 470245)، قاعدهي پيشگفته كاربرد ندارد، زيرا شركت او در مذاكره به كاركرد رياست او مربوط ميشود.</p> <p>موقعيتهاي توجيهكننده<br class='autobr' />
مشاوره كوتاه خارج از مذاكره</p> <p>مشاورهي غيررسمي براي كمك به مكتوب كردن يك پيشنهاد. همانطور كه پيشتر بيان شد، مذاكره فقط هنگامي مجاز است كه يك مسألهي قابلمذاكره بلافاصله در درست بررسي باشد. با اين همه، گاهي- در مجامع كوچك وقتي موضوعي خيلي جدلبرانگيز نباشد- يك مشاوره يا مذاكره كوتاه غيررسمي در بارهي يك موضوع ميتواند به يك عضو مدد برساند تا يك پيشنهاد مناسب را مكتوب كند. اگر رئيس به چنين مشاورهاي اجازه داد، به طور كلي نبايد بگذارد بيش از چند دقيقه طول بكشد يا از زمان مورد نياز براي بيان ايدههاي عضو در قالب يك پيشنهاد طولانيتر شود. <br class='autobr' />
به طور كلي، اينكه عضوي هنگام نبود هيچ مسأله در دست بررسي صحبت كند، بدون آنكه بيدرنگ به طرح يك پيشنهاد منجر شود، حاكي از شرايط غيرعادي است و به اجازهي مجمع نياز دارد. اما گاهي، در تشكلهاي خيلي كوچك، عضوي كه در چنين موقعيتي صحن گرفنه، اگر مخالفتي نباشد، ميتواند بگويد كه مايل است توضيحهايي در ارتباط با يك موضوع خاص بدهد و صحبتش را با طرح يك پيشنهاد در مورد موضوع به پايان برساند. اگر كسي مخالف نباشد، عضو ميتواند شروع كند، و رئيس، با علم به موضوع، مانند مذاكره در مورد يك پيشنهاد رفتار كند (نگا ك: ص. 33).</p> <p>توضيح مجاز در خصوص يك پيشنهاد در دست بررسي غير قابل مذاكره. گاهي، هنگامي كه يك پيشنهاد غيرقابلمذاكره در دست بررسي است، مجوز بيان چند كلمه توضيح واقعيتي ممكن است روند كار را تسريع كند. تمايز بين مذاكره و سؤال يا ارايه توضيح مختصر بايد در اين ارتباط مورد توجه قرار بگيرد. رئيس بايد مراقب باشد به اين نوع مشاوره اجازه ندهد كه كه به مباحث گسترده بين اعضاء بيانجامد يا ظاهر مذاكره به خود بگيرد، و عموماً بايد هنگامي كه مشاوره صورت ميگيرد ايستاده باقي بماند تا نشان دهد كه به كسي صحن نداده است.</p> <p>اصول حاكم بر قابليت مذاكره پيشنهادها. قواعد راجع به قابليت مذاكره يا غير قابليت مذاكره هر پيشنهاد زير «خصوصيت استاندارد» 5 در 10 تا 37 و در «جدول قواعد مربوط به پيشنهادها» در صفحههاي خاكستري 6 تا 29 آخر كتاب توضيح داده ميشوند. در ادامه خلاصه مختصري از اين قواعد در ارتباط با اصولي كه مبناي آنها هستند ارايه شده است. <br class='autobr' />
هر پيشنهاد اصلي، به خاطر ماهيت مشورتي خود مجمع، قابلمذاكره است. <br class='autobr' />
به استثناء دو پيشنهاد فرعي كه به مذاكره مربوط مي شوند. حدي كه هر پيشنهاد فرعي تا آن حد ميتواند مورد مذاكره قرار بگيرد بستگي دارد به اينكه تصويب آن چه مقدار مانع مجمع از برخورد با پيشنهاد اصلي ميشود.</p> <p>• پيشنهاد تعويق نامشخص (11) به طور كامل قابلمذاكره است و مسأله اصلي را به روي مذاكره باز ميگذارد، چون اگر تصويب شود پيشنهاد اصلي را خواهد كشت. <br class='autobr' />
• يك پيشنهاد اصلاح (12) وقتي در مورد مسأله اصلي يا هر پيشنهاد قابل مذاكره ديگر به كار رود، قابلمذاكره است، زيرا مسألهاي را تغيير ميدهد كه ميخواهد اصلاح كند؛ اما مذاكره به مزاياي اصلاحيه محدود ميشود، و ساير مسائل در دست بررسي فقط تا وقتي در اين ارتباط لازم باشد به بحث گذاشته ميشوند. يك پيشنهاد اصلاحِ يك پيشنهاد غير قابل مذاكره، غير قابل مذاكره خواهد بود، زيرا دادن مجوز مذاكره در مورد آن برخلاف هدف پيشنهاد غير قابل مذاكره ديگر است. <br class='autobr' />
• در مورد پيشنهادهاي ارجاع (14) و تعويق مشخص (14)، مذاكره كاملاً محدود است، زيرا مسألهي اصلي هنگام ارايهي گزارشهاي كميته يا وقتي زمان تعويق فرابرسد براي مذاكرهي بيشتر باز خواهد بود. به اين ترتيب، مذاكره، در مورد اول، به حكمت ارجاع يا به انتخاب افراد كميته و به ماهيت دستورات آن، و در مورد آخر، به حكمت تعويق و انتخاب زمان تعويق منحصر ميشود. <br class='autobr' />
• پيشنهادهاي كميت مذاكره (15) و كفايت مذاكره (16)، غير قابل مذاكره هستند زير هدف آنها، درست، تغيير قابليت مذاكره پيشنهاد(هاي) در دست بررسي است، و اگر قابل مذاكره باشند هدف آنها حاصل نميشود؛ آنها همچنين ماهيتاً شبيه پيشنهادهاي تخصصي براي تعليق قواعد هستند، و هر پيشنهاد اين چنيني وقتي مطرح ميشود كه كار در دست بررسي غير قابل مذاكره باشند. <br class='autobr' />
• پيشنهاد روي ميز گذاري (17) غير قابل مذاكره است زيرا اگر قابل مذاكره ميبود هدف معقول آن محقق نميشد، و به اين دليل كه تصويب آن به هيچ روي مانع حق اكثريت براي روي ميز برداري (34) مسأله و از سرگيري مذاكره نميشود.</p> <p>تمام پيشنهادهاي فوريتي غيرقابلمذاكره هستند زيرا، اگر قابلمذاكره بودند، فوريت بالاي آنها ميتوانست در كار مجمع تداخل ايجاد كند. به اين ترتيب حق مذكره با فوريت بالا ناسازگار است. راجع به كم رتبهترين دو پيشنهاد فوريتي، كه البته «دعوت» به دستورهاي روز (يا اخطار برنامهاي) (18) يا «طرح» يك مسأله فوريتي (19) هستند، غير قابل مذاكرهاند. وقتي خود دستور روز يا تقاضاي فوري مطرح در چنين مواردي در دست بررسي قرار بگيرند، پيشنهاد اصلي خواهند بود و بنا بر اين قابل مذاكرهاند. <br class='autobr' />
به استثناي فرجام (24)، و گهگاه، درخواست معذوريت از يك وظيفه (32)، پيشنهادهاي ضمني غيرقابلمذاكره هستند، زيرا براي آنكه هر پيشنهاد يا وضعيتي را كه نسبت به آنها ضمني باشند قطع كنند فوريت بالايي دارند. در مورد يك پيشنهاد فرجام كه به بينزاكتي، قواعد مذاكره، يا اولويت امور ارتباط داشته باشد، فرض ميشود كه مذاكره مانع كار است، به همين ترتيب اگر فرجام غير قابل مذاكره خواهد بود اگر هنگامي مطرح شود كه مسأله بلافاصله در دست بررسي غير قابل مذاكره باشد. در تمام مواقع ديگر، يك فرجام به طورً قابل مذاكره است تا آنجا كه مذاكره با موضوع فرجام ارتباط داشته باشد. درخواست معذوريت از يك وظيفه، همانند استعفاء، براي اخذ تصميم مناسب به بعضي مذاكرات نياز دارد، و به اين دليل قابلمذاكره است. <br class='autobr' />
قواعد راجع به قابليت مذاكره پيشنهادهايي كه مسألهاي را دوباره در معرض مجمع قرار ميدهند ميتوان به شكل زير خلاصه كرد:</p> <p>• پيشنهاد روي ميز برداري (34) غير قابل مذاكره است زيرا مذاكره به هدف پيشنهاد كمكي نميكند و ميتواند كار را به تأخير بياندازد، و زيرا اگر رأي نياورد، ميتواند در هر زماني كه هركاري به سرانجام رسيده باشد، تجديد شود. <br class='autobr' />
• پيشنهاد الطال يا اصلاح مصوبه (35) به طور كامل قابل مذاكره است، و كل پيشنهاد را كه قرار است اصلاح يا باطل شود به روي مذاكرهي كامل ميگشايد. در مورد پيشنهاد خلع يد كميته (36) هم اين امر صدق ميكند. <br class='autobr' />
• پيشنهاد تجديدنظر (37) فقط تا حدي قابلمذاكره است كه پيشنهاد مورد نظر براي تجديدنظر قابلمذاكره باشد، و مزيتهاي مسأله را به روي مذاكره ميگشايد. به اين قرار، يك پيشنهاد مبني بر تجديدنظر يك پيشنهاد غير قابل مذاكرهْ غير قابل مذاكره خواهد بود.</p></div>
دستورنامه رابرت: فصل دوازدهم؛ بخش ۴۲: قواعد ناظر بر تخصيص صحن
http://kadrha.com/spip.php?article188
http://kadrha.com/spip.php?article1882016-07-23T16:50:54Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>اگر در جریان مذاکره، چند نفر از اعضای مجمع، با هم دست بلند کنند و نوبت بخواهند چه میکنیم؟ معمولاً به رئیس جلسه اختیار داده میشود که به یک نفر از میان آنان نوبت بدهد. اما رئیس بر مبنای چه قاعدهای یک نفر را انتخاب میکند؟ قاعدهای وجود ندارد و در نتیجه، رئیس مجبور میشود به تشخیص خودش یک نفر را به صورت دلبخواهی انتخاب کند و به او نوبت بدهد. اما، استبداد یعنی همین! و شما فقط هنگامی عمق این استبداد را درک میکنید که دریابید در نظام حقوق پارلمانی، در هر لحظه از پراکتیس پارلمانی، فقط یک نفر از میان کسانی که به صورت همزمان کسب صحن کرده باشند حق انحصاری شنیده (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique80" rel="directory">فصل دوازدهم: تخصیص صحن؛ مذلکره</a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L150xH113/arton188-0f68c.jpg" width='150' height='113' />
<div class='rss_chapo'><p>اگر در جریان مذاکره، چند نفر از اعضای مجمع، با هم دست بلند کنند و نوبت بخواهند چه میکنیم؟ معمولاً به رئیس جلسه اختیار داده میشود که به یک نفر از میان آنان نوبت بدهد. اما رئیس بر مبنای چه قاعدهای یک نفر را انتخاب میکند؟ قاعدهای وجود ندارد و در نتیجه، رئیس مجبور میشود به تشخیص خودش یک نفر را به صورت دلبخواهی انتخاب کند و به او نوبت بدهد. اما، استبداد یعنی همین! و شما فقط هنگامی عمق این استبداد را درک میکنید که دریابید در نظام حقوق پارلمانی، در هر لحظه از پراکتیس پارلمانی، فقط یک نفر از میان کسانی که به صورت همزمان کسب صحن کرده باشند حق انحصاری شنیده شدن را کسب خواهند کرد و رئپیس جلسه، به عنوان یک قاضی بیطرف، جز تأیید این حق وظیفه دیگری ندارد. در قانون عرفی پارلمانی این فرایند را «کسب صحن» و «تخصیص صحن» مینامند که هیچ ارتباطی با نوبت دادن و نوبت گرفتن ندارد. بخش ۴۲ از فصل یازدهم کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a> به همین موضوع اختصاص داده شده است. ترجمه این بخش از کتاب در ادامه تقدیم میشود.</p> <p>تأکید میشود که درک دقیق قواعد مندرج در این بخش از کتاب - و به ویژه، کاربرد درست آنها در جریان عمل - مستلزم آشنایی با کل قواعد این نظام است و از خوانندگان محترم جداً تقاضا میشود که این قواعد را بدون توجه به مجموعهی قواعدی که به این نظام انعطافپذیری حیرتانگیری میبخشد، به کار نبرند و به بدآموزی نسبت به این قواعد دامن نزنند.</p> <p>در مورد کتاب دستورنامه رابرت و ترجمه و انتشار آن به زبان فارسی و طرز آموزش و کاربرد این قواعد، مطالب زیادی در همین وب سایت منتشر شده است که از تکرار آنها در اینجا خود داری میشود. برای آشنایی با بخشهای مختلف این وب سایت به <a href="http://www.kadrha.com/" class='spip_out' rel='external'>صفحهی پذیرش</a> مراجعه کنید و راهنمای مندرج در ستون وسط آن صفحه را بخوانید. و اما ترجمه این بخش از کتاب:</p></div>
<div class='rss_texte'><p><strong>42 - قواعد حاكم بر تخصيص صحن</strong></p> <p>روشي كه يك عضو كسب صحن ميكند همراه با طرز كار اوليه قواعد اصلي حاكم بر تخصيص صحن در شرايط عادي در بيشتر نشستهاي كاري در صفحههاي 28 تا 30 توصيف شد. قواعد پيچيدهتر مؤثر بر تخصيص صحن در اين بخش آمده است.</p> <p><strong>تأييد عضو</strong></p> <p>پيش از آنكه يك عضو بتواند در يك مجمع پيشنهاد بدهد يا در مذاكره سخن بگويد، بايد، همانطور كه در صفحه 28 توصيف شد، با برخاستن و مخاطب قرار دادن رئيس تقاضاي صحن كند، و از سوي رئيس تأييد شود. رئيس بايد هر عضوي را كه صحن ميخواهد در صورتي كه استحقاق داشت تأييد كند. رئيس معمولاً يك عضو را با بيان نام يا لقب عضو، نام محل يا شعبهاي كه نمايندگي ميكند، هر كدام كه مناسب باشد، مورد تأييد قرار ميدهد (و به اين وسيله صحن را به او تخصيص ميدهد). در صورت لزوم، عضو - چه به ابتكار خودش و چه به درخواست رئيس - بايد به محض اينكه برخاست و رئيس جلسه را مخاطب قرار داد و رئيس به سمت او رو برگرداند، نام خودش را، با مشخصات اضافي مناسب ديگر، اعلام كند. تنوعات تعيين صحن به شرح زير است:</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • اگر در يك نشست كوچك كه در آن تمام افراد ميتوانند يكديگر را ببينند، فقط يك نفر تقاضاي صحن كند، رئيس ميتواند فقط با اشاره سر به طرف او آن عضو را تأييد كند.<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • اگر يك نطق از پيش برنامهريزي شود، يا اگر چند عضو در يك آن در يك نشست بزرگ صحن بخواهند، عبارتي كه براي تأييد از سوي رئيس به كار ميرود معمولاً اين است: «رئيس آقاي اسميت را تأييد ميكند».</p> <p>هرگاه عضوي برخيزد و رئيس را در زماني مخاطب قرار دهد كه صحن فقط براي مقاصد محدود ميتواند اعطاء شود و رئيس مطمئن نباشد كه آن عضو اين واقعيت را ميداند يا نه- به عنوان نمونه، وقتي يك پيشنهاد غيرقابلمذاكره به نحوي كه در صفحهي 376 توضيح داده شده است، بلافاصله در دست بررسي باشد، رئيس پيش از تأييد آن عضو بايد بپرسد: «آقاي محترم، [يا خانم گرامي،] به چه منظوري قيام كرده است؟». اگر اعضاء دور يك ميز كنفرانس نشسته باشند و بلند نشوند، رئيس ميتواند بپرسد: «عضو محترم به چه منظوري رئيس را مخاطب قرار داده است؟»<br class='autobr' />
جز با توافق عمومي (ص 51 تا 53)، يك پيشنهاد فقط ميتواند از سوي فردي كه از طرف رئيس براي كسب صحن تأييد شده باشد مطرح شود. اگر پيشنهادي از سوي هر كسي كه كسب صحن نكرده مطرح شود، اگر عضو ديگري، با برخاستن فوري و كسب صحن، نشان دهد كه توافق عمومي حاصل نبوده است، رئيس بايد آن پيشنهاد را ناديده بگيرد. <br class='autobr' />
بعد از تخصيص صحن، عضو ميتواند آن را براي هر مقصود، يا مجموعهاي از مقاصد مناسب مورد استفاده قرار دهد؛ به عنوان نمونه، هرچند عضو ميتواند با گفتگو در مورد يك پيشنهاد در دست بررسي شروع كند، ميتواند با هر پيشنهاد فرعي، از جمله كفايت مذاكره (16) كه در آن زمان طبق دستور باشد، خاتمه دهد.</p> <p><strong>تخصيص صحن وقتي <br class='autobr' />
بيش از يك نفر تقاضاي صحن كند</strong></p> <p>اگر دو يا چند تقريباً در يك زمان برخيزند تا كسب صحن كنند، قاعده كلي اين است كه، در صورت يكسان بودن تمام چيزهاي ديگر، فردي كه درست بعد از تحويل صحن برخاسته و رئيس را مخاطب قرار داده باشد شايسته كسب صحن است. عضوي كه پيش از تحويل صحن برخاسته باشد، در صورتي كه عضو ديگري بعد از تحويل صحن بلند شده و رئيس را مخاطب قرار داده باشد، مستحق صحن نيست.</p> <p>با اين همه، تحت مجموعه متنوعي از شرايط مشخص، وقتي بيش از يك نفر تقريباً در يك زمان تقاضاي صحن كنند، بيشترين منافع مجمع مستلزم آن است كه صحن به متقاضياي تخصيص داده شود كه اول از همه برنخاسته و رئيس را مخاطب قرار نداده است. به چنين متقاضي صحني در چنين مواردي گفته ميشود كه مستحق «تقدم در تخصيص» يا «تقدم در تأييد» است. يك عضو بعد از آنكه رئيس عملاً براي عضو ديگري تخصيص صحن كرد نميتواند برخيزد و تقاضاي تقدم در تخصيص كند. مادام كه عضوِ تخيصص صحن شده عملاً صحبت خود را شروع نكرده باشد، عضو ديگر ميتواند براي دادن اخطار قبلي ورود كند (ص.117).</p> <p>قواعد حاكم بر تقدم در تخصيص را ميتوان در ارتباط با مواردي كه در آنها يك مسألهي بلافاصله در دست بررسي قابلمذاكره باشد، و وقتي كه يك مسأله بلافاصله در دست بررسي غيرقابلمذاكره باشد، و وقتي كه هيچ مسألهاي در دست بررسي نباشد، دسته بندي كرد.</p> <p>تقدم در تخصيص وقتي مسأله بلافاصله در دست بررسي قابلمذاكره باشد. وقتي پيشنهادي براي مذاكره مفتوح باشد:</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 1) يك عضو ميتواند برخيزد و اخطار قبلي يك پيشنهاد ديگر را مطرح كند (ص. 18-117).</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 2) اگر عضوي كه پيشنهاد بلافاصله در دست بررسي را مطرح كرده است تقاضاي صحن كند و قبلاً در مورد آن مسأله صبحت نكرده باشد، نسبت به ساير اعضاء حق تقدم در تخصيص دارد. تحت بعضي موارد خاص يا تحت تنوعي از اين قاعده، اعضائي كه مستحق تقدم در تخصيص هستند عبارتند از:<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> الف) در مورد پيشنهادي مبني بر اجراي توصيهاي در گزارش يك كميته، عضو مخبر (كه گزارش كميته را به مجمع ميدهد)؛<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> ب) در مورد مسألهاي كه از روي ميز برداشته شده باشد (34)، عضوي كه پيشنهاد روي ميزبرداري آن را مطرح كرده است؛ <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> پ) در مورد پيشنهاد تجديدنظر (37)، عضوي كه پيشنهاد تجديدنظر را مطرح كرده باشد، نه لزوماً كسي كه درخواست به دست گرفتن آن را مطرح كرده است (نگا ك: ص. 306، 13-312).</p> <p>3) هر عضوي كه در مذاكره در مورد مسأله بلافاصله در دست بررسي قبلاً صبحت كرده باشد در همان روز براي مذاكره در مورد همان مسأله مادام كه هر عضو ديگري كه در مورد همان مسأله صحبت نكرده متقاضي صحن باشد استحقاق حق تقدم صحن را نخواهد داشت.</p> <p>4) در مواردي كه رئيس بداند اشخاصي كه دنبال كسب صحن هستند نظرات مخالف نسبت به مسأله دارند- و عضوي كه بايد تأييد شود از طريق بندهاي (1) تا (3( بالا تعيين نشود- رئيس بايد صحن را، تا آنجا كه امكان داشته باشد، بين موافقان و مخالفان موضوع بچرخاند. در مجامع بزرگ، گاهي براي كمك به رئيس در رعايت اين قاعده وسائل مختلفي مانند بلند كردن كارتهاي رنگي از سوي كساني كه نوبت ميخواهند، رفتن به سمت ميكروفنهاي متفاوت براي »موافق» يا «مخالف» و از اين قبيل، مورد استفاه قرار ميگيرد.</p> <p>وقتي عضوي تجديدنظر در رأي به يك پيشنهاد را براي نيت از پيش اعلام شده براي طرح اصلاحيهي آن پيشنهاد مطرح كرده باشد، اگر پيشنهاد مورد تجديد نظر قرار بگيرد، او بايد نسبت به سايرين با اولويت تخصيص صحن شود تا اصلاحيه خود را پيشنهاد دهد. اين قاعده در مورد تجديد نظرهاي پيشنهادهاي قابل اصلاحي كه قابل مذاكره نيستند، آنطور كه در ادامه آمده، نيز به كاربردني است (نگا ك: ص. 45 بخش خاكستري كتاب).</p> <p>تقدم در تخصيص وقتي يك مسأله غيرقابل مذاكره بلافاصله در دست بررسي باشد. وقتي مسأله بلافاصله در دست بررسي غيرقابلمذاكره باشد (ص. 45-44 بخش خاكستري كتاب)، صحن ميتواند فقط به كسي تخصيص داده شود كه ميخواهد اخطار قبلي يك پيشنهاد را مطرح كند (ص. 18-116) يا پيشنهادي ارايه دهد يا تقاضايي را مطرح سازد كه از مسأله بلافاصله در دست بررسي جلو ميافتد. در چنين موردي، پيشنهاد دهنده مسأله بلافاصله در دست بررسي در كسب صحن حق تقدم ندارد. وقتي يك پيشنهاد غيرقابلمذاكره كه بتواند اصلاح شود براي آن مقصد اعلام شده مورد تجديدنظر قرار بگيرد، ارايه دهنده پيشنهاد تجديدنظر(37)، همانطور كه در بند پيش گفته شد، استحقاق تقدم در تخيصص دارد.</p> <p>تقدم در تخصيص وقتي مسألهاي در دست بررسي نباشد. وقتي هيچ مسألهاي در دست بررسي نباشد، مواردي كه عضو استحقاق تقدم در تخصيص خواهد داشت به شرح زير رخ ميدهد:</p> <p>1) وقتي عضوي تخصيص صحن شده باشد تا پيشنهادي را مطرح كند كه يك نشست ويژه براي بررسي آن فراخوان شده باشد، يا يك پيشنهاد اصلي مهم از پيش برنامهريزي شده در هر نشستي را ارايه دهد، آن عضو مستحق تقدم در تخصيص است و هيچ عضو ديگري نبايد مجاز باشد در تلاش جهت ارايهي پيشنهاد ديگري در رقابت با آن دخالت كند.</p> <p>2) وقتي يك موضوع مورد علاقه مستلزم يك مجموعه پيشنهاد باشد، هر كدام از آنها وقتي هيچ مسألهاي در دست بررسي نباشد مطرح ميشود، و وقتي مجمع يك پيشنهاد از چنين مجموعهاي را تعيين تكليف كرد، و، پيشنهاد بعدي آن مجموعه حق تقدم دارد، و، براي طرح آن پيشنهاد، رئيس بايد عضوي نأييد كند كه مجموعه را مطرح كرده است، حتي اگر عضو ديگري اول برخاسته و رئيس را مخاطب قرار داده باشد. به عنوان نمونه:<br class='autobr' />
الف) وقتي مسألهاي به خاطر يك مننظور قانوني رويميزگذاري شده باشد (17) - تا مجمع قادر شود يك موضوع فوريتري را دست بگيرد- عضوي كه پيشنهاد رويميزگذاري را مطرح كرده است براي طرح آن كار فوري استحقاق تقدم در تخصيص دارد. <br class='autobr' />
ب) وقتي قواعد تعليق شده باشند (25) تا پيشنهاد خاصي بتواند مطرح شود، كسي كه پيشنهاد لغو قواعد را مطرح كرده است براي طرح آن پيشنهاد مورد نظر مستحق تقدم در تخصيص است.<br class='autobr' />
3) همچنين، وقتي پيشنهادي بنا بر توصيه عضوي كه در جريان مذاكره اعلام كرده پيشنهاد ديگري در مورد همان موضوع ارايه خواهد داد، رأي نياورده باشد (نگا ك: ص. 11-110)، آن عضو حق تقدم در تخصيص دارد تا پيشنهاد جايگزين خود را مطرح كند. <br class='autobr' />
4) وقتي موضوعي در دست بررسي نباشد و هيچ مجموعه پيشنهادي هم قرائت نشده باشد، و عضوي براي كسب صحن جهت طرح يك پيشنهاد اصلي برخاسته باشد، عضو ديگري كه رئيس را مخاطب قرار داده و اعلام كند كه او به خاطر يكي از مسائل زير برخاسته است، حق تقدم در تخصيص خواهد داشت:<br class='autobr' />
الف) طرح پيشنهاد تجديدنظر و گنجاندن در صورتجلسه (ص.24-321)؛<br class='autobr' />
ب) طرح پيشنهاد تجديدنظر يك رأي (37)؛<br class='autobr' />
پ) فراخوان به دستگيري يك پيشنهاد تجديدنظر كه قبلاً مطرح شده باشد (در شكل عادي يا ويژهي آن [37])؛<br class='autobr' />
ت) دادن اخطار قبلي (ص. 18-116)؛<br class='autobr' />
ث) طرح پيشنهاد رويميزبرداري يك مسأله (34) وقتي انجام چنين كاري طبق دستور باشد.<br class='autobr' />
اگر اعضاء در برخاستن به خاطر اين منظورها درگير رقابت شوند، تقدم آنان به ترتيب پنج اقدامي است كه در بالا فهرست شده است. محدودههاي زماني براي طرح پيشنهاد تجديدنظر- و محدودههاي كوتاهتر در شكل ويژهي اين پيشنهاد، يعني، تجديدنظر و گنجاندن در صورتجلسه- دليل تقدم يكي از اين دو نسبت به ديگري در اين موارد مشخص است. <br class='autobr' />
5) وقتي پيشنهاد تشكيل كميته براي يك مقصود خاص، يا ارجاع يك موضوع به كميته، با حذف جزئيات ضروري- مانند تعداد اعضاء كميته، نحوهي انتصاب آن، يا دستورهاي ديگري كه بايد داده ميشد، تصويب شده باشد، عضوي كه اين پيشنهاد را مطرح كرده حق تقدم در تخيصص ندارد، چرا كه او ميتوانست تمام مشخصات را در پيشنهاد خود بگنجاند. با اين حال، در چنين موردي، هيچ موضوع ديگري (به جز يك موضوع فوريتي) نميتواند مطرح شود تامجمع در مورد اين مسائل مرتبط تصميم بگيرد.</p> <p>تخصيص صحن با رأي؛ فرجامها. اگر رئيس راجع به اينكه چه كسي مستحق صحن است ترديد داشته باشد، ميتواند به مجمع اجازه بدهد كه با يك رأي در مورد اين مسأله تصميم بگيرد، كه در اين مورد، عضوي است كه بيشترين رأي را كسب كند استحقاق صحن خواهد داشت.</p> <p>در هر زماني كه رئيس اشتباه كند و وقتي بيش از يك عضو برخاستند و رئيس را مخاطب قرار دادند، وي شخص نامناسب را تخصيص صحن كند، اخطار دستور ميتواند مطرح شود. جز در نشستهاي تودهاي، تصميم رئيس در تخصيص صحن ميتواند از سوي هر دو عضوي- يكي فرجام بخواهد و ديگري حمايت كند- فرجامخواهي شود (24).<br class='autobr' />
تنوعها در كنوانسيونهاي بزرگ. در كنوانسيونهاي بزرگ ياتشكيلات مشابه، لازم است بعضي قواعد به كاربردني براي تخصيص صحن به تصويب برسد. به عنوان نمونه، ممكن است از اعضاء خواسته شود پشت ميكروفونهاي شمارهدار صف بكشند. ممكن است به ترتيب شماره به آنان صحن داده شود، يا كسي آنان را به ترتيبي كه دستيار افسر انتظامات چراغهاي چسبيده به ميكروفونها را روشن ميكند براي رئيس فهرست كند. يك قاعده ممكن است مقرر كند عضوي كه موضوع مهمي، مانند اخطار دستور، داشته باشد، بتواند از دستيار ميكروفون بخواهد كه چراغ را چشمكزن كند تا به اين ترتيب علامت بدهد. اگر عضوي، به هر ترتيبي كه مرسوم باشد، يك پيشنهاد اصلاح يا پيشنهاد قابلمذاكره ديگري بدهد، ساير منتظران نوبت بايد كنار بايستند مگر آنكه بحث آنان به پيشنهاد جديد مربوط باشد. اگر كفايت مذاكره يا پيشنهادي براي محدودسازي مذاكره مطرح شود، اعضائي كه در صف منتظر بودهاند قانوناً نميتوانند اعتراض كنند؛ همانند تمام موارد ديگر، رئيس نميتواند موقعيتهايي را كه چنين پيشنهادهايي در دستور خواهند بود، انتخاب كند. او ميتواند به مجمع مشاوره بدهد كه، اگر مجمع تمايل به ادامه مذاكره داشته و شنيدن صحبت افراد در صف را داشته باشد، اقليت بيش از يك سوم چنين قدرتي را دارد (نگا ك: به پانويس، ص. 366).</p> <p><strong>قطع كلام عضوي كه تخصيص صحن شده</strong></p> <p>وقتي عضوي تخصيص صحن شده و شروع به صحبت كرده باشد- مگر آنكه بحث در مورد موضوع را هنگامي كه هيچ پيشنهادي در دست بررسي نبوده شروع كرده باشد، يا طولانيتر از مدتي كه قواعد مجمع اجازه ميدهد حرف زده باشد- عضو ديگر يا رئيس نميتوانند، جز در موارد زير، و فقط وقتي كه يك وضعيت فوقالعاده آن را توجيه كند، كلام او را قطع كنند:</p> <p>الف) يك اخطار برنامهاي يا، دعوت به دستورهاي روز (18) وقتي كه آنها رعايت نشوند،<br class='autobr' />
ب) طرح يك تقاضايي فوري (19)،<br class='autobr' />
پ) يك اخطار دستور يا فراخوان عضوي كه صحن دارد به دستور (23، 61) - يا رئيس توجه اين عضو را به اين واقعيت جلب كند كه در رعايت قواعد سخنراني غفلت كرده است (ص. 27-626)،<br class='autobr' />
ت) درخواست رأي جداگانه به يك يا چند قطعنامه مستقل در مورد موضوعهاي مختلف كه به وسيله يك پيشنهاد واحد مطرح شده باشد (ص.106، 265)،<br class='autobr' />
ث) يك تقاضا يا سؤال (23، 33) كه مستلزم پاسخ فوري باشد؛ <br class='autobr' />
يا، در بعضي شرايط خاص، اين مقاصد ديگر:<br class='autobr' />
ج) يك فرجام (24)،<br class='autobr' />
چ) مخالفت با بررسي يك موضوع (26)،<br class='autobr' />
ح) تشكيك آراء (29).</p> <p>پس از آنكه عضوي تخصيص صحن شد اما پيش از آنكه شروع به صحبت كند، تمام اقدامهاي فهرست شده، و همچنين، اگر فرصت ديگري نباشد، برخاستن براي مقاصد زير طبق دستور هستند:</p> <p>الف) دادن اخطار مبني بر قصد ارايه پيشنهادي كه مستلزم چنين اخطاري است (ص.18-116)؛ يا <br class='autobr' />
ب) طرح يك پيشنهاد تجديدنظر (37) يا تجديدنظر و درج در صورتجلسه (ص. 24-321).</p> <p>اگر بنا به هر يك از دلايل فهرست شده در بالا تداخلي رخ بدهد، عضوي كه صحن گرفته آن را از دست نميدهد، هرچند مادام كه موضوع تداخلي در دست بررسي است روي صندلي خود مينشيند. به محض آنكه موضوع تداخلي تعيين تكليف شود، رئيس با بيان عبارتي مانند، «آقاي لوئيس صحن دارد»، از او ميخواهد برخيزد و ادامه دهد. <br class='autobr' />
اگر عضوي كه گزارش يك كميته يا اسناد ديگري را به مجمع ارايه ميدهد آن را براي قرائت در اختيار منشي يا كارمند مخبر بگذارد، آن عضو به اين خاطر صحن را تحويل نميدهد، بلكه وقتي قرائت تمام شود دوباره صحن را در اختيار خواهد داشت.. <br class='autobr' />
وقتي عضوي براي تقاضاي صحن برخاسته يا تخصيص صحن شده باشد، خارج از دستور است كه عضو ديگر ختم جلسه يا پيشنهاد روي ميز گذاري موضوع در دست بررسي را مطرح كند. اگر كسي چنين كرد، يا فرياد «سؤال» سرداده شد، اين وظيفهي رئيس است كه نظم را برقرار سازد و از حقوق عضوي كه صحن دارد دفاع كند.</p></div>
دستورنامه رابرت؛ فصل سیزدهم؛ بخش ۴۵: رویه اخذ رأی
http://kadrha.com/spip.php?article177
http://kadrha.com/spip.php?article1772016-03-05T03:55:31Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>برخلاف بعضی از بخشهای کتاب دستورنامه رابرت که قواعد حقوقی عرف پارلمانی را با بیان حقوقی توصیف کردهاند، و درک دقیق معنای آنها مستلزم آشنایی قبلی با اصطلاحات حقوق پارلمانی است، بعضی از بخشهای این کتاب که رویههای پارلمانی را شرح میدهند، آسان یاب است و بدون کمک مربی دستورنامه میتوان آنها را درک کرد و به کار برد. بخش چهل و پنجم کتاب - که ترجمه فارسی ویرایش دهم آن در ادامه تقدیم شده است - به توصیف رویههای گوناگون اخذ رأی پرداخته است و مطالعه آن برای تمام کسانی که در صنعت سازمان سازی فعالیت دارند لازم است.<br class='autobr' />
لازم به تذکر است که این قواعد برای تمام (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique62" rel="directory">فصل سيزدهم: اخذ رأي </a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L102xH102/arton177-7b78d.png" width='102' height='102' />
<div class='rss_chapo'><p>برخلاف بعضی از بخشهای کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a> که قواعد حقوقی عرف پارلمانی را با بیان حقوقی توصیف کردهاند، و درک دقیق معنای آنها مستلزم آشنایی قبلی با اصطلاحات حقوق پارلمانی است، بعضی از بخشهای این کتاب که رویههای پارلمانی را شرح میدهند، آسان یاب است و بدون کمک مربی دستورنامه میتوان آنها را درک کرد و به کار برد. بخش چهل و پنجم کتاب - که ترجمه فارسی ویرایش دهم آن در ادامه تقدیم شده است - به توصیف رویههای گوناگون اخذ رأی پرداخته است و مطالعه آن برای تمام کسانی که در صنعت سازمان سازی فعالیت دارند لازم است.</p> <p>لازم به تذکر است که این قواعد برای تمام «جامعه»هایی که آحاد آن برای تعیین سرنوشت آن جامعه به مثابه یک کل حق تصمیمگیری و رأی مساوی دارند - اعم از یک انجمن محلی کوچک تا یک جامعه کل به مثابه یک دولت-ملت - به عنوان قواعد پیشگزیدهی عرف پارلمانی، لازم الاحرا هستند. به همین خاطر است که به خصوص بعد از برگزاری انتخابات روز هفتم اسفند ۱۳۹۴ - که خاطرات آن هنوز در اذهان زنده است و پیامدهای آن هنوز موضوع بحث محافل گوناگون - توجه به این قواعد اهمیت مضاعف مییابد.</p> <p>بدیهی است که رویهها و قواعد تشریح شده در این بخش از کتاب دستورنامه رابرت، فقط بخشی از رویهها و قواعدی هستند که در کل به عنوان یک لگال سیستم، عادلانه بودن فرایند اخذ تصمیم گروهی و انشای قوانین عادلانه را تضمین میکنند. به همین خاطر، در این بخش نیز، به طور طبیعی به قواعد و رویههای دیگری که در سایر بخشهای دیگر کتاب آمده ارجاع شده است و خواننده باید آنها را نیز خوانده باشد تا درک کاملی از این قواعد به مثابه یک لگال سیستم به دست آورد.</p> <p>تأمل در این قواعد نشان خواهد که روند برگزاری انتخابات در ایران - مانند سایر فرآیندهای پراکتیس پارلمانی - تا چه حد ناقص و معیوب است و بسیاری از تنشهای غیرلازمی که هنگام برگزاری هر انتخابات در کشور تکرار میشود ناشی از همین غیرمنطقی و غیراصولی بودن رویهها و قواعد ناظر بر انتخابات است. و البته، اراده لازم برای برطرف ساختن این معایب نیز فقط هنگامی شکل خواهد گرفت که گروههای حاکم، حق و حقوق مساوی تمام گروههای خارج از حاکمیت را نیز در عمل به رسمیت بشناسند که البته تا رسیدن به آن درجه از بلوغ فرهنگی خیلی فاصله دیده میشود.</p> <p>در صورتی که در جریان مطالعه دستورنامه رابرت با سؤلات پارلمانی مواجه شدید، یا اگر به این نتیجه رسیدید که اجرای این قواعد - به خصوص به صورت گروهی - بدون تمرینهای کارگاهی، اگر نه غیرممکن اما بسیار دشوار خواهد بود، مربی و دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت برای کمک به شما اعلام آمادگی میکنند.</p> <p>برای کسب سایر اطلاعات مورد نیاز به مقدمههای دیگری که بر سایر بخشهای این کتاب نوشته شده است، مراجعه فرمایید. اما ترجمه بخش چهل و پنجم کتاب دستورنامه رابرت، ویرایش دهم:</p></div>
<div class='rss_texte'><h3 class="spip">§ ۴۵- رويهي اخذ رأي</h3>
<p><strong>حقوق و تكاليف دراخذ رأي</strong></p> <p>حق رأي عضو بدهكار. عضو انجمن كه حق عضويت خود را بدهكار باشد، اما رسماً از فهرست عضويت حذف نشده باشد و تحت تعليق انضباطي قرار نگرفته باشد، حق كامل يك عضو داراي حق رأي را دارد و قانوناً صلاحيت رأيدهي خواهد داشت مگر آنكه آئيننامه طور ديگري مقرر كرده باشد.</p> <p>حق امتناع. گرچه اين وظيفه هر عضوي كه نسبت به مسألهاي نظري دارد است كه آن را با رأي خود بيان كند، با اين حال ميتواند ممتنع باشد، زيرا مجبور به رأي دادن نيست. به همين منوال، وقتي قرار باشد يك سمت يا مقام مانند مورد يك كميته، يا سمتهاي يك بورد، از سوي تعدادي از اعضاء احراز شود، عضو ميتواند با دادن رأي به تعدادي كمتر از كل تعداد كساني كه ميتواند به آنان رأي دهد رأي دهد و به صورت جزئي ممتنع باشد.</p> <p>امتناع از رأي دادن به مسأله مرتبط با منافع شخصي. بهتر است هيچ عضوي به مسألهاي كه در آن نفع مستقيم شخصي يا مالي، نه نفع مشترك با ساير اعضاء سازمان، دارد رأي ندهد. به عنوان نمونه، اگر پيشنهادي مطرح شود مبني بر اينكه سازمان با يك بنگاه تجاري كه يك عضو سازمان يكي از مسؤلان آن بنگاه است قرارداد منعقد كند و اين عضو از آن قرارداد منافع مالي شخصي ميبرد، اين عضو بهتر است از دادن رأي به آن پيشنهاد امتناع كند. با اين وجود، هيچ عضوي را نميتوان مجبور كرد كه از دادن رأي در چنين شرايطي احتناب ورزد.</p> <p>رأيدهي به مسأئل مؤثر بر خود. قاعده امتناع از رأيدهي به مسألهاي با منافع مستقيم شخصي به اين معنا نيست كه يك عضو به خودش براي احراز يك سمت يا ساير مقامهايي كه اعضاء به طور كلي صلاحيت احراز آنها را دارند نبايد رأي بدهد، يا هنگامي كه ساير اعضاء همراه او مشمول يك پيشنهاد ميشوند رأي ندهد. اگر عضوي هرگز به پيشنهاد مؤثر بر خودش رأي ندهد، براي انجمن غيرممكن ميشود كه در مورد برگزاري يك مهماني رأيگيري كند، يا براي اكثريت غيرممكن ميشود كه براي ممانعت از اقامهي اتهامها از سوي يك اقليت كوچك عليه خودشان و معلق يا اخراج آنان رأي بدهد (61).</p> <p>قاعده عليه ارايه توضيح در جريان رأيگيري. يك عضو حق ندارد در جريان رأيگيري «رأي خود» را توضيح بدهد، كه مانند مذاكره در چنان زماني است. <br class='autobr' />
تغيير رأي يك فرد. يك عضو حق دارد رأي خودش را تا هنگامي كه نتايج اعلام ميشود عوض كند؛ بعد از آن، فقط با توافق عمومي مجمع بدون مذاكره ميتواند تغيير دهد (نگا ك: ص. 46).</p> <p>حق قانوني مجمع براي قضاوت در مورد رويههاي اخذ رأي. جز در مواردي كه آئيننامهها به نحو ديگري مقرر كرده باشند، مجمع خودش در مورد تمام مسائل مطرح در ارتباط با رأيگيري و شمارش آراء قاضي است. به عنوان نمونه، در يك رأيگيري با برگه، صندوقداران (ص. 402، 21-16) بايد براي تصميم در مورد تمام مسائل غيرقطعي به مجمع رجوع كنند.</p> <p><strong>روشهاي معمولي اخذ رأي پيشنهادها</strong></p> <p>در فصل II روشهاي زير براي اخذ رأي توصيف ميشود:</p> <p>1) با صدا (شفاهي)- روش عادي براي رأيدادن به پيشنهاد؛<br class='autobr' />
2) رأي با قيام- براي تأييد يك رأي غيرقطعي صوتي، و هنگام رأي دادن به پيشنهادهايي كه براي تصويب به دو سوم آراء نياز دارند، مورد استفاده قرار ميگيرد، و <br class='autobr' />
3) با بلند كردن دست- يك روش جايگزين كه ميتواند به جاي رأي با قيام در مجامع بسيار كوچك مورد استفاده قرار بگيرد به شرطي كه هيچ عضوي مخالف نباشد. در بعضي گروههاي كوچك، رأي با نشان دادن دست ميتواند به جاي رأي صوتي به عنوان يك روش معمولي مورد استفاده قرار بگيرد. صفحهي 51-42 بايد در ارتباط با اين سه روش رأيگيري مطالعه شود.</p> <p>در فصل II همچنين رويه اقدام با توافق عمومي (يا اجماع آراء) توصيف ميشود. صفحههاي 53-51 بايد در ارجاع به اين رويه انجام كارها مطالعه شود.</p> <p>خصوصيتي كه در سه روش اخذ رأي فهرست شده در بالا مشترك است اين است كه در هر مورد رئيس اول از موافقان ميخواهد كه به شيوهي خاص («آري گفتن»، «قيام» و «بلند كردن دست راست») نظرشان را نشان دهند، سپس از مخالفان ميخواهد تا رأي بدهند، بعدا داوري و اعلام ميكند كدام طرف برد.</p> <p>تأييد اخذ رأي. در ارتباط با رويههاي اخذ رأي صوتي، قيامي، يا دستي، همانطور كه در فصل II توصيف شد، اگر رئيس نسبت به يك رأي صوتي يا دستي ترديد داشته باشد، بايد دوباره نسبت به اخذرأي قيامي اقدام كند، و اگر براي تأمين رضايت خودش از نتيجه لازم بود، بايد آراء را بشمارد. هر عضوي با اعلام تشكيكآراء (29)، ميتواند رأيگيري صوتي يا اخذ رأي دستي را ملزم به تجديد اخذ رأي قيامي كند- اما هيچ عضو منفردي نميتواند شمارش آن را اجبار كند. اگر رئيس به صلاحديد خودش رأي را نشمارد و يك عضو فكر كند شمارش آراء مطلوب است، بايد پيشنهاد شمارش آراء را مطرح كند، و اگر اين پيشنهاد مورد حمايت قرار گرفت، رئيس بايد مسألهي شمارش آراء را به رأي بگذارد. اگر قاعدهي خاصي به تصويب نرسيده باشد، تصويب پيشنهاد شمارش آراء به اكثريت نياز دارد. در سازمانهايي كه كمتر از اكثريت براي اجازه شمارش آراء مطلوب باشد، يك دستورنامه اختصاصي براي تعيين رأي مورد نظر بايد به تصويب برسد. چنين قاعدهاي به طور خاص با ارجاع به پيشنهادهايي كه تصويبشان به دو سوم آراء نياز دارد مطلوب است (نيز نگا ك: ص.89-388). بايد خاطر نشان شود كه يك رأي هرگز دوباره با همان روش اخذ نميشود، گرچه در يك رأيگيري قيامي شمارشي، با برگه، يا با حاضر غايب، ميتوان دستور جمعبندي مجدد جدولهاي صندوقداران را براي تضمين اينكه شمارش آراء درست گزارش شده است صادر كرد.</p> <p>رويهي شمارش رأي قيامي. در نشستهاي كوچك، رئيس خودش ميتواند، با يا بدون دستور به منشي، آراء را براي تأييد بشمارد. در يك مجمع بزرگ، رئيس بهتر است از صندوقداران بخواهد تا آراء را بشمارند. در جريان شمارش آراء كساني كه رأي موافق دارند بايد در قيام باقي بمانند تا آراء شمرده شود، بعد كساني كه رأي مخالف دارند در قيام ميمانند تا شمارش آراء تمام شود. آراء را ميتوان با عبور دادن اعضاء از ميان صندوقداران شمرد، يا ميتوان طبق رديفها و نشاندن افراد هر رديف بعد از شمارش آنان، كار را انجام داد. گرچه در رويه اخير اگر صندوقداردن دقت نكنند به خصوص احتمال اشتباه زياد است. افراد موافق هميشه اول شمارش ميشوند. در تمام مجامع، جز مجامع كوچك، هنگام شمارش آراء درها بايد بسته باشد و هيچ كس نبايد داخل يا خارج شود. شكل مورد استفاده در شمارش آراء در صفحه 45 نشان داده شده است. در يك نشست به اندازه كافي كوچك كه هر عضو حاضر خودش ميتواند درستي شمارش آراء با بلند كردن دست را تأييد كند، اگر كسي مخالف نباشد رئيس ميتواند با اين رويه آراء را بشمارد.</p> <p>كارتهاي رأيگيري. بعضي سازمانها دوست دارند در بيشتر يا در تمام موارد رأيگيري وقتي رئيس از آنان درخواست رأي ميكند كارتهاي مقوايي رنگي، با پهناي تقريبي سه اينچ و درازاي يك فوت را بلند كنند. در هر صورت، مجوز استفاده از اين وسايل در رأيگيري به شرايط مورد انتظار در آن نشست بستگي دارد. اگر كارت رأي از پيش بين رأيدهندگان توزيع شده باشد، و رئيس يا يك عضو فكر كنند (آنطور كه در صفحه 44 خط 24 تا صفحه 45 خط 2 توصيف شده) تقاضاي تشكيك آراء شده است، رئيس ميتواند بگويد: «كساني كه موافق پيشنهاد هستند،كارتهايشان را بلند كنند. . . . پائين. مخالفان كارتهايشان را بلند كنند. پائين». اگر شمارش آراء مورد نظر باشد، رئيس يا مجمع بايد اجارهي شمارش آراء را مانند مورد تشكيك آراء (كه در صفحه 45 خط يك، و صفحهي 3 تا 10 و نيز در 30 ، پيشنهادهاي مرتبط با روشهاي رأيگيري توصيف شده است) صادر كنند. اگر قرار باشد از اين روش رأيگيري استفاده شود، يك دستورنامه اختصاصي، و در كنوانسيون، مقرارت اجرايي كنوانسيون، بايد آن را مقرر سازد.</p> <p><strong>ساير روشهاي اخذ رأي</strong></p> <p>برخلاف روشهاي اخذ رأي كه در زيربخش پيشين خاطر نشان شد، روشهاي رأيگيري كه در ادامه توصيف شده، مانند شمارش رأي قيامي، فقط موقعي مورد استفاده قرار ميگيرند كه صراحتاً مجمع دستور داده باشد يا قواعد آن مقرر مقرر كرده باشد.</p> <p>رأيگيري با برگه. رأيگيري با برگه (تكه كاغذي كه رأيدهنده رأي خود را روي آن مينويسد) وقتي مورد استفاده قرار ميگيرد كه مخفي ماندن آراء اعضاء مطلوب باشد. آئيننامههاي سازمان ممكن است رأيگيري با برگه را در مواردي مانند انتخاب مسؤلان و پذيرش عضويت مقرر سازند. هر رأي مرتبط با اتهامها يا اتهامهاي مطرح شده نسبت به يك عضو يا يك مسؤل پيش يا پس از دادگاه (61) هميشه بايد با برگه باشد. جز در مواردي كه آئيننامهها طور ديگري مقرر كرده باشند، اكثريت آراء ميتواند دستور رأيگيري با برگه را - كه در بسياري از موارد فكر ميشود اعضاء از طريق آن احساسات حقيقي خودشان را بهتر بيان ميكنند- صادر كند. <br class='autobr' />
وقتي آئيننامهها مقرر سازند كه رأي با برگه گرفته شود، اين شرط نميتواند، حتي با اجماع عمومي تعليق شود. به اين ترتيب، در يك چنين موردي خارج از دستور است كه پيشنهاد شود يك شخص- به عنوان نمونه، منشي- از مجمع رأي با برگه اخذ كند. وقتي قرار است رأيي با برگه گرفته شود، يا گرفته شده باشد، چه آئيننامهها مقرر كرده باشند و چه نكرده باشند، هيچ پيشنهادي طبق دستور نيست كه افشاء رأي يا نظرات يك عضو در مورد آن موضوع را اجبار كند. هر پيشنهادي مبني بر اينكه با اجماع عمومي در مورد يك رأي گيري با برگه كه در مورد آن اجماع عمومي نيست، تصميمگيري شود خارج از دستور خواهد بود، مگر آنكه آن پيشنهاد نيز با برگه به رأي گذاشته شود- زيرا هر عضوي كه آشكارا عليه اعلام رأي اول به اجماع عمومي رأي بدهد بدينوسيله روشن خواهد ساخت كه به گزينه برنده رأي نداده است.<br class='autobr' />
شكل برگه. برگه ميتواند صرفاً از يك تكه كاغذ تشكيل شود كه رأيدهندگان گزينه خودشان را به شكلي كه رئيس توضيح ميدهد روي آن مينويسند؛ اما اگر از پيش معلوم باشد كه قرار است رأي با برگه گرفته شود و سؤالها دقيقاً چه هستند، برگهها بايد در فرصت مناسب و پيش از توزيع آماده شوند. در چنين موردي، هر سؤالي كه قرار است به رأي گذاشته شود همراه با پاسخهاي احتمالي آن كنار يك فضاي خالي يا چارگوش قيد ميشود، به نحوي كه رأيدهندگان بتوانند پاسخ مطلوب خود را انتخاب كند. دو سؤال يا بيشتر ميتواند در يك برگه ذكر شود، به شرطي كه هر كدام، مانند نمونهي زير، به نحوي علامت بخورند كه قاطي نشوند.</p> <p>با علامت x تعيين رأي كنيد.<br class='autobr' />
1. آيا دفتر مركزي به شهر ترزر متقل شود؟<br class='autobr' />
بله ----<br class='autobr' />
خير----<br class='autobr' />
2. محل برگزاري نشست بعدي:<br class='autobr' />
سياتل------<br class='autobr' />
نيواورلئان---<br class='autobr' />
ساير ------<br class='autobr' />
(ذكر نام)</p> <p>در جريان انتخابات، بهتر است از چارگوشها يا فضاهاي «له» يا «عليه» استفاده نشود. آنها فقط در ارتباط با رأي دادن به پيشنهادها به كار ميرورند. در انتخابات، رأيگيري، در واقع، به معناي پركردن جاي خالي است، و رأيدهنده ميتواند فقط با رأي دادن به فرد ديگري كه نامزد شده و يا با نوشتن نام نامزد ديگر عليه يك كانديدا رأي بدهد. <br class='autobr' />
رويهي رأيگيري با برگه. در جريان رأيگيري با برگه وقتي رأيگيري در همان اتاقي انجام ميشود كه نشست جريان دارد، رئيس صندوقداران را براي پخش، گردآوري و شمارش برگهها و گزارش آراء منصوب ميكند. تعداد صندوقداران به تعداد رأيدهندگان، تعداد مسؤلاني كه بايد انتخاب شوند يا پرسشهايي كه بايد پاسخ داده شوند، يا تعداد نامزدها بستگي دارد. براي يك گروه كوچك، معمولاً دو يا سه صندوقدار كافي است. صندوقداران بايد به خاطر دقت و استقلالشان انتخاب شوند، بايد مورد اعتماد اعضاء باشند، و نبايد در سؤال يا نتايج رأيگيري آن اندازه نفع شخصي داشته باشند كه طبق اصل بيان شده در صفحهي 394 ميبايست از شركت در رأيگيري خودداري كنند. هرچند مواضعشان در قبال موضوع مطروحه اغلب شناخته شده است، با اين همه، به خاطر حفاظت از منافع هر يك از طرفين مخالف انتخاب ميشوند. آنان معمولاً خودشان رأي ميدهند. <br class='autobr' />
براي تضمين دقت و توانمندسازي صندوقداران در جهت شناسايي خطاها هنگام باز شدن برگهها، بهتر است برگهها به روشي از پيش اعلام شده يا نوشته شده روي خود برگه رأي تابخورد.<br class='autobr' />
رئيس جلسه، در صورت عضويت در مجمع، هميشه ميتواند در رأيگيري با برگه هم زمان با ساير اعضاء رأي بدهد. اگر پيش از بسته شدن صندوقها نتواند رأي بدهد با مجوز مجمع قادر به دادن رأي خواهد بود. <br class='autobr' />
بعد از تكميل برگهها رئيس صندوقداران را براي گردآوري برگهها هدايت ميكند. هنگام گردآوري برگهها، اين مسؤليت بر عهدهي صندوقداران است كه مراقب باشند عضوي بيش از يك بار رأي ندهد- كه براي تضمين اين امر مجمع بايد روش معقول و منظمي تصويب كند. به عنوان نمونه: (الف) در نشستهايي كه فقط رأيدهندگان حضور داشته باشند، اعضاء ميتوانند در صندليهاي خود باقي بمانند و برگههاي خود را در گلداني كه يك صندوقدار همراه با صندوقدار ديگر كه مراقب و مواظب است، ميگرداند بياندازند؛ (ب) آنان ميتوانند به طرف صندوق مركزي كه دستكم دو صندوقدار مراقب آن هستند بروند و برگههاي خود را در آن بياندازند؛ يا (پ) ميتوانند برگههاي خود را به صندوقدار بدهند- كه با لمس ضخامت كاغذ آن بايد تشخيص دهد كه فقط يك برگه گرفته است، تا در صندوقمركزي بياندازد. هر روشي كه در گردآوري برگهها دنبال ميشود- مانند ساير جزئيات مربوط به اخذ رأي- بهتر است به وسيله قاعده يا سنت در سازمان تثبيت گردد و نبايد از اين وضعيت به وضعيت ديگر به صورت دلبخواهي تغيير كند. <br class='autobr' />
پس از رأي دادن كساني كه ميخواهند رأي بدهند، اخذ رأي ميتواند با پيشنهاد يك عضو با دو سوم آراء خاتمه يابد (30)؛ اما معمولاً بهترين روش اين است كه به رئيس اتكا شود تا اخذ رأي را خاتمه دهد. وقتي به نظر برسد كه همه رأي دادهاند، رئيس ميپرسد: «تمام كساني كه ميخواستند رأي بدهند رأي دادند؟» اگر پاسخي نبود، ميگويد، «اگر كس ديگري نميخواهد رأي بدهد . . . [مكث]، صندوقها بسته ميشوند»، به اين ترتيب در واقع اعلام ميشود كه صندوقها با توافق عمومي بسته ميشوند. پس از آن، اگر عضوي برسد كه بخواهد رأي بدهد، بازگشاني صندوقها به اكثريت آراء نياز خواهد داشت (30). صندوقداران، در يك جاي دنج، و اگر مجمع قرار است در جريان شمارش برگهها به موضوع ديگري بپردازد، در يك اتاق ديگر شمارش برگهها را شروع ميكنند. در بعضي از سازمانهاي كوچك رسم است كه در حضور كل حاضران در نشست برگهها شمارش شود.<br class='autobr' />
ثبت آراء. صندوقداران در جريان ثبت آراء مأخوذه برگههاي سفيد را ناديده ميگيرند و براي آراء غيرقانوني به نامزدها يا تصميمها اعتباري قائل نميشوند. تمام برگههاي سفيد بايد مثل كاغذ پاره ناديده گرفته شوند، زيرا اعضائي كه نميخواهند رأي بدهند ممكن است اين روش را براي رأي ندادن انتخاب كرده باشند. اگر هنگام بازگشايي برگهها معلوم شود كه دو يا چند برگهي نوشته شده با هم تا شدهاند، بايد به عنوان آراء غيرقانوني ثبت شوند- يعني هر مجموعه از برگههاي با هم تا شده به عنوان يك رأي غيرقانوني در مورد هر موضوع، ثبت ميشود و فاقد اعتبار خواهد شد. از سوي ديگر، يك برگهي سفيد تا شده همراه با يك برگهاي كه به شيوهي مناسب پرشده باشد، ناديده گرفته ميشود، اما باعث نميشود كه برگهاي كه همراه با آن تا شده رد شود. <br class='autobr' />
با هر جزء يك برگه به عنوان يك برگه جدا برخورد ميشود، و صندوقداران بايد تعداد آراء مأخوذه براي هر سمت يا موضوع را بشمارند. اگر عضوي يك يا چند گزينه در يك برگهي شامل چند پرسش يا بيش از يك سمت را خالي بگذارد، قسمتهاي خالي به هيچ رو بر اعتبار فضاهايي كه پر كرده تأثير نميگذارد، و براي هر يك از اين آراء بايد به او اعتبار يك رأي قانوني داده شود. با اين حال، اگر او به نامزدهاي زيادي براي يك سمت مفروض رأي داده باشد، همان بخش خاص آن برگه غيرقانوني خواهد بود، زيرا صندوقداران امكان ندارند مشخص كنند عضو ميخواسته به چه كسي رأي بدهد. <br class='autobr' />
خطاهاي كوچك فني، مانند املاء غلط يك كلمه يا نام، اگر معناي برگه روشن باشد، رأي را غيرقانوني نميسازد. برگههاي نامفهوم يا برگههاي داده شده به يك نامزد ناروشن يا شخصيتهاي خيالي غيرقانوني هستند. اگر معناي يك يا چند برگه ترديدآميز باشد، اگر نتوانند بر نتيجه تأثير بگذارند غيرقانوني تلقي ميشوند، اما اگر بر نتيجه تأثير بگذارند، صندوقداران بايد آنها را به رئيس گزارش دهند، و او نيز به بيدرنگ مسأله نحوه ثبت اين برگهها را در مجمع مطرح خواهد كرد.<br class='autobr' />
تمام آراء غيرقانوني از نوعي كه در بند پيشين توصيف شد- يعني، آراء غيرقانوني مأخوذه از رأيدهندگان قانوني- در تعيين تعداد آراء كسب شده به منظور شمارش اكثريت محاسبه ميشوند. از سوي ديگر، اگر يك يا چند برگه به عنوان برگههاي مأخوذه از افرادي كه فاقد صلاحيت رأي دادن هستند، قابل شناسايي باشد، و بتوان ثابت كرد كه چنين آرائي ديگر موجود نيست، اين برگهها در تعيين تعداد آراء مأخوذه به منظور شمارش اكثريت كنار گذاشته ميشوند. اگر شواهدي مبني بر اينكه برگههاي غيرقابل شناسايي از سوي افراد فاقد صلاحيت رأي دادن كسب شده وجود داشته باشد، و اگر اين امكان وجود داشته باشد كه چنين برگههايي بر نتيجه تأثير بگذارند، كل آراء با برگه بياعتبار است و رأي با برگه بايد دوباره گرفته شود. اصل اين است كه يك گزينه از سوي تشكيلات رأي دهنده حكم ندارد مگر آنكه تصويب آن از سوي بيش از نصف كساني كه صلاحيت رأي دادن دارند اظهار و تمام شواهد مبني بر داشتن چنين نظري ثبت شود. <br class='autobr' />
گزارش صندوقداران و اعلام نتيجه رئيس. رئيس صندوقداران، ايستاده، خطاب به رئيس، گزارش صندوقداران را قرائت ميكند، و آن را بدون اعلام نتيجه تقديم رئيس ميكند. در مورد انتخابات، گزارش بايد به شكل زير باشد:</p> <p>گزارش صندوقدار<br class='autobr' />
تعداد آراء مأخوذه 97<br class='autobr' />
مورد نياز براي انتخاب 49<br class='autobr' />
آراء آقاي ميلر 51<br class='autobr' />
آراء آقاي ويلسون 24<br class='autobr' />
آراء آقاي استرونگ 14<br class='autobr' />
آراء غيرقانوني<br class='autobr' />
آقاي فريند (فاقد شرايط) 7<br class='autobr' />
يك رإي شامل دو برگه براي <br class='autobr' />
آقاي ويلسون با هم تا شده، مردود 1</p> <p>در مورد اخذ رأي براي يك پيشنهاد، گزارش صندوقداران به شكل زير است:</p> <p>گزارش صندوقداران<br class='autobr' />
تعداد آراء مأخوذه 102<br class='autobr' />
آراء مورد نياز براي تصويب (اكثريت) 52<br class='autobr' />
آراء موافق پيشنهاد 69<br class='autobr' />
آراء مخالف 32<br class='autobr' />
آراء غيرقانوني<br class='autobr' />
يك رأي شامل دو برگه<br class='autobr' />
آراء باطله، مردود 1</p> <p>گزارش صندوقداران نبايد شامل تعداد افرادي باشد كه صلاحيت رأي دادن دارند. در يك انجمن محلي يا ديگر تشكلهايي كه در آنها عضويت بر يك مبناي بلند مدت ادامه مييابد، فقط مسؤل نگهداري فهرست اعضاء، و در يك كنوانسيون فقط آخرين گزارش مصوب كميتهي اعتبارنامهها، ميتوانند، در صورت نياز، اين رقم را به شيوهاي معتبر تعيين كنند. نتيجه هميشه از سوي رئيس اعلام ميشود، كه پيش از اعلام نتيجه، گزارش صندوقداران را هم قرائت ميكند. در انتخابات، رئيس به صورت جداگانه انتخاب هر مسؤل را اعلام ميكند (بنگريد به 40). در اخذ رأي يك پيشنهاد، رئيس نتيجه را اعلام ميكند. <br class='autobr' />
گزارش كامل صندوقداران در صورتجلسه گنجانده شده و به بخشي از سوابق رسمي سازمان بدل خواهد شد. تحت هيچ شرايطي اين سوابق انتخابات يا اخذ رأي يك پيشنهاد مهم نبايد به خاطر احترام نا به جا نسبت به احساسات نامزدهاي ناموفق يا اعضاء طرف بازنده حذف شوند. <br class='autobr' />
پس از تكميل رأيگيري با برگه در انتخابات يا در مورد يك پيشنهاد، اگر اين احتمال وجود نداشته باشد كه مجمع بخواهد دستور بازشماري را صادر كند (كه مستلزم اكثريت آراء است مگر آنكه يك قاعده خاص تعداد كمتري را براي اين كار مجاز كرده باشد)، دستور نابودي برگههاي رأي ميتواند صادر شود يا پيش از نابودي، براي مدتي (مثلاً يك ماه) نزد منشي باقي بماند.</p> <p>رأيگيري ماشيني يا الكترونيكي. روند رأيگيري در بسياري از سازمانها- به ويژه آنها كه صدها رأيدهنده دارند- با استفاده از ماشينهاي رأيگيري مانند ماشينهايي كه در انتخابات سياسي مورد استفاده قرار ميگيرند، يا دستگاههاي الكرونيكي شبيه آنچه كه در مجلس نمايندگان و بسياري از تشكيلات قانونگذاري به كار ميروند اما براي مخفيسازي هويت رأيدهندگان تنظيم شدهاند، به نحو چشمگيري متحول شده است. مهم است كه اين دستگاه الكترونيكي طبق قاعدهي بيان شده در صفحهي 402 برنامهريزي شود كه بر اساس آن با هر جزء يك برگه به عنوان يك برگه جدا برخورد شود و آراء اخذ شده براي هر سِمَت يا هر موضوع مورد بررسي قرار گيرد. هرجا قرار است اين دستگاهها مورد استقاده قرار بگيرند، نكات زير اهميت مييابد:</p> <p>• تداركات براي انتخابات بهتر است از طريق مشورت با كسي كه مسؤل نصب اين دستگاههاست صورت بگيرد، تا تمام تعديلهاي لازم به خاطر شرايط خاص آن انتخابات انجام شود. <br class='autobr' />
• كساني كه قرار است در جريان رأيگيري مراقب اين دستگاهها باشند بايد با دقت وظيفه خودشان را ياد گرفته باشند، و بايد قادر باشند استفاده از دستگاهها را براي رأيدهندگان توضيح دهند. <br class='autobr' />
• اگر بسياري از رأيدهندگان هرگز از اين دستگاهها استفاده نكرده باشند، معقول است كه يك روز قبل از انتخابات يك دستگاه براي بازديد رأيدهندگان در دسترس قرار بگيرد.</p> <p>اخذ رأي با حاضر غايب. تأثير اخذ رأي با حاضر غايب (كه به آن رأيگيري با بله و نه هم گفته ميشود) اين است كه نحوه رأي دادن هر يك از اعضاء، يا، بعضي اوقات هر يك از نمايندگان ثبت ميشود؛ بنا بر اين، درست خلاف رأيگيري با برگه است. اين روش معمولاً به تشكيلات قانونگذاري منحصر است كه صورت مذاكرات آن منتشر ميشود، زيرا حوزههاي انتخاباتي را قادر ميسازد تا بدانند كه نمايندگانشان به اقدامهاي مشخص چه رأيي دادهاند. اين روش نبايد در نشستهاي تودهاي يا در مجامعي كه اعضاء آن در قبال حوزههاي انتخابي مسؤل نيستند مورد استفاده قرار بگيرد. <br class='autobr' />
دستور رأگيري با حاضر غايب. در يك تشكيلات نمايندگي، اگر مقررات قانوني يا اساسنامهاي براي تعيين اندازه اقليتي كه ميتواند دستور اخذ رأي با حضور و غياب را بدهد وجود نداشته باشد، تشكيلات بايد قاعدهاي را براي تعيين اندازهي اين حداقل - به عنوان نمونه، مثل كنگره، يك پنجم حاضران، يا نسبت ديگري از حاضران كه كمتر از اكثريت باشد، به تصويب برساند. در نبود چنين قاعده خاصي، براي گرفتن رأي به روش حضور و غياب به اكثريت آراء نياز خواهد بود- كه در اين مورد پيشنهادي براي انجام چنين كاري احتمالاً بيفايده خواهد بود، زيرا هدفش اين است كه اكثريت را مجبور به اعلام موضع علني كند. در انجمنهاي محلي با اعضاء زياد، پيشنهاد رأيگيري با حضور و غياب معمولاً يك پيشنهاد تأخيري است. با اين حال، به عنوان يكي از پيشنهادي مرتبط با روش رأيگيري، طرح اين پيشنهاد كه «صندوقداران برگه با امضاء اخذ كنند» طبق دستور است، و اگر اين روش اخذ رأي مقرر شود، اعضاء روي برگه مينويسند «بله» يا «خير» و آن را امضاء ميكنند. آراء ميتوانند درست مانند اينكه يك رأيگيري حاضر عايبي انجام شده باشد، در صورتجلسه قيد شود، اما لازم نيست نام تمام اعضاء قرائت شود. در كميتهي كل دستور رأيگيري با حاضر غايب نميتواند مطرح شود. <br class='autobr' />
رويهي رأيگيري حاضر غايب. اگر قرار باشد رأيگيري با حاضر غايب انجام شود (براي اين پيشنهاد بنگريد به 30)، رئيس مسأله را به صورت زير مطرح ميكند:</p> <p>رئيس: كساني كه موافق تصويب اين قطعنامه هستند، وقتي نامشان قرائت ميشود، جواب بدهند «بله» [يا «موافق»]، مخالفان جواب بدهند «خير» [يا «مخالف»].. منشي [يا كارمند] فهرست را قرائت ميكند».</p> <p>فهرست، به استثناء نام رئيس كه در آخر و فقط وقتي كه رأي او بر نتيجه تأثير بگذارد، به ترتيب الفباء خوانده ميشود. پس از آنكه يك نفر به حاضر غايب پاسخ داد، ديگر براي تجديد مذاكره خيلي دير شده است. هر عضو، وقتي نامش خوانده شد، طوري كه در زير نشان داده شده، مثبت يا منفي پاسخ ميدهد. اگر تمايلي به دادن رأي نداشته باشد، پاسخ ميدهد: حاضر (يا ممتنع). اگر براي رأي دادن آماده نباشد، اما بخواهد بعد از تكميل حاضر غايب دوباره نامش خوانده شود پاسخ ميدهد: بعداً!<br class='autobr' />
منشي نام هر عضو و پاسخ داده شده را با صداي بلند تكرار ميكند و پاسخ را در يك ستون جدا در فهرست حضور و غياب يادداشت ميكند. يك روش مناسب براي نوشتن پاسخها، يادداشت كردن عدد 1 در سمت راست نام نخستين عضوي است كه جواب مثبت ميدهد، و عدد 2 در سمت راست نام دومين عضوي كه جواب مثبت ميدهد، و به همين ترتيب. با پاسخهاي منفي نيز به همين ترتيب در سمت چپ نامها عمل ميشود و براي پاسخهاي حاضر نيز در ستوني در انتهاي سمت چپ نامها عددگذاري خواهد شد. در اين روش، آخرين شماره هر ستون تعداد آراء داده شدهي موافق، مخالف و ممتنع را نشان خواهد داد.<br class='autobr' />
در پايان حضور و غياب، نام كساني كه موفق به دادن رأي نشدهاند ميتواند دوباره قرائت شود، يا رئيس ميتوان بپرسد آيا كسي بعد از قرائت نامش وارد سالن شده است يا نه. رقم نهايي رأي موافق، مخالف يا ممتنع در ادامه آخرين رقمي كه قبلاً در ستون ذكر شده است در يك ستون مناسب به هر يك از اين اعضاء كه بعداً پاسخ ميدهند اختصاص داده ميشود، هرچند شمارهي اين عضو خارج از ترتيب حضور و غياب خواهد بود. تغييرات در آراء نيز در همين زمان، پيش از اعلام نتايج مجاز است. وقتي اين كار صورت ميپذيرد، شماره كنار نام عضو خط ميخورد، رقم كل براي آن ستون اصلاح ميشود، و بعد، شمارهي نهايي در ستون مناسب وارد ميشود. تغيير آراء وقتي دستگاههاي الكترونيكي مورد استفاده قرار ميگيرد ممكن است محدود شود. <br class='autobr' />
منشي رقم نهايي كساني را كه به يك طرف، يا ممتنع، رأي دادهاند به رئيس تقديم ميكند و او نيز اين ارقام را بيان و نتيجه را اعلام خواهد كرد. <br class='autobr' />
در اخذ رأي حضور و غيابي، يك گزارش از رأيي كه هر عضو داده، نيز نتيجهي رأيگيري، بايد به صورت كامل در صورتجلسه يا در صورت مذاكرات درج شود. اگر كساني كه به حضور و غياب پاسخ ميدهند به رقم كافي براي نصاب نرسد، رئيس بايد به منشي دستور بدهد كه تعداد كافي از نام اعضاء را كه حاضرند اما رأي نميدهند وارد كند تا حصول نصاب در جريان اخذ رأي را نشان دهد. <br class='autobr' />
در كنوانسيونهاي بزرگ، گاهي اوقات به جاي نام اعضاء منفرد نام كل هيأتهاي نمايندگان قرائت ميشود. در جريان خواندن نام يك نمايندگي براي رأيگيري، منشي بايد حق رأي را به اين ترتيب بيان كند، «محله شمارهي 145: 8 رأي». در اين موارد، رئيس يا سخنگوي هر نمايندگي، كه به ترتيب الفباء يا به ترتيب شماره خوانده ميشود، با بيان آراء جواب ميدهد: «محله شمارهي 145: 5 رأي موافق و 3 رأي مخالف». منشي رقمها را براي تأييد تكرار ميكند و نمايندگي بعدي را صدا ميزند. اگر عضوي از مجمع نسبت به رأي هيأت نمايندگي ترديد داشته باشد، ميتواند از هيأت درخواست رأيگيري كند، كه در اين صورت، نام هر يك از اعضاء هيأت نمايندگي از سوي منشي قرائت ميشود، و اعضاي هيأت تك تك رأي ميدهند. وقتي تمام هيأت رأي داد، منشي ارقام كل هيأت را بيان ميكند، كه ثبت ميشود. <br class='autobr' />
نصب دستگاه اخذ رأي حاضر غايب الكترونيكي. اشكال مختلفي از دستگاههاي الكترونيكي براي رأيگيري حاضر غايبي در دسترس قرار گرفته است. هر تشكيلات مشورتي ميتواند يك چنين سامانهاي را با انجام تعديلهاي مناسبي كه تا حد ممكن با قواعد پيشگفته در بالا در مورد رويهي رأيگيري حاضر غايبي منطبق شود، مورد استفاده قرار دهد. هنگام استفاده، معمولاً فرض ميشود كه اگر رأيدهندگان از دستگاه درست استفاه كنند، دستگاه الكترونيكي نيز از نظر فني و مكانيكي درست كار ميكند. تغيير آراء پس از اعلام نتايج از سوي رئيس با ادعاي خطاي دستگاه مسموع نيست. به همان دلايل، بازشماري (منشي نام كساني را كه «بله» يا «خير» رأي دادهاند قرائت كند) مجاز نيست. وقتي از دستگاه الكترونيكي استفاده ميشود، بايد توجه داشت كه، اگر نصب يك تابلو اعلانات روي ديوار ممكن نباشد، اعضاء يك هيأت نمايندگي قادر نخواهند بود بررسي كنند كه ساير اعضاء آن هيأت چگونه رأي ميدهند. نيز، اقدامهايي براي جلوگيري از بيش از يك بار رأيدادن اعضاء با استفاده از صفحه كليد كوچك، اضافي يا قرض دادن صفحه كليد به دوستي كه بتواند در غياب او به صورت «وكالتي» برايش رأي بدهد، بايد صورت بگيرد.</p> <p>قطع جريان اخذ رأي. قطع جريان اخذ رأي فقط پيش از آنكه عضوي عملاً رأي داده باشد مجاز است، مگر آنكه، همانگونه كه گاهي در رأيگيري با برگه رخ ميدهد، كار ديگري در جريان رأيگيري يا شمارش آراء در دست بررسي باشد. براي اخطارهاي دستور در ارتباط با اخذ رأي به صفحهي 44-243 بنگريد.</p> <p>رأي دهي غائبان. اين يك اصل زيربنايي قانون پارلمان است كه حق رأي محدود به اعضاء سازمان است كه عملاً هنگام رأيگيري در يك نشست قانوني حضور داشته باشند، گرچه بايد خاطر نشان ساخت كه يك عضو لازم نيست هنگام طرح موضوع حاضر باشد. استثناءهاي اين قاعده بايد با صراحت در آئيننامهها قيد شود. چنين استثناءهاي احتمالي شامل اين موارد ميشود: (الف) رأيگيري به وسيلهي نامه پستي يا الكترونيكي، يا دورنگار، و (ب) رأي وكالتي. يك سازمان هرگز نبايد آئيننامهاي را به تصويب برساند كه اجازه بدهد يك مسأله از طريق رويهي رأيگيرياي به تصويب برسد كه رأي اشخاصي كه در نشست شركت ميكنند با آراء پست شده از سوي غائبان با هم شمارش شود. رأي افراد حاضر ميتواند با مذاكره، اصلاح، و شايد نياز به رأيگيري مجدد تحت تأثير قرار بگيرد، در حاليكه غائبان نميتوانند آراء خودشان را در واكنش به اين عوامل تعديل كنند. در نتيجه، آراء فرد غائب در اغلب موارد ميبايست پيرامون مسألهاي باشد تا حدي متفاوت با آنچه كه حاضران در بارهاش رأي ميدهند، تا در تعيين ننتيجه منجر به اختلال، بيانصافي، و بيدقتي نشود. اگر در مورد استحقاق كساني كه قرار است رأي بدهند ابهام احتمالي وجود داشته باشد، بايد با صراحت بيان كرد و باشدت از بيانصافي در آراء نزديك به هم اجتناب ورزيد.</p> <p>رأي با نامه. رأي با نامه وقتي در آئيننامهها مجاز شده باشد، معمولاً براي مسائل مهمي مانند اصلاح آئيننامهها و انتخاب مسؤلان- كه در مورد آنها رأي كل اعضاء مطلوب است حتي اگر به طور معمول فقط گروه كوچكي از اعضاء در نشستها شركت كنند- در نظر گرفته ميشود. وضعيتهايي از اين دست براي انجمنهاي علمي يا انجمنهاي فارغالتحصيلان كه اعضائشان ممكن است در كشورهاي متعدد باشند زياد رخ ميدهد. <br class='autobr' />
در رأيگيري با نامه مهم است كه فهرست ارسال نامه با فهرست رسمي اعضاء داراي رأي فعلي دقيقاً منطبق باشد تا نتيجه اخذ رأي در موارد نزديكي آراء مسألهاي ايجاد نكند. براي اين منظور، منشي بايد فهرستي از نامها و نشاني پستي تمام اعضائي كه قانوناً حق رأي دارند و درستي آنها را تا تاريخي كه برگهها قرار است ارسال شوند تصديق ميكند در اختيار رئيس صندوقداران يا مسؤل ديگري كه برگهها را ارسال خواهد كرد قرار دهد. <br class='autobr' />
اگر قرار است رأيگيري محرمانه نباشد، اقلام زير بايد براي هر رأيدهنده با واجد شرايط ارسال شود: (1) يك برگه رأي چاپي با فضايي براي امضاء رأيدهنده، براي تضمين جلوگيري از اينكه فرد ديگري به جاي رأيدهنده قانوني رأي ندهد، همراه با توضيح كامل در مورد پركردن و بازگرداندن نامه در تاريخ لازم؛ (2) يك نشاني قابل شناسايي براي بازگشت پاكت همراه با نام و نشاني منشي، رئيس صندوقداران، يا شخص ديگري كه براي دريافت برگههاي علامت خورده تعيين شده است. اگر صلاحيتهاي نامزدها براي اعضاء كاملاً شناخته شده نباشد، ميتوان به هر يك از نامزدها اجازه داد كه به پيوست نامه يك بيانيه مختصر مستند از خدمات و صلاحيتهاي خودشان آماده كنند، مشروط به اينكه به تمام نامزدها فرصت و فضاي برابر داده شود. نامه الكترونيكي و ساير وسايل ارتباط الكترونيكي براي تبعيت از اين شرايط ميتوانند سفارشيسازي شود (نگا ك: به پانوشت ص.2).<br class='autobr' />
اگر قرار است اخذ رأي محرمانه باشد، بايد همراه رأي يك پاكت برگشتي نيز در داخل پاكت براي رأيدهنده ارسال شود با يك جاي امضاء براي رأيدهنده، اما به جاي روي برگه، روي آن پاكت، و نشاني برگشت نامه به شكلي كه در بالا توضيح داده شد. برگه ارسال شده براي رأيدهنده بايد به دفعات كافي تا بخورد تا هيچ شانسي براي مشاهدهي اتفاقي رأي عضو از سوي صندوقداري كه برگه را از پاكت داخلي بيرون ميآورد باقي نماند. فردي كه به عنوان گيرنده برگههاي برگشتي تعيين شده بايد آنها را دخال پاكتهاي بازگشتي، بدون آنكه باز شوند، براي ارايه در نشست صندوقداران كه آراء در آن شمارش ميشود نگه دارد. در آن نشست تمام پاكتهاي داخلي از پاكت خارجي بيرون آورده ميشوند. در رويهاي كه طبق آن صندوقداران برگهها را از پاكت داخلي برون ميآورند، با هر پاكت و برگه به شكل زير برخورد ميشود: (1) امضاء روي پاكت با فهرست رأيدهندگان واجد شرايط چك ميشود؛ (2) رأيدهنده در فهرست تيك ميخورد كه رأي داده است؛ و (3) پاكت باز ميشود و برگه خارج شده و بدون باز شدن در ظرفي قرار ميگيرد. وقتي تمام پاكتهاي داخلي به اين ترتيب باز شدند، برگهها از داخل ظرف برداشته شده و رأيها شمارش ميشود. براي تضمين درستي و محرمانگي اين طور رأي گيري با نامه، بايد در تمام مراحل اخذ رأي مراقبت ويژهاي صورت پذيرد رئيس صندوقداران يا فرد مسؤل ديگر بايد بتواند نتايج را از هر دو جنبه تأييد كند. اگر دريافتكننده برگهها دو برگه دريافت كند كه يك رأيدهنده ارسال كرده باشد، رويهي بالا اجازه ميدهد براي تعيين اينكه كدام يك از آنها رأي حقيقي او هستند، و اگر هر دو رآي او باشند، كدام يك بايد شمارش شود، با او تماس بگيرند. مانند مورد برگههاي غيرمحرمانه، نامه الكترونيكي و ساير ابزارهاي ارتباط الكترونيكي را بايد بتوان طوري سفارشيسازي كرد كه با شرايط مذكور براي رأيگيري محرمانه با برگه انطباق داشته باشند. <br class='autobr' />
رأي ترجيحي. اصطلاح رأي ترجيحي به تعدادي از روشهاي رأيگيري اشاره دارد كه از طريق آنها، وقتي روي يك برگه رأي بيش از دو گزينهي محتمل وجود داشت، گزينهي دوم يا كمتر ارجح بتواند، اگر هيچ نامزد يا قضيهاي اكثريت كسب نكرد، به حساب بيايد. رأي ترجيحي هرچند از ساير روشهاي رأيگيري رايج پيچيدهتر است و جايگزيني براي رويهي معمولي تكرار اخذ رأي تا كسب اكثريت نيست، به ويژه در رأيگيري با نامه و با نامهي الكترونيكي اگر امكان گرفتن بيش از يك برگه عملي نباشد منصفانه و مفيد است. در چنين مواردي رأي ترجيحي نسبت به قاعدهاي كه بر اساس آن اكثريت نسبي انتخاب شود، نتيجهاي با نمايندگي بيشتر را نشان ميدهد. اين روش فقط هنگامي مجاز است كه با صراحت در آئيننامهها مقرر شده باشد. <br class='autobr' />
رأيگيري ترجيحي انواع گوناگوني دارد. اينجا يك روش همراه با مثال توصيف ميشود. در رأيگيري ترجيحي با برگه- براي هر سمت كه قرار است احراز شود يا يك سؤال چندگزينهاي- از رأي دهنده خواسته ميشود تا ترتيب اولويتهاي خود را در ميان تمام نامزدها و قضيهها با قرار دادن عدد يك كنار نخستين ترجيح خود، عدد 2 كنار دومين ترجيح خود و الي آخر، براي هر انتخاب محتمل مشخص كند. در جريان شمارش آراء براي هر سمت يا قضيه مفروض، برگهها طبق ترجيحهاي اولشان دسته ميشوند- هر دسته براي هر نامزد يا قضيه. تعداد برگههاي هر دسته براي گزارش صندوقداران ثبت ميشود. اين دستهها در طول رويهي شمارش آراء با نام همان نامزدها يا قضيهها شناخته ميشوند تا همه غير از يكي به روشي كه در ادامه توضيح داده ميشود از دور خارج شوند. اگر بيش از نصف برگهها نشان دهد يك نامزد يا موضوع به عنوان گزينهي نخست شناخته شده است، آن گزينه به معناي معمولي كلمه اكثريت دارد و آن نامزد انتخاب شده و يا آن موضوع رأي آورده است. اما اگر چنين اكثريتي كسب نشده باشد، نامزدها و موضوعها يكي بعد از ديگري، و از كمترين محبوبيت، و به روشي كه در ادامه توصيف شده است، از دور خارج ميشوند تا يكي پيروز شود: برگههاي داخل نازكترين دسته - يعني، برگههاي شامل نام تعيين شده به عنوان نخستين گزينه از سوي كمترين تعداد رأيدهنده - بين ساير دستهها طبق نام تعيين شده به عنوان دومين گزينه بازتوزيع ميشوند. تعداد برگههاي هر دستهي باقيمانده بعد از اين بازتوزيع دوباره ثبت ميشود. اگر بيش از نصف برگهها در يك دسته قرار گرفته باشد، آن نامزد يا آن موضوع انتخاب يا برنده شده است. اگر نه، نامزد يا موضوع بعدي با كمترين محبوبيت، به همين ترتيب، و با بازتوزيع برگههاي نازكترين دستهي باقيمانده، طبق دومين گزينهي آنها در ميان ساير دستهها كنار گذاشته ميشود، مگر آنكه، نام كنار گذاشته شده در بازتوزيع آخر به عنوان گزينهي دوم در يك برگه قيد شده باشد، آن برگه طبق گزينهي سومش قرار ميگيرد. دوباره تعداد برگههاي هر دستهي موجود ثبت ميشود، و، اگر لازم باشد، اين روند- با بازتوزيع هر بارهي برگههاي نازكترين دسته، طبق گزينهي دوم علامت گذاري شده يا ارجحترين گزينه در ميان گزينههايي كه هنوز كنار گذاشته نشده باشد- تكرار ميشود، تا يك دسته شامل بيش از نصف آراء شود، و به اين وسيله نتيجه مشخص گردد. گزارش صندوقداران شامل جدولي خواهد بود كه تمام نامزدها يا موضوعها را همراه با تعداد برگههايي كه بعد از هر بازتوزيع پي در پي در هر دسته قرار گرفتهاند نشان ميدهد. <br class='autobr' />
اگر در هر مرحله از شمارش آراء برگهاي با يك يا چند نام علامت نخورده با شماره ديده شود و تمام نامهاي علامتخوردهاش كنار گذاشته شده باشد، نبايد در هيچ دستهاي قرار بگيرد، بلكه بايد كنار گذاشته شود. اگر در هر نقطهاي دو يا چند نامزد يا موضوع براي كمترين ترجيح تساوي پيدا كنند، برگههاي موجود در دستههاي آنها در يك مرحله بازتوزيع ميشوند، با تمام نامهاي مساوي نيز مانند كنارگذاشتهها رفتار ميشود. در حالت تساوي در وضعيت برنده - كه به معناي اين است كه روند كنارگذاري تا آنجا كه برگهها به دو يا چند دسته برابر كاهش يابد ادامه پيدا كند- انتخاب به نفع آن نامزد يا آن موضوعي خاتمه مييابد كه (با استناد به گزارش بازتوزيع نخست) از لحاظ گزينههاي نخست قويتر بوده است. <br class='autobr' />
اگر قرار باشد بيش از يك نفر براي يك نوع سمت انتخاب شوند- به عنوان نمونه، اگر قرار است اعضاء يك بورد را انتخاب كنند- رأيدهندگان ميتوانند ترتيب ارجحيت خودشان را در ميان نامهاي فهرست نامزدها، درست انگار قرار است يك نفر انتخاب شود، مشخص كنند. رويهي شمارش آراء همان است كه در بالا توصيف شد، با اين تفاوت كه شمارش ادامه مييابد تا همه به جز تعداد نامزدهاي ضروري (يعني همه به جز سه نفر، در اين مثال) كنار گذاشته شوند. <br class='autobr' />
وقتي قرار باشد اين نظام رأيگيري ترجيحي يا هر نظام ديگري مورد استفاده قرار بگيرد، رويهي رأيگيري و شمارش آراء بايد از پيش تعيين شود و با جزئيات در آئيننامههاي سازمان بيايد. اعضاء بايد به طور كامل روش رأي دادن را ياد بگيرند، و بايد روند شمارش را خوب درك كنند تا بتوانند به اين روش اعتماد داشته باشند. گاهي اوقات، به عنوان مثال، رأيدهندگان گزينههاي دوم و بقيه را مشخص نميكنند، با اين باور اشتباه كه به اين ترتيب شانس گزينهي اول خود را بالا ميبرند. در واقع، اين روش ممكن است سبب شود هيچ نامزدي اكثريت كسب نكند و انتخابات تكرار شود. اشخاصي كه به عنوان صندوقدار انتخاب ميشوندبايد كارشان را با دقت ويژه انجام دهند.<br class='autobr' />
نظام رأيگيري ترجيحي كه الأن توصيف شد نبايد در مواردي به كار گرفته شود كه امكان استفاده از رويهي عادي تكرار رأيگيري با برگه تا احراز اكثريت وجود دارد. گرچه اين نوع رآيگيري ترجيحي با برگه از انتخاب با اكثريت نسبي بهتر است، اما از رأيگيري مكرر با برگه آزادي انتخاب كمتري ميدهد، زيرا فرصت رأيدهندگان براي انتخاب گزينهي دوم يا كمتر خود بر اساس نتايج رأيگيري اول را از آنان سلب ميكند، و نيز، به اين دليل كه نامزد و موضوع واقع در رتبه آخر به طور خود به خود كنار گذاشته ميشود و به اين ترتيب از شكلگيري يك مصالحه جلوگيري ميكند.</p> <p>رأي وكالتي. وكالت قدرت يك وكيل است كه فردي به ديگري ميدهد تا به جاي وي رأي بدهد؛ اين اصطلاح همچنين در مورد شخصي به كار ميرود كه قدرت وكيل را اعمال ميكند. رأي وكالتي در مجامع مشورتي معمولي مجاز نيست مگر آنكه قوانين ايالتي كه انجمن در آن به ثبت رسيده است آن را الزامي كند، يا منشور ثبتي يا آئيننامههاي سازمان آن را مقرر كرده باشد. رأي وكالتي در اصل نه لازم است و نه اجازه بايد داده شود، زيرا رأي وكالتي با خصوصيت اساسي مجمع مشورتي كه عضويت در آن فردي، شخصي و غيرقابلانتقال است سازگار نيست. از سوي ديگر، در يك شركت سهامي، كه در آن مالكيت قابل انتقال است، رأي و صداي اعضاء نيز، با استفاده از وكالت، قابل انتقال است. اما در يك شركت غيرسهامي، جايي كه عضويت بر همان مبنايي است كه در شركتهاي غيرثبتي، انجمنهاي داوطلبانه، رأي وكالتي بهتر است مجاز نباشد مگر آنكه قانون ايالتي ثبت شركت- كه در مورد شركتهاي غيرسهامي كاربرد داشته باشد - آن را به صورت مطلق الزامي ساخته باشد. <br class='autobr' />
اگر قانوني كه تحت آن سازمان به ثبت رسيده اجازه بدهد كه رأيگيري وكالتي طبق يكي از مواد آئيننامهها ممنوع شود، تصويب اين كتاب به عنوان مرجع پارلماني از طريق قيد در آئيننامهها بايد به عنوان يك شرط كافي براي تحقق آن نتيجه تلقي شود (به پانوشت صفحه 526 مراجعه كنيد).</p> <p>رأي سنجشي خارج از دستور است. پيشنهاد رأيگيري غيررسمي سنجشي براي «كسب مظنه» خارج از دستور است زير هيچ اقدامي را نه تصويب و نه رد ميكند و در نتيجه بيمعنا و اتلاف وقت است. اگر مجمع تمايل دارد تا در باره موضوع بحث كند و رأي بگيرد بدون آنكه آن رأي اقدام نهايي مجمع را تعيين كند، به جاي آن ميتواند به كميتهي كل يا شبه كميتهي كل برود (52). تحت اين رويهها، مجمع مانند يك كميته موضوع را بررسي ميكند، و رأيش به عنوان كميتهي كل (يا شبه كميتهي كل) فقط به درد ارايه به مجمع به عنوان يك توصيه ميخورد، كه، درست مانند مورد مربوط به گزارش يك كميته معمولي، مجمع آزاد است آن را رد كند.</p></div>
دستورنامه رابرت؛ فصل سیزدهم؛ بخش ۴۴؛ مبانی تعیین نتایج اخذ رأی
http://kadrha.com/spip.php?article174
http://kadrha.com/spip.php?article1742016-03-01T12:00:53Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>حق و حقوق پارلمانی (مربوط به نظام حقوقیٍ تعیین سرنوشت گروهی) مثل سایر حقوق بشری، ذاتی نیستند بلکه در جریان زندگی اجتماعی انسان و به روشها و ضرورتهایی که موضوع علم و فلسفهی حق هستند، به مرور زمان ساخته میشوند و متناسب با تحولات اجتماعی تحول مییابند. ریشه این حقوق به دولتشهرهای یونان باستان میرسد که شهروند و انسان آزاد و عاقل در آنجا وارد تاریخ شد. سنتهای یونانی حکومت قانون، بعدها از طریق امپراتوری روم در دوران چهار صد سالهایی که بر قسمت جنوبی جزیره بریتانیا حکومت میکرد، به انگلوساکسونها انتقال یافت و طی هشتصد سال اخیر نظام حقوق پارلمانی در پارلمان (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique62" rel="directory">فصل سيزدهم: اخذ رأي </a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L150xH150/arton174-9bd75.png" width='150' height='150' />
<div class='rss_chapo'><p>حق و حقوق پارلمانی (مربوط به نظام حقوقیٍ تعیین سرنوشت گروهی) مثل سایر حقوق بشری، ذاتی نیستند بلکه در جریان زندگی اجتماعی انسان و به روشها و ضرورتهایی که موضوع علم و فلسفهی حق هستند، به مرور زمان ساخته میشوند و متناسب با تحولات اجتماعی تحول مییابند. ریشه این حقوق به دولتشهرهای یونان باستان میرسد که شهروند و انسان آزاد و عاقل در آنجا وارد تاریخ شد. سنتهای یونانی حکومت قانون، بعدها از طریق امپراتوری روم در دوران چهار صد سالهایی که بر قسمت جنوبی جزیره بریتانیا حکومت میکرد، به انگلوساکسونها انتقال یافت و طی هشتصد سال اخیر نظام حقوق پارلمانی در پارلمان انگلستان به مرور ساخته و پرداخته شد.</p> <p>نخستین دانشجویان ایرانی که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان اعزام شدند، با رویههای قابل رؤیت پارلمانی آن زمان آشنا شدند و با تلاش نسلی از روشنفکران قبل از انقلاب مشروطه بود که برخی از این قواعد در ایران شناخته شد. اما بعدها سنت شوم لنینیسم که از طریق حزب توده فضای سیاسی ایران را آلود، تمام آن رویههای حقوقی را با برچسب «لجنزار پارلمانی» تخطئه کرد و جنگ بررهای احزاب را که با هدف تسخیر قدرت و تثبیت دیکتاتوری حزبی به پیش میتازد حایگزین نظام حقوق پارلمانی ساخت و این سنت شوم - که انگار رویههای دعوای قدیمی بالادهیها و پائیندهیها (یا خشک نشینها و ترنشینهای سابقاً دهاتی را تئوریزه کرده است)<span class="spip_note_ref"> [<a href='#nb2-1' class='spip_note' rel='footnote' title='در دهات فلات ایران که عمدتاً در اطراف مظهر قنات ده ساخته میشدند و به خاطر محدود و (...)' id='nh2-1'>1</a>]</span> - در میان تمام شبه حزبهای ایرانی - کم و بیش - جریان دارد.</p> <p>در حالیکه انتخابات هفت اسفند نود و چهار شواهدی حاکی از آغاز روند دشوار و طولانی آشنایی با حق و حقوق پارلمانی را به نمایش گذاشت، اما، این حقوق از قرنها قبل شناخته شده است و دیگر نیازی نیست که ملت ایران چرخ را - یا در واقع، قواعد تصمیمگیری گروهی را - با صرف هزینههای هنگفت، و به صورت مندرآوردی، از نو هوا کند. به همین خاطر، این وظیفه ملی بر دوش تک تک ایرانیانی است که میتوانند با مطالعهی کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a> این قواعد را بیاموزند و در جریان تصمیمگیریهای گروهی روزمره، آنها را به دیگران آموزش دهند.</p> <p>همانطور که بارها در مقالات این وبجا تکرار شده است، دستورنامه رابرت که <a href="http://www.robertsrules.com/" class='spip_out' rel='external'>نخستین ویرایش</a> آن در سال ۱۸۷۶ در ایالات متحد آمریکا متنشر شد، قواعد قانون عرفی پارلمانی را - آنطور که در پارلمان انگلستان ساخته و پرداخته شده بود - گردآوری و منتشر کرد. این قواعد، در واقع، قواعد پیشگزیده تصمیمگیری گروهی هستند که عادلانه و کارآمد و اثربخش بودن روند تصمیمگیری گروهی را تضمین میکنند. در ادامه، ترجمه بخش ۴۴ ویرایش دهم این کتاب تقدیم علاقمندان خواهد شد. برای اطلاع از توضیحهای ویرایشی این کتاب، به مقدمه بخشهای دیگر کتاب که در همین وب جا منتشر شده مراجعه فرمایید:</p></div>
<div class='rss_texte'><h3 class="spip">44 - مباني تعيين نتايج اخذ رأي</h3>
<p><strong>رأي اكثريت- شرط اصلي</strong></p> <p>همانگونه كه در صفحه ۴ بيان شد، شرط اصلي براي تصويب يك اقدام يا گزينه از سوي يك مجمع مشورتي، جز وقتي يك قاعده طور ديگري مقرر كند، رأي اكثريت است. اكثريت به معناي «بيش از نصف» است؛ و وقتي اصطلاح رأي اكثريت بدون قيد و شرط به كار ميرود - مثل مورد شرط اصلي- به معناي بيش از نصف آراء مأخوذه از اشخاص قانوناً مستحق رأي دادن، به جز آراء سفيد يا ممتنع، در يك نشست عادي يا به شيوه مناسب فراخوان شده و داراي نصاب (<strong>۴۰</strong>) است. براي نمونه، در چنين نشستي (با فرض فقدان رأيدهندگان داراي كسرهايي از رأي، كه در بعضي كنوانسيونها يافت ميشود):</p> <p>• اگر ۱۹ رأي اخذ شده باشد، اكثريت (بيش از ۹ و نيم) ۱۰ است.<br class='autobr' />
• اگر ۲۰ رأي اخذ شده باشد، اكثريت (بيش از ۱۰) ۱۱ است.<br class='autobr' />
• اگر ۲۱ رأي اخذ شده باشد، اكثريت (بيش از ۱۰ و نيم) ۱۱ است.</p> <p>تحت قانون پارلمان براي تعيين نتيجه يك رأيگيري، همانگونه كه در زير توصيف شده است، مباني ديگري الزامي است، يا ممكن است به وسيلهي قواعد يك تشكيلات خاص- براي اخذ تصميمها به طور كلي يا براي مسائلي با ماهيت خاص- مقرر شوند (نيز بنگريد به خصوصيت استاندارد۷، ص۹۹-۹۸).</p> <p><strong>دو سوم آراء</strong></p> <p>دو سوم آراء- وقتي ين اصطلاح بدون قيد و شرط باشد- به معناي دست كم دو سوم از آراء مأخوذه از اشخاص مستحق رأي دادن، به جز آراء سفيد يا ممتنع، در يك نشست عادي يا به شيوه مناسب فراخوان شده و داراي نصاب است. براي نمونه، در چنين نشستي (با فرض اينكه كسرهايي از رأيها وجود نداشته باشد):</p> <p>• اگر ۳۰ رأي داده شده باشد، دو سوم آراء ۰ است. <br class='autobr' />
• اگر ۳۱ رأي داده شده باشد، دو سوم آراء ۲۱ است.<br class='autobr' />
• اگر ۳۲ رأي داده شده باشد، دو سوم آراء ۲۲ است.<br class='autobr' />
• اگر ۳۳ رأي داده شده باشد، دو سوم آراء ۲۲ است.</p> <p>به عنوان يك مصالحه بين حقوق فرد و حقوق مجمع، اين اصل تثبيت شده است كه دو سوم آراء براي تصويب هر پيشنهادي كه: (الف) يك دستورنامه قبلاً تصويب شده را تعليق يا تعديل ميكند؛ (ب) مانع از طرح يك مسأله براي بررسي ميشود؛ (پ) مذاكره را كم، زياد، يا ختم ميكند؛ (ت) معرفي نامزدها و رأيگيريها را خاتمه ميدهد، يا به هر نحو ديگري، آزادي معرفي نامزد يا اخذ رأي را محدود ميسازد؛ يا (ث) عضوي را اخراج يا سمتي را حذف ميكند، لازم باشد. (براي فهرستي از پيشنهادهايي كه به دو سوم آراء نياز دارند به صفحه 46 بخش خاكستري آخر كتاب بنگريد).<br class='autobr' />
در تعيين اينكه آيا يك مسأله دو سوم آراء مأخذه را كسب كرده است، رئيس بايد با قيام و قعود (و در يك مجمع بسيار كوچك، اگر رئيس بهتر بداند و هيچ كس مخالف نباشد، با بلند كردن دست) رأي بگيرد، و هر گاه نسبت به نتيجه آراء دچار ترديد بود آنها را بشمرد.</p> <p>اگر نتايج اخذ آراء نزديك به هم به نظر برسد، رئيس ميتواند از ابتداء- وقتي موافقان قيام ميكنند- آراء را بشمرد، و اگر بعداً دچار ترديد شد ميتواند از نو رأي قيامي شمارش شده بگيرد. در مجمعي كه قاعده خاصي ندارد تا اجازه دهد يك كسر كوچك (يعني، يك كسر مشخص تا حدي كوچكتر از يك سوم) از رأي دهندگان شمارش آراء دو سوم را الزامي سازند، رئيس، در داوري نسبت به اينكه به تشخيص خودش اخذ رأي شمارشي بكند، بايد به ويژه مراقب باشد تا وقتي دو سوم آراء با طرف برنده است بهانهاي براي شك در نتيحه آراء باقي نگذارد. در چنين شرايطي، بدون شمارش آراء بر اساس خواست خود رئيس، اگر او اعلام كند كه دو سوم آراء حاصل شده است و افراد طرف بازنده به نتيجهي آراء تشكيك كنند، آنان براي اثبات اين امر فاقد قدرت هستند چون احتمال ميرود افراد برنده مانع از شمارش شوند. دليلش اين است كه - نتيجه حقيقي رأي با توجه به نزديكي آراء، هرچه باشد- كساني كه بازنده اعلام شدند احتمالاً بيشتر از يك سوم رأيدهندگان نيستند، و در نتيجه اكثريت لازم براي دستور شمارش آراء را ندارند.</p> <p><strong>تعديلها در مباني اساسي رايج براي تصميم</strong></p> <p>با تعديل مفاهيم اكثريت آراء و دو سوم آراء، مباني ديگري براي تعيين نتايج رأيگيري ميتواند تعريف شود و گاهي قانون آن را مقرر ميكند. دو عنصر در تعريف چنين مباني تصميمگيري دخالت دارد: (۱) نسبتي كه بايد با آن موافق بود - مانند اكثريت، دو سوم، سه چهارم، و غيره؛ و (۲) مجموعه اعضائي كه اين نسبت در مورد آنان به كار ميرود- كه (الف) وقتي بيان نشود، هميشه تعداد اعضاء حاضر و رأيدهنده هستند (با فرض اينكه رأيدهندگان غيرقانوني وجود ندارد)، اما (ب) ميتواند به وسيلهي قانون به عنوان تعداد اعضاء حاضر، تعداد كل اعضاء، يا گروه بندي ديگر تعيين شود.</p> <p>به عنوان نمونه، فرض كنيد كه در نشست يك انجمن با ۱۵۰ نفر كل اعضاء و با نصاب ۱۰، ۳۰ عضو حاضر باشند، ۲۵ نفر در يك رأيگيري مفروض (با قيام، با بلند كردن دست، با حضور و غياب، يا با برگه) شركت كنند. در آن صوت، با توجه به آن رأي:</p> <p>اكثريت ۱۳<br class='autobr' />
اكثريت اعضاء حاضر ۱۶ <br class='autobr' />
اكثريت كل اعضاء ۷۶<br class='autobr' />
دو سوم آراء ۱۷<br class='autobr' />
دو سوم آراء اعضاء حاضر ۲۰<br class='autobr' />
دو سوم آراء كل اعضاء ۱۰۰<br class='autobr' />
ميشود.</p> <p>با توجه به اين مباني براي تعيين نتيجه رأيگيري، نكات زير بايد خاطر نشان شود:</p> <p>• شرايط رأيگيري مبتني بر تعداد اعضاء حاضر- اكثريت كساني كه حاضراند، دو سوم كساني كه حضور دارند، و غيره - هرچند ممكن است، اما به طور كلي مطلوب نيست. از آنجا كه رأي ممتنع در اين حالت همان تأثير رأي منفي را دارد، اين مباني حق اعضاء براي حفظ موضع بيطرفي با رأي ممتنع را نفي ميكنند. به همان دليل، اعضاء حاضر كه به خاطر بيتفاوتي تا به خاطر بيطرفي عمدي موفق به دادن رأي نشوند روي نتيجهي آراء تأثير منفي ميگذارند. با اين وجود، وقتي چنين رأيي الزامي باشد، رئيس بايد بي درنگ پس از گرفتن رأي مثبت، پيش از بروز هر نوع تغييري در تعداد حضار، بايد حاضران را بشمارد (نگا ك: ص۴۳، ۱ ۳۰-۲۵).</p> <p>• اكثريت كل اعضاء اكثريت كل تعداد كساني است كه هنگام اخذ رأي عضو آن تشكيلات هستند. (به اين ترتيب، در انجمني كه هم عضويت عمومي و هم يك بورد اجرايي دارد، «اكثريت كل اعضاء» در نشست بورد به اكثريت اعضاء آن بورد دلالت دارد و نه به اكثريت انجمن). در يك كنوانسيون نمايندگان اكثريت كل اعضاء به معناي اكثريت كل تعداد اعضاء داراي حق رأي است كه در فهرست رسمي اعضاء داراي حق رأي كنوانسيون قيد شده است (صص.۷، ۹۹-۵۹۸). رأي اكثريت كل اعضاء اغلب بديلي براي شرط اخطار قبلي است، و براي ابطال و حذف از صورتجلسه لازم است (نگا ك: ص. ۲۹۹). در غير اين صورت، تعيين چنين شرطي در مجمع يك انجمن عادي به طور كلي نامناسب است، زيرا حتي حصول به اكثريت كل اعضاء كه در يك نشست مفروض شركت كنند احتمالاً غيرممكن است، گرچه در بعضي موارد در كنوانسيونها يا در بوردهاي دائمي كه اعضاء آنان الزاماً بايد در نشستها شركت كنند، ميتواند مناسب باشد.</p> <p>هرگاه اين تمايل وجود داشته باشد كه مبناي تصميم غير از اكثريت آراء يا (جايي كه قواعد عادي قانون پارلمان آن را ايجاب كند) دو سوم يا رأي اكثريت كل اعضاء باشد، مبناي مورد نظر بايد با دقت در آئيننامهها يا در يك دستورنامه اختصاصي تعريف شود. هر مبناي رأيي كه مورد استفاده قرار بگيرد، ممكن است كه شامل شرط اخطار قبلي براي انواع خاصي از اقدامها هم بشود. اخطار قبلي به اين معناست كه اخطار مربوط به قصد طرح آن پيشنهاد بايد در نشست قبلي (كه در آن صورت اخطار ميتواند شفاهي باشد)، يا در فراخوان نشستي كه قرار است در آن مطرح شود، داده شده باشد (براي بحث در مورد اخطار قبلي بنگريد به ص. ۱۸-۱۱۶).</p> <p><strong>رأي كثريت نسبي</strong></p> <p>رأي اكثريت نسبي بيشترين تعداد آراء داده شده به هر نامزد يا موضوع است وقتي كه سه گزينه يا بيشتر ممكن باشد؛ نامزد يا موضوعي كه بيشترين تعداد آراء را كسب كرده باشد اكثريت نسبي دارد. اكثريت نسبي كه اكثريت مطلق نباشد هرگز يك موضوع را انتخاب نميكند يا هيچكس را به سمتي برنميگزيند مگر به واسطه يك قاعده خاص كه قبلاً به تصويب رسيده باشد. اگر قرار باشد چنين قاعدهاي در مورد انتخاب مسؤلان كاربرد داشته باشد، بايد در آئيننامه قيد شود. قاعدهاي كه يك اكثريت نسبي آن را انتخاب خواهد كرد بعيد است كه براي يك سازمان معمولي بيشترين منافع را داشته باشد. در انجمنهاي بينالمللي و ملي كه انتخابات در آنها از طريق برگه پستي صورت ميگيرد، به خاطر اجتناب از تأخير و هزينهي فوقالعادهاي كه از اخذ رأي با چنين شيوهاي ناشي ميشود گاهي يك اكثريت نسبي اجازه دارد كه مسؤلان را انتخاب كند. يك روش بهتر در چنين مواردي براي آيئننامهها اين است كه بعضي اشكال ترجيحي رأيگيري را مقرر كنند (نگا ك: ص.۱۴-۴۱۱).</p> <p><strong>آراء مساوي و مواردي كه<br class='autobr' /> رأي رئيس بر نتيجه اثر دارد</strong></p> <p>اگر رئيس جلسه يك عضو مجمع باشد، هنگام اخذ رأي با برگه، او ميتواند مانند هر عضو ديگري رأي بدهد (نيز نگا ك: ص.۴۰۰). در تمام موارد ديگر، رئيس جلسه، اگر عضو مجمع باشد، ميتواند (اما مجبور نيست) هرگاه رأياش بر نتيجه تأثير بگذارد، رأي بدهد - يعني، ميتواند هم تساوي را بشكند و هم ايجاد كند؛ يا، در موردي كه دو سوم آراء لازم است، وي ميتواند هم سبب كسب دو سوم آراء لازم شود و هم مانع از آن. به طور خاص:</p> <p>• در تساوي آراء، پيشنهادي كه تصويبش به اكثريت آراء نياز دارد، ميبازد، زيرا تساوي آراء اكثريت آراء نيست. به اين ترتيب، اگر بدون رأي رئيس تساوي آراء حاصل شده باشد، مقام رياست، در صورتي كه عضو باشد، ميتواند رأي مثبت بدهد، و از اين رهگذر سبب تصويب پيشنهاد شود؛ يا اگر بدون رأي رئيس آراء مثبت يك رأي بيشتر باشد (به عنوان نمونه، ۷۲ رأي موافق و ۷۱ رأي مخالف)، او ميتواند رأي منفي بدهد و تساوي ايجاد كند، و به اين ترتيب سبب رد پيشنهاد شود.</p> <p>• به همين ترتيب، در مورد پيشنهادي كه به دو سوم آراء نياز دارد، اگر بدون رأي رئيس، تعداد آراء مثبت يك رأي كمتر از دو برابر آراء منفي باشد (به عنوان نمونه، ۵۹ رأي مثبت و ۳۰ رأي منفي)، رئيس، اگر عضو باشد،ميتواند رأي مثبت بدهد و به اين ترتيب سبب تصويب پيشنهاد شود؛ يا، اگر بدون رأي او آراء مثبت دقيقاً دو سوم باشد (به عنوان نمونه، ۶۰ رأي مثبت و ۳۰ رأي منفي)، رئيس ميتواند رأي منفي بدهد، كه نتيجهاش رد پيشنهاد خواهد بود. به همين ترتيب، رأي رئيس ميتوانست در مواردي بر نتيجه تأثير بگذارد كه اكثريت اعضاء ميتوانستند بر يك مسأله تأثير بگذارند.</p> <p>رئيس نميتواند دوبار، يك بار به عنوان عضو، و بار دوم به خاطر موقعيتش به عنوان رئيس رأي بدهد.<br class='autobr' />
در فرجامخواهي نسبت به تصميم رئيس، تساوي آراء تصميم رئيس را تأييد ميكند، حتي اگر رأي او تساوي را ايجاد كرده باشد، طبق اين اصل كه تصميم رئيس ميتواند فقط با رأي اكثريت رد شود.</p></div>
<hr />
<div class='rss_notes'><div id='nb2-1'>
<p><span class="spip_note_ref">[<a href='#nh2-1' class='spip_note' title='يادداشت 2-1' rev='footnote'>1</a>] </span>در دهات فلات ایران که عمدتاً در اطراف مظهر قنات ده ساخته میشدند و به خاطر محدود و ثابت بودن میزان آب قنات، امکان توسعه بیش از ظرفیت آب همان قنات را نداشتند، و در نتیجه، افزایش جمعیت، به جای افزایش رفاه به فقر بیشتر دهات و دهاتیها دامن میزد، بالا دهیها که در قسمت بالای ده مستقر بودند، معمولاَ در مالکیت آب قنات سهمی نداشتند و به آنان خشک نشین گفته میشد. در برابر، پائیندهیها در مالکیت آب قنات به نحوی سهیم بودند و به همین خاطر دستشان به دهانشان میرسید و مرگ و میر در میان آنان کمتر بود. در چنین وضعیتی، دعوای بالادهی ها و پائیندهیها، انگار تا ابد و بدون ظرفیت رسیدن به توافق ادامه مییافت. این دعواهای بررهای، بعد از مهاجرت سیلآسای آنان به ابرشهر مشهد/تهران/ تبریز (مش.ته.ریز!)، تا مدتها ادامه خواهد یافت تا به مرور تمدن شهری و رویهی متمدنانه حل منازعه در ایران آموخته شود و به مرور جای این دعوای بررهای را بگیرد. دستورنامه رابرت قواعد تمدن شهری آینده را در اختیار میگذارد!</p>
</div></div>
فصل نوزدهم، بخش ۵۸: کنوانسیونهای نمایندگان
http://kadrha.com/spip.php?article165
http://kadrha.com/spip.php?article1652016-02-03T19:24:21Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>کنوانسیون در قانون پارلمان معنای خاصی دارد که تعریف دقیق آن در بند یک بخش ۵۸ از کتاب دستورنامه رابرت - که ترجمه آن در ادامه تقدیم میشود - آمده است. اگر روزی روزگاری - گوش شیطان کر - قرار شد در این مملکت، سازمان به معنای درست کلمه ایجاد شود، و گروههای بزرگی از مردم به خودشان سازمان بدهند، و از رمه به جامعه تبدیل شوند (واقعه مهمی که البته محتوم نیست)، در آن صورت درخواهند یافت که بدون توجه به قواعد قانون عرفی پارلمان که دستورنامه رابرت آنها را گردآوری و ارایه داده است، چنان کاری غیرممکن خواهد بود. فصل نوزدهم دو بخش دیگر هم دارد که ترجمهی آنها نیز به زودی (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique68" rel="directory">فصل نوزدهم: كنوانسيونها</a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L150xH113/arton165-f469b.jpg" width='150' height='113' />
<div class='rss_chapo'><p>کنوانسیون<span class="spip_note_ref"> [<a href='#nb3-1' class='spip_note' rel='footnote' title='Convention' id='nh3-1'>1</a>]</span> در قانون پارلمان معنای خاصی دارد که تعریف دقیق آن در بند یک بخش ۵۸ از کتاب دستورنامه رابرت - که ترجمه آن در ادامه تقدیم میشود - آمده است. اگر روزی روزگاری - گوش شیطان کر - قرار شد در این مملکت، سازمان به معنای درست کلمه ایجاد شود، و گروههای بزرگی از مردم به خودشان سازمان بدهند، و از رمه به جامعه تبدیل شوند (واقعه مهمی که البته محتوم نیست)، در آن صورت درخواهند یافت که بدون توجه به قواعد قانون عرفی پارلمان که دستورنامه رابرت آنها را گردآوری و ارایه داده است، چنان کاری غیرممکن خواهد بود. فصل نوزدهم دو بخش دیگر هم دارد که ترجمهی آنها نیز به زودی تقدیم خواهد شد. برای توضیحهای ضروری به مقدمهای که در <a href="http://www.kadrha.com/" class='spip_out' rel='external'>مدخل این وب سایت</a> یا در مقدمه <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>فهرست کتاب</a> آمده است مراجعه فرمایید. و اما: کنوانسیونهای نمایندگان.</p></div>
<div class='rss_texte'><p><strong>§ 58 - كنوانسيون هاي نمايندگان </strong></p> <p>كلمه كنوانسيون، آنگونه كه عموماً در قانون پارلمان و نيز در اين كتاب فهميده ميشود، به مجمعي از نمايندگان اشاره دارد (غير از تشکیلات قانونگذاری عمومي دائمی) كه به عنوان نمايندگان منتخب شعبهها يا زيربخشهاي تشكيل دهنده يك گروه بزرگ از مردم، معمولاً به طور خاص برای یک اجلاس جداگانه به مثابه يك ركن مشورتي منفرد كه تحت نام كل گروه عمل ميكند، انتخاب ميشوند. رايجترين نوع آنها كنوانسيون يك انجمن ايالتي يا ملي است- كه نمايندگان آن از سوي و از ميان اعضاء هر واحد محلي انتخاب ميشوند. اصطلاحهاي ديگري كه برخي از انجمنها به چنين كنوانسيوني ميدهند از جمله عبارتند از: كنگره، كنفرانس، مجمع عمومي، كاخ نمايندگان. <br class='autobr' />
اصطلاح كاخ نمايندگان بيشتر به صورت خاص در مورد كانونهاي پروفشنال و تخصصي به كار ميرود، تا هيأت نمايندگان رأي دهنده را از تعداد زياد اعضاء ديگر شعبههاي تشكيلدهنده انجمن كه به كنوانسيون ميآيند تا در سمينارها، كارگاهها، و فعاليتهاي اجتماعي و آموزشي، يا از اين قبيل امور شركت كنند، متمايز سازد. همچنين در بعضي از انجمنها كاخ نمايندگان هيأتي از نمايندگان را توصيف ميكند كه به جاي انتخاب شدن براي شركت در فقط يك اجلاس كنوانسيون، براي يك دوره مشخص انتخاب ميشوند كه طي آن و هر از گاه، طبق آئيننامه، اجلاسهايي برگزار ميشود.<br class='autobr' />
كنوانسيونها از نظر اندازه، مدت و پيچيدگي توفير دارند. يك انجمن نسبتاً كوچك ايالتي ممكن است يك كنوانسيون يك روزه متشكل از دو يا سه نشست برگزار كند كه تمام نمايندگان در آنها شركت ميكنند. از سوي ديگر، كنوانسيونهاي يك هفتهاي كانونهاي آموزشي و علمي ملي ممكن است به چند بخش اختصاصي تقسيم شوند كه در آن واحد تشكيل جلسه ميدهند، و كل هيأتهاي نمايندگي فقط تعداد معدودي نشست در يك سالن برگزار ميكنند. <br class='autobr' />
به علاوه، گاهي اوقات يك كنوانسيون به منظور تشكيل يك كانون يا فدراسيون فراخوان ميشود، يا (شبيه يك نشست تودهاي، 53) ممكن است براي گرد هم آوردن طرفها يا نمايندگان سازمانهاي علاقمند به اقدام در خصوص يك مشكل مشخص برگزار شود. <br class='autobr' />
اين فصل به خصوصيات مشترك بين اغلب كنوانسيونها محدود ميشود و اساساً به كنوانسيون يك انجمن مسقر ارتباط دارد. (براي مجموعهاي از رويههاي به كاربردني در مورد ساير انواع كنوانسيونها بنگريد به 60).</p> <p><strong>شرايط اساسي در آئيننامهها</strong></p> <p>در مورد انجمنهاي مستقر ايالتي، منطقهاي، يا ملي مركب از شعبههاي محلي، آئيننامه (نگا ك: صص. 14-12، 558) يا ساير اسناد حاكميتي كانون يا تشكل مادر بايد:</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • اجازه يك كنوانسيون دورهاي را بدهد؛<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • اختيارات و وظايف آن را تعريف كند؛<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • نصاب آن را مشخص سازد؛ <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • شرايط نمايندگان و جانشينان كنوانسيون، مبناي تعيين تعداد آنان، و روش انتخاب آنان را مقرر كند؛ و <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> • شرايط برگزاري كنوانسيون ويژه را كه ممكن است براي سازمان و عملكرد آن لازم شود، مشخص كند.</p> <p>شرط اساسي براي گروه اعضاي رأي دهنده به نحو متناسب با سازمان مشخص، به عنوان نمونه، به شرح زير ميتواند در آئيننامه قيد شود:</p> <p>اعضاء رأي دهنده كنوانسيون ايالتي، مسؤلان ايالتي (شامل اعضاء هيأتهاي اجرايي كانون ايالتي)، رئيس سازمان (يا، در غياب وي، نايب رئيس) هر كلوپ تحت كانون، و نمايندگان منتخب هر كلوپ خواهند بود.</p> <p>به علاوه، آئيننامه در سطحي كه كنوانسيون برگزار ميشود بايد اين موارد را تعيين كند: (1) شرايط يك شعبه تشكيلدهنده براي احراز حق نمايندگي- از جمله حداقل تعداد عضو؛ و (2) تعداد نمايندگاني كه يك شعبه متناسب با اندازهاش ميتواند داشته باشد، معمولاً با تعيين، مثلاً، اينكه هر شعبه توسط رئيسش نمايندگي ميشود، به علاوه يك نماينده اضافي در صورتي كه آن شعبه بيش از تعداد مشخصي عضو داشته باشد، يا دو نماينده اضافي اگر آن شعبه بيش از دو برابر آن تعداد عضو جذب كرده باشد، و از اين قبيل. <br class='autobr' />
آئيننامه در سطحي كه كنوانسيون برگزار ميشود همچنين بايد انتخاب نمايندگان جانشين را آنگونه كه در صفحه 585 توصيف شده است، پيشبني كرده باشد. <br class='autobr' />
براي اجتناب از تغيير مسؤلان در جريان كنوانسيون (نگا ك: ص. 556)، آئيننامه بايد پيشبيني كرده باشد كه مسؤلان تازه انتخاب شده سمتهاي خود را پس از خاتمه كنوانسيون احراز خواهند كرد.</p> <p>اعضاءكنوانسيون و جانشينها</p> <p>روشهاي تعيين اعضاء رأي دهنده. اعضاء كنوانسيون يك انجمن مستقر به طور كلي به يكي از روشهاي زير تعيين ميشوند:</p> <p><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 1) از طريق احراز سمت نمايندگي انتخابي معتبر از سوي يك شعبه كه به طور خاص به عنوان نماينده صاحب اختيار آن شعبه (يا يكي از چند نمايندگان آن شعبه) در يك كنوانسيون مشخص عمل كند؛<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 2) از طريق شرطي در آئيننامه، مانند بيشتر سازمانها، كه طبق آن رئيس يا مسؤل ارشد (يا در غياب وي، نايب رئيس) هر شعبه محلي نماينده يا يكي از نمايندگان خواهد بود. <br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 3) از طريق احراز سمت مقام انتخابي وقت در سازمان در سطحي كه كنوانسيون برگزار ميشود- مثلاً، يك مسؤل ايالتي انجمن در كنوانسيون ايالتي، جايي كه مسؤلان ايالت به نحوي كه در آئيننامه مقرر شده است، به اعتبار سمت، مسؤلان كنوانسيون و نيز اعضاء آن خواهند بود، صرفنظر از تعداد نمايندگاني كه شعبه محلي كه آن مسؤل به آن تعلق دارد ميتواند انتخاب كند؛ يا<br /><img src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" width='8' height='11' class='puce' alt="-" /> 4) از طريق احراز سمت جانشين انتخابي معتبر و جايگزين يك نماينده شدن در جريان برگزاري كنوانسيون، وقتي كه نماينده قادر به حضور در كنوانسيون نباشد يا پس از ثبت نام در كنوانسيون از آن انصراف بدهد.</p> <p>پركردن جاي خالي در نمايندگي. اگر رئيس يك شعبه قادر به حضور در كنوانسيون يك انجمن مستقر نشود، جاي او را نايب رئيس (يا نايب رئيس دوم، سوم يا ردههاي ديگري از نايب رئيسي كه در دسترس باشد و اگر چنين مسؤلاني وجود داشته باشند) پرخواهد كرد، درست مانند ساير وظايفي كه نايب رئيس به جاي رئيس آنها را انجام ميدهد. اگر نايب رئيس خودش يك نماينده انتخابي باشد اما جاي رئيس را بگيرد، سمت اوليه اين نايب رئيس به عنوان يك نماينده منتخب به وسيله يك جانشين انتخابي به روشي كه آئيننامهها تعيين كردهاند پر ميشود - درست مانند هنگامي كه هر نماينده انتخابي ديگري قادر به خدمت نباشد.<br class='autobr' />
شرايط جانشينها. براي تضمين كامل بودن نمايندگان در كنوانسيون در حد امكان، آئيننامه در سطح كنوانسيون بايد پيشبيني كند كه هر شعبه بايد تعداد مشخصي جانشين- اغلب معادل تعداد نمايندگان- انتخاب كند. براي حفظ استاندارد يك شكل نمايندگي، شرايط انتخاب جانشين مانند شرايط انتخاب نماينده تعيين ميشود - كه ميتواند شامل اعتبار عضويت براي چند سال مقرر باشد. <br class='autobr' />
جانشينها معمولاً طبق يك ترتيب مشخص انتخاب ميشوند، كه طي آن، وقتي سمتي در هيأت نمايندگي يك شعبه خالي شد، به انجام خدمت فراخوانده خواهند شد. وقتي شعبهاي بيش از يك نماينده داشه باشد، يك جانشين انتخابي (به جز نايب رئيس) به هيچ يك از نمايندگان خاص هيأت وابستگي ندارد. به محض آنكه پستي در هيأت نمايندگي خالي شد (به جز پستي كه رئيس شعبه احراز كرده كه نايب رئيس جايش را پر ميكند) توسط نخستين جانشين منتخب يا منتخب بعدي كه در دسترس باشد، پر ميشود.<br class='autobr' />
در مواردي كه نمايندگان منفرد تحت نمايندگي يك شعبه، گروهها يا مناطق مشخصي را نمايندگي ميكنند، گاهي اوقات مناسب است كه نسبت به قاعده مزبور با پيشبيني جور شدن هر جانشين با يك نماينده مشخص، در آئيننامه مربوط به كنوانسيون، استثناء قائل شد. نقطه ضعف چنين نظامي هنگامي بروز مييابد كه هم نماينده مشخص و هم جانشين وي نتوانند در كنوانسيون حضور يابند- و به اين ترتيب يك شعبه از بخشي از نمايندگي كه استحقاق آن را دارد محروم ميشود. <br class='autobr' />
موقعيت و جايگاه جانشينها؛ رويه جايگزيني. جانشينهاي ثبتنام كرده طبق معمول با نشانهايي با رنگ و شكل متفاوت با نشانهاي نمايندگان مشخص ميشوند و در بخشهايي جدا از نمايندگان استقرار مييابند. (در كنوانسيونهاي بزرگ، صندليهاي تعيين شده در سالن مجمع معمولاً فقط به گروه صاحبان رأي اختصاص مييابد). در هر حال، وقتي يك جانشين از سوي «كميته اعتبارنامهها» به صورت رسمي ثبت نام ميشود (ص.592) به محض آنكه در جاي يك نماينده منتخب قرار گرفت نشانهاي يك نماينده در اختيار وي گذاشته ميشود و به يك نماينده صاحب رأي با همان وظايف و امتيازهاي يك نماينده اصلي بدل خواهد شد. <br class='autobr' />
اگر قرار باشد جانشيني به جاي نماينده ثبت نام كرده مستقر شود، مدارك مناسب حاكي از انصراف نماينده از آن سمت بايد به «كميته اعتبارنامهها» تقديم شود و جانشين بايد پيش از آنكه بتواند در جايگاه مستقر شود يا به عنوان يك عضو كنوانسيون رأي بدهد به عنوان يك نماينده جديد ثبت نام كند. اين وظيفه بر عهده هر نماينده ثبت نام كردهاي كه به حضور خود در كنوانسيون خاتمه ميدهد خواهد بود كه مطمئن شود كه عزيمت وي بلافاصله به «كميته اعتبارنامهها»، و به هر مقامي كه مسؤل جايگزين كردن يك جانشين ثبت نام كردهي در دسترس است، گزارش ميشود. جز در مواردي كه قواعد گروه روش ديگري را اقتضا ميكند، هيچ جانشين يا فرد ديگري نميتواند «جايگزين» نمايندهاي شود كه ثبت نام كرده باقي ميماند. به عبارت ديگر، غيبت موقت يك نماينده از سالن كنوانسيون مجوز طرح پيشنهاد، صحبت در گفتگو، يا شركت در اخذ رأي نمايندگان را- حتي با اجازه نماينده- به جانشين نميدهد، مگر آنكه قاعده گروه چنين رويهاي را مجاز بداند.</p> <p>وظايف نمايندگان. وقتي يكي از نمايندگان يك شبعه انتخاب خود به عنوان نماينده را پذيرفت، ملزم است تا، با هزينهاي كه آن واحد تأمين خواهد كرد، در كنوانسيون شركت كند؛ و نبايد نمايندگي را جز به دليل جدي به جانشين واگذارد. در كنوانسيون، نماينده وظيفه دارد در نشستهاي كاري حاضر شود، و آماده باشد تا در بازگشت از كنوانسيون، گزارشي از آنچه گذشته را به شعبه خود تقديم كند. يك نماينده آزاد است كه در كنوانسيون به آنچه كه مناسب ميداند رأي بدهد، مگر آنكه واحد متبوع وي در ارتباط با موضوعهاي مشخص برنامهريزي شده براي كنوانسيون دستوري به وي داده باشد.</p> <p><strong>پيشنشستها</strong></p> <p>قبل يا حين كنوانسيون، اعضاء هيأت نمايندگي چه بسا نياز يا تمايل بيابند كه به عنوان يك گروه تصميم بگيرند در مواجهه با بعضي موضوعها كه در كنوانسيون مطرح ميشود چگونه عمل كنند؛ به نشستي از اين دست پيشنشست (يا كاكس) ميگويند. جز در مواردي كه يك پيشنشست آنقدر بزرگ باشد كه لزوماً بايد مثل يك مجمع برگزار شود، قواعد ناظر بر روش برگزاري يك كميته بر آن حاكم خواهد بود (50)، چرا كه هيأت نمايندگان در واقع يك كميته است كه انجمن يا شعبهاي كه آنان را انتخاب كرده است، در كنوانسيون نمايندگي ميكنند. اگر رئيس يك انجمن عضو (يا در غياب وي، نائب رئيس وي) به طور خود به خودي يك نماينده كنوانسيون باشد، معمولاً به عنوان رئيس هيأت نمايندگان عمل ميكند؛ وگرنه رئيس نمايندگان مانند رئيس ساير كميتهها انتخاب ميشود (ص.168).<br class='autobr' />
گاهي اوقات پيشنشستها با حضور گروههاي مختلف نمايندگان، مثلاً، تمام نمايندگان يك منطقه، يك سرزمين، يا ديگر نواحي جغرافيايي، طبق تعريف سازمان، برگزار ميشوند؛ بر آنها نيز معمولاً قواعد ناظر بر كميتهها اعمال ميشود.<br class='autobr' />
مانند مورد هر كميتهاي، در غياب يك قاعده بالادستي مخالف، يك انجمن يا شعبه تشكيلدهنده ميتواند به نمايندگان خود دستور بدهد، هرچند در انجمنهاي سطح پايه اين روش هميشه خوب نيست. چنين دستورهايي تا آن حد براي هيأت نمايندگي الزامآور هستند كه رئيس يا ساير مسؤلان كنوانسيون اجراي آنها را به صورت مناسب و رسمي خاطر نشان كنند. به عنوان نمونه، چنين دستورهايي، غالباً يك نماينده را ملزم ميسازند تا نسبت به اقدامي كه در كنوانسيون مطرح ميشود موضعي موافق يا مخالف اتخاذ كند، يا به بعضي از نامزدها رأي بدهد. همانگونه كه پيشتر بيان شد، نمايندگان آزادند هر طور كه مناسب ديدند رأي بدهند، مگر در موردي كه دستوري داده شده باشد؛ اما يك انجمن، با دادن دستور به نمايندگان خود، ميتواند آنان را ملزم سازد كه، در تمام موضوعها، در مورد دسته مشخصي از كارها، يا در مورد بعضي از مسائلي كه قرار است كنوانسيون در مورد آنها اقدام كند، به عنوان يك واحد رأي بدهد (يعني، تمام آراء طبق تصميم اكثريت هيأت نمايندگان داده شود). <br class='autobr' />
اصطلاح كاكس، همچنين گاهي اوقات در مورد نشست مشابهي با حضور هواداران شناختهشده و پذيرفتهشده يك موضع مشخص نسبت به يك موضوع مهم به كار ميرود- كه مينشينند تا يك راهبرد را براي رسيدن به نتايج مطلوب در يك مجمع برنامهريزي كنند. چنين نشستي با فرض اين توافق غيررسمي برگزار ميشود كه حاضران تصميمهاي كاكس را رعايت خواهند كرد.</p></div>
<hr />
<div class='rss_notes'><div id='nb3-1'>
<p><span class="spip_note_ref">[<a href='#nh3-1' class='spip_note' title='يادداشت 3-1' rev='footnote'>1</a>] </span>Convention</p>
</div></div>
دستورنامه رابرت، فصل هیجدهم، قسمت ۵۷: اصلاح آئیننامه
http://kadrha.com/spip.php?article162
http://kadrha.com/spip.php?article1622016-01-23T07:29:33Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>همه ما داستان مکالمه عبرتآموز آن پاسبانزاده را شنیدهایم که به وکیلزاده پاسخ داد: پدر من مبلغی میگیرد و قانون پدر تو را کان لم یکن میکند! بله، «شبهقانونی» که در «شبهپارلمانی» انشاء شود سرنوشتی جز این نتواند داشت.<br class='autobr' />
اگر تصور کنیم بحران آشوب/استبدادی که مثل یک سیستم عامل، کل عناصر فرهنگی ما ذیل آن عمل میکند، و فقط معدود افرادی که با پویاییهای قانون عرفی پارلمان، به مثابه یک لگال سیستم، به خوبی آشنا شده باشند قادر به درک آن خواهند شد، در کوتاه مدت قابل حل است، فقط بیمعرفتی خود را به نمایش گذاشتهایم. اما، صرف آشنایی با قانون عرفی پارلمان و درک درست (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique67" rel="directory">فصل هيجدهم: آئيننامه </a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L119xH150/arton162-c09eb.png" width='119' height='150' />
<div class='rss_chapo'><p>همه ما داستان مکالمه عبرتآموز آن پاسبانزاده را شنیدهایم که به وکیلزاده پاسخ داد: پدر من مبلغی میگیرد و قانون پدر تو را کان لم یکن میکند! بله، «شبهقانونی» که در «شبهپارلمانی» انشاء شود سرنوشتی جز این نتواند داشت.</p> <p>اگر تصور کنیم بحران آشوب/استبدادی که مثل یک سیستم عامل، کل عناصر فرهنگی ما ذیل آن عمل میکند، و فقط معدود افرادی که با پویاییهای قانون عرفی پارلمان، به مثابه یک لگال سیستم، به خوبی آشنا شده باشند قادر به درک آن خواهند شد، در کوتاه مدت قابل حل است، فقط بیمعرفتی خود را به نمایش گذاشتهایم. اما، صرف آشنایی با قانون عرفی پارلمان و درک درست بحران نشان میدهد که راه حل آن موجود است: ساختن جامعههایی بر اساس قانون. آیا آنان که قانون پارلمان را فرامیگیرند دور هم جمع میشوند تا با هم انواع جامعههای قانونگرا و فسادناپذیر بسازند؟ کسانی که تا کنون در دفتر کادرها با این قانون آشنا شدهاند چنین گرایشی از خود نشان ندادهاند. و این شکست را مربی پارلمانی به حساب نابلدی خودش میگذارد و میکوشد تا این کاستی را به نحوی جبران کند تا گروههای بعدی که در دفتر کادرها قانون عرفی پارلمان - به روایت هنری مارتین رابرت را - فرا خواهند گرفت این مهارت را هم به مرور کسب کنند. با کمی خیالپروری میتوان امیدوار بود که بذر جامعههای فسادناپذیر با سرعت تکثیر شود و به مرور سرطان آشوب/استبداد را - که سراپای جامعه را فراگرفته است - به چالش بکشد. ممکن است بگویید که تو یک رؤیابافی. بله. اما، به قول جان لنون: فقط من یک نفر نیستم!</p> <p>بعد از این مقدمه، که باید اعتراف کنم هیچ ربطی به اصل مطلب هم ندارد، قسمت ۵۷ از ترجمه ویرایش دهم کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a>، که قواعد ناظر بر اصلاح آئیننامه را تشریح کرده است، در ادامه تقدیم میشود. برای نکات ویرایشی حتما به <a href="http://kadrha.com/spip.php?article149" class='spip_in'>اینجا</a> نگاهی بیاندازید. بدیهی است، قواعدی که در این بخش آمده، فقط قسمتی از مجموعهی پیچیدهای از قواعد و رویههاست که به عنوان یک سیستم حقوقی کاملاَ منسجم عمل میکنند تا عادلانه و منصفانه بودن تصمیمها و قوانین مصوب در هر جمع - چه یک ملت و چه یک هیأت مدیره - را تضمین کنند. بدیهی است، هر شبهقانونی که به روشهای مندرآوردی تصویب شود، نه قانون است و نه رعایت آن فضیلت اخلاقی خواهد بود و همان بهتر که به پاسبانها مبلغی بدهند و نادیدهاش بگیرند. و اما بخش ۵۷:</p></div>
<div class='rss_texte'><p><strong>§ ۵۷- اصلاح آئيننامه</strong></p> <p>پيشنهاد اصلاح آئيننامه مورد خاصي از پيشنهاد اصلاح مصوبه است (35)؛ بنا بر اين يك پيشنهاد اصلي است، و تابع همان قواعد ناظر بر پيشنهادهاي اصلي است با استثناءهاي زير:</p> <p>1) شرايط خاص براي تصويب اين پيشنهاد بايد در آئيننامه مشخص شود، و اين شرايط هميشه بايد دست كم شامل اخطار قبلي و دو سوم آراء (يا رأي اكثريت كل اعضاء سازمان به عنوان يك بديل مجاز ) باشد، كه اگر ذكر آنها در آئيننامه فراموش شود مشخصات تصويب آن هستند (بنگريد: ص562). <br class='autobr' />
2) اصلاحيه مجاز اوليه و ثانويه پيشنهاد اصلاح آئيننامه، به نحو مذكور در زير، معمولاً با توجه به محدوده تغييري كه براي آن اخطار داده شده است محدود ميشود. <br class='autobr' />
3) رأي مثبت به پيشنهاد اصلاح آئيننامه نميتواند مورد تجديدنظر قرار بگيرد (37).<br class='autobr' />
4) اين قاعده كه، وقتي يك پيشنهاد اصلي تصويب ميشود، پس از آن هر پيشنهاد اصلي ديگري مغاير با آن پيشنهاد خارج از دستور است، در مورد پيشنهاد اصلاح آئيننامه كاربرد ندارد، زيرا ممكن است چندين اخطار پيشنهادي با رويكردهاي متفاوت نسبت به يك مشكل مطرح شده باشد، و تمام اين اصلاحيههاي چنان مقررهاي در آئيننامه شايستهي بررسي هستند (نگا ك:: ص.76-575).<br class='autobr' />
روش برخورد با اصلاحيههاي آئيننامه</p> <p>وسعت اصلاحيههاي آئيننامه روش بخورد با آنها را به شرح زير تعيين ميكند:</p> <p>تغييرات موردي. اگر قرار باشد تغيير موردي در آئيننامه صورت پذيرد، ميتوان با آن مانند پيشنهاد اصلاح مصوبه (35) برخورد كرد، مشروط به رعايت قواعدي كه بلافاصله در بالا توضيح داده شده است. گاهي يك تغيير وسيعتر پيشنهاد ميشود كه شامل جايگزين كردن يك بخش كامل، يك گروه از بخشها، يا ماده است. در چنين موردي، اغلب فقط چند قطعه جداگانه عملاً مشمول تغيير ميشوند، اما به شكل يك پيشنهاد جايگزين تنها طرح شدهاند تا از صرف وقت براي اقدام جدا براي هر تغيير اجتناب شده باشد. در اين صورت متن جايگزين بايد همراه با اخطار مربوط به اصلاحيه پيشنهادي داده شود، يا اخطار بايد هر تغيير عملي را تعيين كند، و فقط همين تغييرات مندرج در متن جايگزين مورد بررسي قرار ميگيرد. قسمتهايي از جايگزين كه مثل نسخه موجود باقي ميمانند، نميتوانند اصلاح شوند، زيرا آنها در قسمتهايي از متن قرار دارند كه اخطاريه پيشنهادي در مورد آنها ساكت است.</p> <p>بازنگري كلي. تعييرات آئيننامه اگر آنقدر گسترده و عمومي باشد كه سرتاسر آن را در بر بگيرد، بايد از طريق يك جايگزين براي كل آئيننامه اصلاح شود كه به آن بازنگري ميگويند. اخطار اين بازنگري اخطاري است مبني بر اينكه سند جديدي تقديم خواهد شد كه در معرض اصلاح قرار خواهد گرفت به نحوي كه گويي انجمن آئيننامه خود را براي نخستين بار به تصويب ميرساند. به عبارت ديگر، در مورد بازنگري، مجمع به بررسي صرف تغييرات گنجانده شده در آئيننامه آنگونه كه از سوي كميته پيشنويس شده است، محدود نميماند. سند بازنگري ميتواند از طريق اصلاحيههاي درجه اول و رده دوم تكميل شود، اما مانند ساير موارد اصلاح آئيننامه، سند قديمي در دست بررسي نيست؛ و بنا بر اين، در حاليكه سند بازنگري ميتواند به كلي رد شود، و آئيننامه قديمي به قوت خود باقي بماند، سند قديمي نميتواند با اين نگاه كه در يك قالب تغيير يافته حفظ شود، تغيير كند.</p> <p>رويه بررسي. بازنگري آئيننامه يا يك اصلاحيه طولاني شامل بيش از يك بخش بايد همانگونه كه در 28 توصيف شده است، به صورت بند بند بررسي شود. اگر در اخطاريه چندين اصلاحيه ارايه شود كه با هم مغاير باشند به نحوي كه نتوان تمام آنها را ترتيب اثر داد، رئيس بايد آنها را به صورت منطقي مرتب كند، هرچند شبيه مورد پركردن جاي خالي (12)، ، اصلاحيه كمتر فراگير را اول و گستردهترين اصلاحيه را آخر مطرح سازد به نحوي كه آخرين اصلاحيه مصوب به اجرا درآيد. اكثريت آراء مجمع بدون مذاكره ميتواند اين ترتيب اصلاحيهها را تغيير دهد. تصويب چنين ترتيبي با اجماع عمومي يا اخذ رأي رسمي موضوع پيشنهاد تجديدنظر قرار نميگيرد، و يك اصلاحيه بعدي به عنوان جايگزين يك اصلاحيه در دست بررسي نيز نميتواند پيشنهاد شود. با اين همه، همانگونه كه پيشتر در صفحه 574 بيان شد، تمام اصلاحيههاي يك مقرره آئيننامه كه در اخطار قبلي قيد شده باشد، به عنوان حق پيشنهاددهنگان بايد مورد رسيدگي قرار بگيرند، و يك اصلاحيه يك مقرره آئيننامه صرفاً به اين خاطر كه با اصلاحيهاي كه پيشتر تصويب شده در تعارض است، نبايد ناديده گرفته شود. اين رويه نبايد قاعدهي معمولي پارلماني را كه ممكن است مطرح شود نقض كند، زيرا وقتي هر اصلاحيه يك قاعده از آئيننامه به تصويب برسد، بلافاصله به بخشي از آئيننامه تبديل ميشود؛ و اكنون اين زبان آئيننامه آنگونه كه اصلاح شد است كه تعديل آن، به جاي زبان قبلي، مي توانست پيشنهاد شود. اگر يك اصلاحيه كه تا كنون مورد بررسي قرار نگرفته موضوع معقولي را مطرح كند چون فقط براي زباني كاربرد داشت كه طي اين فرايند از آئيننامه ناپديد شده است، البته كه ناديده گرفته ميشود؛ اما اگر اصلاحيهها به ترتيب مناسبي كه در بالا گفته شد مطرح شوند، چنين وضعيتي معمولاً نبايد بروز بيابد.<br class='autobr' />
رأي نهايي به اصلاح آئيننامه بايد شمارش و گزارش شود مگر آنكه با اجماع آراء به تصويب برسد.</p> <p><strong>اصلاح يك اصلاح پيشنهادي به آئيننامه </strong></p> <p>هرچند اصلاحيههاي يك اصلاح پيشنهادي آئيننامه ميتوانند در هر دو درجه اوليه و ثانويه مطرح شوند (اگربه كاربردني باشند) و با اكثريت آراء و بدون اخطار قبلي به تصويب برسند، اما اين اصلاحيهها مشروط به حدي از تغييراتي هستند كه مطرح ميكنند. <br class='autobr' />
اگر آئيننامه اصلاح خود را به اخطار قبلي مشروط سازد (كه بهتر است مشروط سازد)، يا اگر مشروط نسازد اما اخطار صادر شده باشد و اكثريت كل اعضاء حاضر نباشند، هيچ اصلاحيه اصلاح آئيننامهاي كه تعديل در يك ماده يا مقرره را كه قرار است تغيير كند، افزايش دهد، طبق دستور نخواهد بود (نگا ك: خصوصيت استنادارد 6. ص. 295). اين قيد مانع از اين ميشود كه اعضاء پيشنهاد يك تغيير كوچك را مطرح كنند و بعد از غيبت اعضاء استفاده كرده و يك اصلاحيه بزرگتر را به عنوان اصلاحيه اصلاحيه پيشنهاد دهند. به اين قرار، اگر آئيننامه حق عضويت سالانه را 10 دلار تعيين كرده باشد، و اصلاحيه در دست بررسي خط زدن 10 دلار و گنجاندن 25 دلار باشد، هر اصلاحيهاي كه رقم 25 را به رقمي بين 25 تا 10 تغيير دهد، طبق دستور است، اما هر اصلاحيهاي كه رقم 25 را به كمتر از 10 يا بيشتر از 25 تعديل كند، حتي بر اساس اجماع عمومي، خارج از دستور خواهد بود. صدور اخطار قبلي مبني بر پيشنهاد افزايش حق عضويت به بيش از 25 دلار يا كاهش آن به زير 10 دلار سبب حضور اعضاء مخالف اين تعييرات در نشست و دادن رأي مخالف آنان ميشد. همين اصل در مورد اصلاحيهاي با ماهيت جايگزين بخشها يا مادهها (بازنگري محدود) نيز، همانگونه كه پيشتر توضيح داده شد، كاربرد دارد: جايگزين پيشنهادي به روي اصلاحيههايي مفتوح است كه تغيير را كاهش دهند، و نه اينكه تعييرات را افزايش دهند يا تغييرات جديدي مطرح كنند. به اين ترتيب، اگر يك اصلاحيه در دست بررسي يك قاعده جديد را به جاي قاعدهاي جايگزين ميكند كه حق ورودي و حق عضويت را تعيين كرده است، و جايگزين پيشنهاد ميكند كه حق ورودي تغيير كند اما هيچ تغييري در حق عضويت را مطرح نكرده باشد، در اين صورت اصلاحيه كه تغيير در حق عضويت سالانه را مطرح كند خارج از دستور خواهد بود. <br class='autobr' />
اصلاحيههاي مبتني بر خط زدن يك جمله، بند يا بخش مستلزم توجه ويژهاند. در چنين مواردي، خود آئيننامه موجود در معرض بررسي نيست، بلكه فقط اصلاحيهها مورد بررسي قرار ميگيرند. اگر اخطار صادره حاكي از خط زدن يك شرط از آئيننامه باشد و بعضي از اعضاء احساس كنند كه آن شرط با بعضي تغييرات كه جوهر آن خارج از آن اخطار است بايد حفظ شود، اين اعضاء بايد بلافاصله اخطار اصلاحيه نسبت به شرايط مندرج در آئيننامه موجود را كه فكر ميكنند معقول است، صادر كنند. در غير اين صورت، طرفداران شرط موجود فرصت مصالحه بر سر حفظ جزئي آن را از طريق تكميل آئيننامه موجود از دست خواهند داد.</p> <p><strong>دادن اخطار اصلاحيه</strong></p> <p>اخطار اصلاحيه آئيننامه بايد به صورت رسمي به چنين شكلي واژهبندي شود: «اصلاح بخش دوم ماده IV آئيننامه، با خط زدن «مارس» و گنجاندن «آوريل» پس از كلمات «دومين سهشنبه ماه». اگر لازم است اطلاعيه كتبي باشد، بايد از سوي دو عضو امضاء شود، كه در آن صورت هم پيشنهاد دهنده و هم حمايت كننده خواهند بود. اگر آئيننامه محدوديتي براي صدور اخطار تعيين نكرده باشد تمام اعضاء ميتوانند اخطار بدهند. اگر اخطار بايد در جريان برگزاري نشست داده شود، معمولاً به عنوان كار جديد انجام ميشود، هرچند در هر زماني انجام شدني است، حتي پس از آنكه در مورد ختم جلسه رأيگيري شده باشد، به شرطي كه رئيس عملاً ختم جلسه را اعلام نكرده باشد. كميته آئيننامه ميتواند اخطار را در همان بخش از برنامه جلسه كه به گزارشهاي كميته اختصاص يافته است، گزارش دهد. اگر قرار است اخطارها از طريق نامه داده شود، انجمن مسؤل تقبل هزينه ارسال نامهها خواهد بود. وقتي اخطار اصلاح آئيننامه داده شده باشد به دستور عام نشستي ميشود كه قرار است در آن مورد بررسي قرار بگيرد. اخطار بايد به طور كامل اعضاء را از تغييرات مورد انتظار آگاه سازد. نشان دادن آئيننامه موجود و آئيننامه با اصلاحهاي پيشنهادي در دو ستون موازي وسيلهي خوبي است به شرطي كه اصلاحيه دقيق، بالاي دو ستون، به شكل رسمي، قيد شود. وقتي اخطار اصلاح آئيننامه در يك نشست علني داده ميشود، در همان زمان نميتواند بررسي شود، مگر آنكه با صلاحديد رياست جلسه به صورت غيررسمي و اجمالي مورد مذاكره قرار بگيرد نگا ك:: ص. 84-383).</p> <p><strong>زماني كه اصلاح آئيننامه اجرايي ميشود</strong></p> <p>اصلاحيه آئيننامه پس از تصويب بلافاصله مٌجرا ميشود مگر آنكه پيشنهادي براي تعيين زمان ديگري براي آغاز اجرايي شدن آن تصويب شود، يا مجمع از پيش با تصويب پيشنهادي اين زمان را مشخص كرده باشد. هنگامي كه اصلاحيه در دست بررسي است، پيشنهادي ميتواند مطرح شود تا عبارات مصوبه را با افزودن چيزي شبيه اين اصلاح كند: «. . . با اين شرط كه [يا مشروط به اينكه] اين اصلاحيه تا خاتمه اين نشست سالانه به اجرا در نيايد». يا، هنگام بررسي اصلاحيه، يك پيشنهاد ضمني ميتواند تصويب شود مبني بر اينكه در صورت تصويب اصلاحيه، تا زمان مشخصي اجرا نشود. محدد ساختن خود آئيننامه با شروطي كه فقط براي مدت محدودي اثر داشته باشند اشتباه است. اگر سازوكار انتقال به مرحله اجرايي شدن يك آئيننامه بازنگري شده به روشهايي كه تصويب آنها به صورت موقت پيچيده باشد، چنين شرايطي ميتواند فهرست شده و در برگهاي جداگانه با عنوان «شرايط مرتبط با انتقال»، ضميمه سند بازنگري شود. در اين صورت، پيشنهاد تصويب بازنگري بايد به اين شكل مطرح شود: «پيشنهاد ميكنم آئيننامه بازنگري شده همراه با شرايط ضميه آن تصويب شود». <br class='autobr' />
اصلاحيه ماده مربوط به مقامها ممكن است در ارتباط با زمان اجرايي شدن مصوبه مشكلاتي را ايجاد كند، مگر آنكه مورد توجه قرار بگيرد. به عنوان نمونه، يك انجمن ميتواند آئيننامهاش را به نحوي اصلاح كند كه مزايا و وظايف مسؤلان از پيش انتخاب شده را تحت تأثير قرار دهد، و حتي يك مسؤل را حذف كند؛ و اگر اين تمايل وجود داشته باشد كه اصلاحيه بر مسؤلان انتخاب شده اثري نگذارد، پيشنهاد چنين شرطي پيش از اخذ رأي براي مصوبه بايد به تصويب برسد، يا ميتوان اين شرط را به اصلاحيه پيشنهادي افزود كه بر مسؤلان انتخاب شده تأثيري نداشته باشد. بين انجمن و مسؤلانش عملاً قراردادي وجود دارد، و هرچند كه طرفين ميتوانند تا حدي نسبت به تعديل يا حتي خاتمه قرارداد اقدام كنند، چنين اقدامي بايد با ملاحظه منطقي طرف ديگر انجام شود. <br class='autobr' />
تذكر اين نكته مهم است كه، گرچه زمان اجرايي شدن اصلاح آئيننامه ميتواند از سوي مجمع به تأخير بيافتد، اصلاحيه بلافاصله بعد از تصويب به بخشي از آئيننامه تبديل ميشود. اگر اصلاحيه آئيننامه چاپ ميشود، يك پانويس يا وسيلهاي مشابه بايد خاطر نشان سازد كه متن اصلاحي هنوز اجرايي نيست و، اگر مطلبي با اصلاحيه حذف شده باشد، متن آن مقرره اگر هنوز براي سازمان اجرايي است بايد قيد شود.</p> <p><strong>عنوانها، سرفصلها، و شمارهي بخشها و مادهها</strong></p> <p>قبلاً رسم بود كه به منشي اجازه داده شود تا جاي خالي عنوانها، سرفصلها، و شمارهها و حروف مربوطه به بندها، بخشها، و مادهها و از اين قبيل را، پس از آنكه مجمع آئيننامه يا اسناد طولاني را تصويب كرد، پركند. با چنين عنوانگذاريهايي مانند حاشيهنويسي رفتار ميشد كه به صورت اداري قابل اصلاح بود. امروزه روش معمول اين زيرعنوانها يا شمارهگذاريها يا حروف را به عنوان بخشي از آنچه كه از سوي مجمع تصويب ميشود، در نظر ميگيرد. <br class='autobr' />
در روند اصلاح اسناد مصوبي از اين دست، تغييرات لازم در عنوانها به وسيله شماره و حرف، حتي اگر خاطر نشان نشود، بيترديد بايد به عنوان بخشي از اقدام مجمع فرض شود. به عنوان نمونه، اگر مجمع اين پيشنهاد را تصويب كرد كه «پس از ماده III ماده IV به اين شرح گنجانده شود. . . » منشي يا كميته البته كه بهتر است شماره مواد بعدي را يك رقم اضافه كند، حتي اگر پيشنهاد مصوب اشارهاي به اين امر نكرده باشد. فقط مجمع ميتواند عنوانها يا سرفصلها را، اگر اين تغييرات در معناي آنها مؤثر باشد، تحت قواعد ناظر بر آئيننامه و اسناد ديگر اصلاح كند و اين اختيار را نميتواند تفويض كند. با اين حال، تصحيح شماره ماده يا بخش يا ارجاعها را كه منجر به تغيير معنا نخواهد شد، ميتوان به منشي يا به يك كميته تفويض كرد. يك مجمع ميتواند اختيارات خود را در ارتباط با يك مورد خاص، با تصويب قطعنامهاي، به عنوان نمونه، به شرح زير تفويض كند:</p> <p>تصويب شد، كه منشي [يا «كميته . . . »] اختيار داشته باشد عنوان بخشها، مادهها، علامتگذاري، و ارجاعهاي درون متن را تصحيح كند وساير تغييرات فني از اين دست را كه لازم است تا نيت انجمن را در رابطه با . . . منعكس كند انجام دهد.</p></div>
اصول زیر بنایی قانون پارلمان
http://kadrha.com/spip.php?article157
http://kadrha.com/spip.php?article1572016-01-11T17:54:09Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>برای استدلال اینکه چرا رفتار شرافتمندانه مهمترین ویژگی هر جامعه یا انجمن است (انجمن، نه به معنای با هم بودن برای قوی شدن، آنطور که آن پدر محتضر، طبق روایت کتابهای درسی دوره دبستان، با بستن ترکهها به هم، به پسرانش یاد میداد، بلکه به معنای با هم بودن برای انسان شدن)، لازم بود به اصول زیربنایی قانون پارلمان استناد شود. به همین خاطر، ترجمه این اصول، از ویرایش دهم کتاب دستورنامه رابرت (سال ۲۰۰۰) در ادامه تقدیم علاقمندان میشود. در عین حال، متن انگلیسی این قسمت از کتاب نیز در بخش انگلیسی این وب سایت منشر شده است تا کسانی که این بحثها را با دقت و تأمل بیشتری (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique36" rel="directory">ديباچه </a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L111xH150/arton157-6959a.png" width='111' height='150' />
<div class='rss_chapo'><p>برای استدلال اینکه چرا <a href="http://kadrha.com/spip.php?article154" class='spip_in'>رفتار شرافتمندانه مهمترین ویژگی هر جامعه یا انجمن</a> است (انجمن، نه به معنای با هم بودن برای قوی شدن، آنطور که آن پدر محتضر، طبق روایت کتابهای درسی دوره دبستان، با بستن ترکهها به هم، به پسرانش یاد میداد، بلکه به معنای با هم بودن برای انسان شدن)، لازم بود به اصول زیربنایی قانون پارلمان استناد شود. به همین خاطر، ترجمه این اصول، از ویرایش دهم کتاب <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a> (سال ۲۰۰۰) در ادامه تقدیم علاقمندان میشود. در عین حال، متن انگلیسی این قسمت از کتاب نیز در <a href="http://kadrha.com/spip.php?article155" class='spip_in' hreflang='en'>بخش انگلیسی</a> این وب سایت منشر شده است تا کسانی که این بحثها را با دقت و تأمل بیشتری دنبال میکنند بتوانند به متن اصلی این اصول دسترسی داشته باشند.</p> <p>خاطر نشان میکند این ترجمه نهایی نیست و آنچه که قرار است - گوش شیطان کر - به صورت کتاب کاغذی در آینده نزدیک منتشر شود، ترجمه <a href="http://kadrha.com/spip.php?article113" class='spip_in'>ویرایش یازدهم</a> این کتاب خواهد بود که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده است.</p> <p>نکته بسیار مهم در مورد این اصول این است که تمام اعضای یک انجمن، یا تمام احاد یک ملت نیز نمیتوانند هیچ یک از این اصول و هیچ یک از قواعد قانون پارلمان را که حافظ این اصول هستند، حتی برای یک لحظه تعلیق کنند و نادیده بگیرند. و اگر با مجموعهی قواعد قانون پارلمان آشنا بشوید، درخواهید یافت که نمیتوان فهرست ثابتی از قواعد حافظ اصول پارلمانی را به عنوان <a href="http://kadrha.com/spip.php?article76" class='spip_in'>قواعد تعلیقناپذیر</a> تدوین و اعلام کرد. به همین دلیل، تشخیص این دسته از قواعد قانون پارلمان مستلزم رسیدن به مرحله اجتهاد - یا به بیان دیگر - دریافت گواهی پروفشنال از بورد این پروفشن است. تلاش دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) نیز تربیت و پرورش متخصصان پروفشنال و تشکیل نخستین بورد پروفشن پارلمانی در ایران است. و اما اصول زیربنایی قانون پارلمان:</p></div>
<div class='rss_texte'><dl class='spip_document_111 spip_documents spip_documents_center'>
<dt><img src='http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L500xH681/44444-50d0f.png' width='500' height='681' alt='PNG - 656.7 kb' /></dt>
<dt class='spip_doc_titre' style='width:350px;'><strong>در مقام تشبیه میتوان گفت: قانون اساسی یک کشور، آئیننامه مجلس، و یا اساسنامه یک سازمان، قسمت بیرونی کوه یخ قانون پیشگزیده و عرفی دموکراسی هستند که در اقیانوس دانش و فلسفهی حق پارلمانی شناور است. البته، مشروط به اینکه، مردم آن کشور، نمایندگان آن مجس، و اعضای یک سازمان، با قانون پیشگزیده دموکراسی آشنا بوده باشند و قانون اساسی، آئیننامه و اساسنامهی خود را بر اساس حقوق پارلمانی تدوین کرده باشند.</strong></dt>
</dl>
<p><strong>اصول زيربنايي قانون پارلمان</strong></p> <p>قواعد قانون پارلمان كه در اين كتاب ارايه شده است، در تحليل، برساختهاي مبتني بر توزان دقيق حقوق اشخاص و زيرگروههاي درون كل اعضاي يك سازمان يا يك مجمع تلقي خواهند شد. يعني، اين قواعد بر رعايت حقوق:<br class='autobr' />
• اكثريت<br class='autobr' />
• اقليت، به ويژه يك اقليت قوي - بزرگتر از يك سوم،<br class='autobr' />
• اعضاي منفرد، <br class='autobr' />
• غائبان، و <br class='autobr' />
• تمام اينها با هم، <br class='autobr' />
مبتني هستند. <br class='autobr' />
شيوه حفاظت از تمام اين حقوق در حد متناسب محتواي عمده قانون پارلمان را شكل ميدهد، و نياز به اين حفاظت ميزان تحول در اين قانون را تحميل ميكند. <br class='autobr' />
رويه پارلماني كل اعضاي يك سازمان را - كه اراده عمومي خود را از طريق مجمع اعضاء نشان مي دهند - قادر ميسازد تا هم يك رهبري كارآمد را، آنطور كه مايل هستند، مستقر و قدرتمند سازند، و هم در عين حال، با دقت درجهاي از كنترل مستقيم بر امور خودشان را، كه تصميم ميگيرند براي خودشان محفوظ نگه دارند، اِعمال كنند.<br class='autobr' />
در نهايت، اين اكثريت حاضر در مجمع است كه، فقط در پي ارايه فرصت يك روند مشورتي مذاكره آزاد و كامل، اراده عمومي را تعيين ميكند. فقط دو سوم يا تعداد بيشتري از حاضران و رأي دهندگان ميتوانند اقليت يا هر عضوي را از حق چنين مذاكرهاي محروم سازند.<br class='autobr' />
در اين ارتباط، يك فرض زيربنايي پذيرفته شده است كه هر فرد يا زير گروهي حق دارد، تا آنجا كه بتواند در چارچوب منافع كل گروه تحمل شود، بيشترين تلاش خود را انجام دهد تا موضعاش به عنوان اراده مجمع اعلام شود، حتي اگر اِعمال اين حق هميشه عاقلانه و مفيد نباشد.<br class='autobr' />
اصل مهم ديگر، به مثابه حفاظت در برابر بيثباتي ناشي از، به عنوان مثال، عواملي مانند تنوعات جزئي در تعداد حاضران، اين است كه الزامها براي تغيير يك اقدام قبلي سختتر از الزامهاي انجام آن اقدام در مرحله اول است. <br class='autobr' />
تحت قواعد قانون پارلمان، يك تشكيلات تصميمگيري، اساساً يك عامل آزاد است - آزاد براي انجام آنچه كه ميل دارد با بيشترين حد حفاظت براي خودش و بيشترين حد توجه به حقوق اعضائش.<br class='autobr' />
كاربرد قانون پارلمان بهترين روشِ تا كنون ابداع شده براي توانمندسازي مجامعي است در هر اندازه، با احترام كامل به نظر تمام اعضاء، براي رسيدن به اراده عمومي در مورد بيشترين تعداد از موضوعها با پيچيدگيهاي متفاوت در كمترين زمان و تحت انواع فضايهاي داخلي از هماهنگي كامل تا اختلاف نظر عميق يا شديد.</p></div>
دستورنامه رابرت، فصل هیجدهم، بخش ۵۶: بعضی از اصول تفسیر
http://kadrha.com/spip.php?article152
http://kadrha.com/spip.php?article1522016-01-07T02:52:13Ztext/htmlfaگروه نويسندگان
<p>هرچه سازمانهای ایرانی بزرگتر و تقسیمکار در آنها پیچیدهتر میشود، ضرورت ارتقای مهارتهای تکنیکی برای ثبت و ضبط پراکتیسهای حقوقی سازمانها نیز ملموستر خواهد شد. همانطور که روزگاری میشد امور مالی یک حجره را با حساب سیاق نگه داشت، اما امروز تصور یک بنگاه تجاری بدون نظام پیچدهی حسابداری، غیرممکن شده است، رتق و فتق امور حقوقی سازمانها نیز هر روز پیچدهتر میشود و تعداد هرچه بیشتری از مسؤلان انواع سازمانها این نیاز را بیشتر احساس میکنند. در چنین شرایطی، دستورنامه رابرت، در سطح مدیریت، میتواند راهگشا باشد. هرچند دستورنامه رابرت، به مثابه بخش عمومی (...)</p>
-
<a href="http://kadrha.com/spip.php?rubrique67" rel="directory">فصل هيجدهم: آئيننامه </a>
<img class='spip_logos' alt="" align="right" src="http://kadrha.com/local/cache-vignettes/L139xH150/arton152-da43c.png" width='139' height='150' />
<div class='rss_chapo'><p>هرچه سازمانهای ایرانی بزرگتر و تقسیمکار در آنها پیچیدهتر میشود، ضرورت ارتقای مهارتهای تکنیکی برای ثبت و ضبط پراکتیسهای حقوقی سازمانها نیز ملموستر خواهد شد. همانطور که روزگاری میشد امور مالی یک حجره را با حساب سیاق نگه داشت، اما امروز تصور یک بنگاه تجاری بدون نظام پیچدهی حسابداری، غیرممکن شده است، رتق و فتق امور حقوقی سازمانها نیز هر روز پیچدهتر میشود و تعداد هرچه بیشتری از مسؤلان انواع سازمانها این نیاز را بیشتر احساس میکنند. در چنین شرایطی، <a href="http://kadrha.com/spip.php?article17" class='spip_in'>دستورنامه رابرت</a>، در سطح مدیریت، میتواند راهگشا باشد. هرچند دستورنامه رابرت، به مثابه بخش عمومی قانون عرفی پارلمان، سلسله مدارجی از معنا دارد که، به ترتیب در سپهرهای مدیریتی، سیاسی، حقوقی، قانونی، اخلاقی و فلسفی مورد بحث قرار میگیرد. اما اصول تفسیر آن - که میتواند در مورد آئیننامهها و سایر قواعد و اسناد مصوب هر سازمان کاربرد داشته باشد - به ویژه، برای مدیران سازمانها و در سطح دانش مدیریت، قابل توجه است. به همین دلیل، این قسمت از کتاب که در پایان بخش ۵۶ ویرایش دهم دستورنامه رابرت آمده است، در ادامه و به صورت مستقل، با ذکر نکتهای در خصوص «تفسیر»، تقدیم علامندن میشود.</p> <p>برخلاف مکاتبی که خودشان را «فرزند زمان خویشتن» میدانند و هر مکلا و معممی از هر شهر و دهی اصول و قواعد آن را تفسیر میکند، و فهم شخصی خودش را عین منظور واقعی باری تعالی میداند! هر نوع تغییر در قانون پارلمان را یک اصل تغییر ناپذیر دیکته کرده است: روش حفظ حقوق اکثریت، اقلیت، افراد، غائبان و تمام اینها با هم و به شکل متوازن (متناسب با وزن آرا). بله. گفتن این جمله بسیار ساده است، اما برای پی بردن به اینکه چنین اصلی چگونه در عمل محقق شده است، باید با حدود هشتصد صفحه قواعد مندرج در دستونامه رابرت آشنا شد که مثل یک نظام ریاضی، مجموعهی منسجمی از قواعد را ارایه داده است که در طول فرایندهای حقوقی تعیین حق حاکمیت در یک گروه، حقوق متوازن اکثریت، اقلبت، افراد، عائبان و تمام اینها را با هم تعیین و تعریف کرده است. و جالب است که کل این فرانید نیز محصول مشترک جوامع عقلگرای بشری است و نه محصول خلاقیت نویسندگان این کتاب. در چنین نظامی از قواعد انتزاعی حقوقی، تفسیر به معنایی که در مورد برخی از متون دینی به کار میبرند نیست. بلکه بیشتر یک فن و تکنیک است که باید آن را فرا گرفت و طبق آن عمل کرد. بعضی از اصول این نوع تفسیر اسناد حقوقی انواع سازمانها در ادامه تقدیم شده است.</p> <p>برای نکات ویرایشی این متن، لطفاَ مقدمه <a href="http://kadrha.com/spip.php?article149" class='spip_in'>بخش ۵۶</a> را مرور فرمایید: </p></div>
<div class='rss_texte'><p><strong>بعضی از اصول تفسير</strong></p> <p>در تهيه آئيننامه و تفسير آن، اصول تفسير زير- كه در مورد ساير قواعد و اسناد مصوب يك سازمان كاربرد يكسان دارند- ممكن است مفيد باشند.</p> <p>1) هر انجمني براي خودش در مورد معناي آئيننامهاش داوري ميكند. با اين همه، وقتي معنا روشن باشد، انجمن حتي با توافق عمومي نميتواند آن معنا را تغيير دهد مگر با اصلاح آئيننامه. پيش از هر موردي براي تفسير ميبايست ابهامي وجود داشته باشد. اگر يك قسمت از آئيننامه مبهم باشد، در صورت امكان بايد در هماهنگي با ساير قسمتهاي آئيننامه تفسير شود. تفسير بايد در انطباق با نيت انجمن هنگام تصويب آئيننامه، تا جايي كه ميتوان آن را تعيين كرد، صورت پذيرد. وانگهي، نيت هيچ نقشي ايفاء نميكند مگر آنكه معنا ناروشن يا غيرقطعي باشد، اما وقتي ابهامي در ميان باشد، رأي اكثريت تعيين تكليف ميكند. عبارت مبهم يا ترديدآميز بايد حتيالامكان اصلاح شود.</p> <p>2) وقتي مقررهاي در آئيننامه مستعد دو معنا باشد، يكي از آنها با مقرره ديگر آئيننامه در تعارض باشد يا آن را غيرمعقول كند، و معناي ديگر چنين نباشد، معناي اخير بايد به عنوان معناي درست تلقي شود. به عنوان نمونه، فرض كنيد كه آئيننامه مسؤلان را به عنوان «يك رئيس، يك نايب رئيس، يك منشي، يك خزانهدار، و پنج عضو ديگر كه همه به عنوان اعضاء بورد خدمت ميكنند. . . » تعريف كرده باشد. فرض كنيد كه در جاي ديگر نيز آئيننامه از عضو بورد بودن «مديران» سخن بگويد. اين عقيده كه «مديران» جزو مسؤلان نيسند و اعضاء اضافي بورد محسوب ميشوند در آئيننامه يك تعارض ايجاد ميكند و نميتواند معناي حقيقي تلقي شود. «اعضاي ديگر» همان «مديران» مديران هستند.</p> <p>3) يك قاعده يا يك حكم كلي هميشه از يك قاعده يا يك حكم خاص اقتدار كمتري دارد و تسليم آن ميشود. بيان يك قاعده با تمام جزئيات آن در هر بار ارجاع به آن عملي نيست. احكام كلي قواعد به ندرت در تمام موارد استعمال احتمالي آنها به صورت مطلق صدق نميكنند. هميشه بايد يك حكم خاص از يك قاعده كه جزئيات كاربردي براي يك مورد مشخص را ارايه ميدهد مورد بررسي قرار بگيرد. به عنوان نمونه، در بخش دو ماده سه آئيننامه نمونه، (ص.66- 565) قيد شده است كه «هر ساكن بزرگسال» با دو سوم آراء به عنوان عضو انتخاب خواهد شد. اين يك حكم كلي است كه از شرطي كه در بخش يك همان ماده مبني بر محدوديت عضويت به دويست نفر قيد شده است پائينتر قرار ميگيرد. به اين ترتيب، انجمن قدرت ندارد عضو دويست و يكم را با دو سوم آراء بپذيرد. هيچ كس حق ندارد يك حكم كلي را به عنوان مرجع عليه يك حكم خاص نقل كند.</p> <p>4) اگر آئيننامه به طور خاص بعضي چيزها را مجاز سازد، به موجب آن، چيزهاي ديگر از همان طبقه ممنوع ميشود. فرض بر اين است كه هيچ چيز بيدليل در آئيننامه گنجانده نميشود. دليل معتبري براي مجاز ساختن انجام بعضي چيزها كه بتوان بدون اجازه آئيننامه انجام داد، نميتواند وجود داشه باشد، مگر آنكه نيت از مجاز ساختن آن چيزها، ممنوع ساختن ساير چيزها ازهمان طبقه باشد. از اين قرار، وقتي بخش يك ماده IV آئيننامه نمونه (ص 67-566) برخي از مسؤلان را فهرست ميكند، انتخاب مسؤلان ديگري كه نامشان قيد نشده است، مانند افسر انتظامات، ممنوع است.</p> <p>5) مقررهاي كه بعضي امتيازها را اعطاء ميكند حق برخي از امتيازها را تصويب ميكند، اما يك امتياز بزرگتر را ممنوع ميكند. بخش دوم مادهي VI آئيننامه نمونه (ص.568) قيد كرده است كه هيأت اجرايي ميتواند «ساعت و مكان نشستهاي انجمن را تعيين كند». بنا بر اين هيأت ميتواند زمان يا مكان نشستهاي انجمن يا هر دو را تغيير دهد. اما نميتواند روز تعيين شده نشست را عوض كند.</p> <p>6) يك ممنوعيت يا محدوديت هر چيزي بزرگتر از آنچه را كه ممنوع است، يا فراتر از آن محدوديت ميرود، ممنوع ميكند؛ اما آنچه را كه كمتر از محدوديت است مجاز ميسازد، و نيز چيزهايي از همان طبقه را كه در آن ممنوعيت يا محدوديت ذكر نشده باشند يا آشكارا نامناسب نباشند مجاز ميسازد. بخش چهار مادهي IV آئيننامه نمونه (ص567) يك عضو را به احراز يك سمت در آن واحد محدود ميكند. اين محدوديت، البته كه همراه با خود محدوديت احراز بيش از دويا سه سمت را نيز با خود دارد. جملهي بعدي بخش چهار ماده IV مسؤلان را به احراز دو دورهي متوالي يك سمت محدود ميسازد (ص. 567). به اين ترتيب، يك مسؤل نميتواند سه يا چهار دوره متوالي سمتي را احراز كند، اما ميتواند كمتر از دو دوره متوالي مسؤليت بپذيرد. ماده IX آئيننامه نمونه (ص.570) اصلاحيههاي آئيننامه را محدود به آنهايي كرده كه از پيش اعلام شده باشند و با دو سوم آراء به تصويب برسند. بر اين قرار، تغيير يك كلمه نيز ممنوع است مگر آنكه شرايط فراهم شود، و بازنگري كل آئيننامه نيز مستلزم برداشتن همان گامهاست.</p> <p>7) تحميل يك تنبيه مشخص براي يك اقدام خاص افزايش يا كاهش تنبيه را ممنوع ميسازد. اگر آئيننامه اعلام كند كه عضويت يك عضو هيأت مديره به دليل عدم حضور در سه نشست متوالي لغو ميشود، وي نميتواند با رأي هيأت مديره ابقاء شود، و نميتواند تنبيهي سختتر، از قبيل پرداخت جريمه را تحمل كند. اگر، به عنوان نمونه، اين تمايل وجود داشته باشد كه به هيأت اجازه داده شود تا تنبيه را كم يا حذف كند، يا افزايش دهد، آئيننامه نبايد تنبيه را تعيين كند يا بايد كاهش، افزايش يا حذف تنبيه را به طور خاص پيشبيني نمايد.</p> <p>8) در مواردي كه آئيننامه يك اصطلاح عام و نيز دو يا چند اصطلاح خاص را كه زير اصطلاح عام قرار ميگيرند به كار ببرد، قاعدهاي كه در آن فقط اصطلاح عام مورد استفاده قرار گرفته باشد براي تمام اصطلاحهاي خاص كاربرد دارد. وقتي آئيننامه در فهرستبندي انواع عضويت پيشبيني ميكند كه «اعضاء ميتوانند فعال، وابسته، و افتخاري» باشند، اصطلاح عام «عضو» براي كاربرد در مورد هر سه نوع عضو مورد استفاده قرار ميگيرد. اما اگر، در ماده مربوط به اعضاء، اعلام شود كه اعضاء ميتوانند هم عضو فعال و هم عضو وابسته باشند، يا اگر آن ماده صرفاً «اعضاء» را بدون دستهبندي توصيف كند، مانند ماده III آئيننامه نمونه (66-565)، اصطلاح «عضو» فقط براي آن دستهها يا آن دسته از اعضاء به كار ميرود، حتي اگر اعضاء افتخاري در جاي ديگري پيشبيني شده باشد- كه در اين صورت عضو افتخاري عضو واقعي نيست. همچنين، اگر آئيننامه «مسؤلان انتخابي» و «مسؤلان انتصابي» را پيشبيني كند، كلمهي «مسؤلان» يا عبارت «تمام مسؤلان»، كه جاي ديگري براي تعيين مدتي كه سمتها بايد احراز شود، مورد استفاده قرار بگيرد، هم براي مسؤلان انتخابي و هم براي مسؤلان انتصابي كاربرد دارد.</p></div>